eitaa logo
𝐄𝐧𝐭𝐞𝐤𝐡𝐚𝐛 𝐦𝐚𝐧၇⃪⃖ꪆ୧
214 دنبال‌کننده
34 عکس
4 ویدیو
0 فایل
کنآرِتوفَهمیدم‌عشق‌،فقط‌یك‌حس‌نیست؛یك‌آرامشِ‌عمیقه...𝝑𓏲🖇 ࢪمآن‌انتخآب‌مـن:درحآل‌پآࢪت‌گذآࢪی به‌قلم:رهــآ رآه‌ارتبآطےِ: @Mymoon1998 قصرمون: @hamimroman کدمون:𝟭𝟱𝟭📝 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه ها رعایت کنید قوانینو
𝐄𝐧𝐭𝐞𝐤𝐡𝐚𝐛 𝐦𝐚𝐧၇⃪⃖ꪆ୧🕯 شروین: باشه ببخشید سری از ترس حامی رفتم توی آشپزخونه و جواب تلفن دادم و بعد چنددقیقه حرف زدن قطع کردم حامی: داشت بارون میبارید هوا هم عین من دلش گرفته.. یه هودی مشکی با شلوار پوشیدم از اتاق اومدم بیرون سوئیچ رو برداشتم شروین: حامی کجا؟ حامی: میرم بیرون شروین: حامی حالت خوب نیست چیزی هم نخوردی حامی: گفتم میخوام برم بیرون شروین: حداقل بزار منم بیام حامی: شروین گفتم میرم سوار ماشین شدم راه افتادم سمت قبرستون ماشین رو پارک کردم رفتم چندتا شاخه گل خریدم و رفتم کنار سنگ قبر جانا نشستم گل هارو گذاشتم روی سنگش حامی: جانا روزام بدون تو خیلی بد میگذره کاش بودی کاش بیشتر باهات وقت میگذروندم کاش میتونستم یبار دیگه ببینمت عیکاش همه ی اینا یه خواب بود حامی: همینطوری داشتم با جانا حرف میزدم دلم نمیخواست از پیشش برم یهو یه بارون شدیدی اومد کلامو گذاشتم رو سرم و از جانا خدافظی کردم... دآمه‌دآرد..𓍱  ִֶָ ࣪ 
پـاࢪٺ‌جدیـد‌تقـدیم‌نگـاه‌هـاےزیباتـون^ྀི᪲🌚
𝐄𝐧𝐭𝐞𝐤𝐡𝐚𝐛 𝐦𝐚𝐧၇⃪⃖ꪆ୧
𝐄𝐧𝐭𝐞𝐤𝐡𝐚𝐛 𝐦𝐚𝐧၇⃪⃖ꪆ୧🕯 #Part38 شروین: باشه ببخشید سری از ترس حامی رفتم توی آشپزخونه و جواب تلفن دادم و
بمیرم برات با خواهرش حرف میزنه😭 داداش شریون بزار حامیم یکم تنها باشه ناراحته کاش همش خواب بوددد😭💔 عالیییی بود
رهااااا توروخدااا همه‌ی اینا یه خواب باشههه جووون منننننن