اونایی که اومدید ناشناس گفتید از اول چنل نمیزدی و ...
خب الان ناراحتی که من چنل زدم لف بده راحت شو
چنل خودمه دلم هرکاری بخوام میکنم
نفور_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
اصلا هر وقت میخوای بده 🙃
قربونت برم که درک میکنی..
نفور_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
قربونت برم که درک میکنی..
خدا نکنه🎀🥺
واقعا سخته هم درس بخونی هم به چنل برسی بعضیا هم واقعا درک نمیکنن😔
من دیشب نتونستم پارت بدم امروز هم بیرون بودم دیدم چند تا لف داشتم واقعا خیلیا درکی از این موضوع که بابا ما هم کار و زندگی دارین دیگه!
نفور_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
70 تآیی شیم پارت بدم.. https://eitaa.com/sana_zeynab
یه نفر دیگه تا پارت حساسمون..
╭ ╼━╾ ୨ ꕨ ୧ ╼━╾ ╮
│𞥊 . ︨✩ 𝂅 𝂅 ׄ ⎯ㅤִㅤ੭
│ ֶ֢ 𔔁 ۫ ིྀᩘ 𝆺𝅥ㅤ𝆭 ˚ ִ
┊┊ ࣪ 𖠎ꤪ。 𝑚𝑦 𝑚𝑎𝑡ℎ 𝑡𝑒𝑎𝑐ℎ𝑒𝑟🕯️🩰>
╰╯. 𝑝𝑎𝑟𝑡 : ²⁸ ֶָ֢.้⌯
حانا: ح...ح..حام...ی ت...تو
این..ج..جا چ..چیکار میکنی ؟
حامی : تولدِ هستیه پسرم نیس
نه؟؟
حانا : توروخدا نگو بهشون...
<که پسره یه مشت خوابوند تو
صورتِ حامی ولی حامی جاخالی
داد...
حامی : سوییچو میگیری میری تو
ماشین ، زود باش
حانا : با...شه
• سوییچو گرفتم و رفتم تو ماشین
از نگاهِ حامی خون میبارید
سرمو بین دوتا دستام گذاشتم
و شقیقه هامو فشار میدادم
چرا من رفتم تو اون مهمونی؟
اصن اگه حامی نمیاومد چه
اتفاقی واسم میافتاد
ه..هستی!!!
خواستم از ماشین پیاده شم و
برم دنبال هستی ..
که دیدم حامی مچ دستشو
گرفته و داره میاد...
لباسایِ حامی پاره شده بودو
از گوشه ی لBش خ...ون میومد
از ماشین پیاده شدم تا برم سمتشون
که حامی با اون صدای خشن و جدیِ
همیشگیش که داخلش کمی مهربونی پنهان شده بود غرید..
حامی : بشین تو ماشین (داد)
- نشستم تو ماشین ، بدون اینکه
چیزی بگم ، چون ایندفعه
خط..اکار من بودم..
ولی صدای حامی،ایندفعه اون
مهربونیِ همیشگی رو داخل خودش
جا نداده بود..
و همین من رو آزار میداد
نشستن تو ماشین،هستی
نشیت عقب..
با صدایی که از تهِ چاه میومد
گفتم:
حانا: خوبی؟
هستی : آره..
تو ، تو حالت خوبه؟
حانا : هوم..
- حامی
حامی :ـــــ
حانا : ببخشید
حامی : اصن میدونی اگه
نمی اومدم....
الله اکبر..
حانا : واقعا منو ببخش
تو دردسر افتادی...
حامی:مهم نیست
خودت خوبی؟
اتفاقی نیفتاد که؟؟
حانا: نه چیزی نیست...
فقط..
گوشه لBت داره خون میاد
حامی : عب نداره
چیز خاصی نیست
•حانا؛
گوشیمو روشن کردم
6 تا تماسِ بی پاسخ از
آراد داشتم ..
زنگ گوشیِ حامی به صدا در اومد..
رینگگگ،رینگگگگ،رینگگگگگ
حامی با کلافگی گوشی رو برداشت
و رو به من لB زد
حامی :....
ꨴޯޯޯޯޯ᰷ެֵֵֵֵֵ᷎᷎᷎᷎᷎᷎᷃᷃᷃᷃᷃᷃ ᷼𑂴 ᰷ ۪ 𑂴ꪴຼִ
ॱ۟ ݂ ‿ຼִꨵ ٜ.
‿᷼ᤳᮢ֑ ݂ https://eitaa.com/hamimsana 𝇁݁֙ܰꨳ ֑᷼‿ᩞ
𝑝𝑎𝑖𝑎𝑛𝑒 𝑝𝑎𝑟𝑡𝑒 : ²⁸ ୧୨
~🕯️🩰>
꒷⏝꒷۰ ֶָ ׁ🕯 ˖˙꒷⏝꒷۰