╭ ╼━╾ ୨ ꕨ ୧ ╼━╾ ╮
│𞥊 . ︨✩ 𝂅 𝂅 ׄ ⎯ㅤִㅤ੭
│ ֶ֢ 𔔁 ۫ ིྀᩘ 𝆺𝅥ㅤ𝆭 ˚ ִ
┊┊ ࣪ 𖠎ꤪ。 𝑚𝑦 𝑚𝑎𝑡ℎ 𝑡𝑒𝑎𝑐ℎ𝑒𝑟🕯️🩰>
╰╯. 𝑝𝑎𝑟𝑡 : ³¹ ֶָ֢.้⌯
صبا : حانا خوابی ؟
حانا : جونم مامان ؟
صبا : اومدم از طرف داداشت ازت عذر خواهی کنم.
حانا : مهم نیس فداتشم ..
صبا : چیزی لازم نداری ؟
حانا : نه ، شبت خوش
صبا : شبت به زیباییِ رنگِ چشمات
• فردا صبح •
از خواب بیدار شدم کارامو کردمو با ماشین خودم رفتم رفتم دانشگاه.
دانشگاه هم تموم شد ..
ولی من بعد از دانشگاه نرفتم خونه و رفتم
کافه ی همیشگیم..
نشستم و یه قهوه سفارش دادم ،
روبروم یه پسری نشسته بود که چشماش
خیلی آشنا بود واسم ، خیلییییی
بهش فک نکردم ، ولی احساس عجیبی
داشتم..
اومد صندلی روبروم نشست..
خودش بود ، باورم نمیشه..
آریا بود ، آریا...
عش...ق بچگیام..
همونی که حاضر بودم جونمو واسش بدم
همونی که یهو به طور عجیبی از زندگیم محو شد...
حالا دوباره فرصت تازه ای برایِ باهم بودن داشتیم..
آریا : ...
ꨴޯޯޯޯޯ᰷ެֵֵֵֵֵ᷎᷎᷎᷎᷎᷎᷃᷃᷃᷃᷃᷃ ᷼𑂴 ᰷ ۪ 𑂴ꪴຼִ
ॱ۟ ݂ ‿ຼִꨵ ٜ.
‿᷼ᤳᮢ֑ ݂ https://eitaa.com/hamimsana 𝇁݁֙ܰꨳ ֑᷼‿ᩞ
𝑝𝑎𝑖𝑎𝑛𝑒 𝑝𝑎𝑟𝑡𝑒 ³¹ ୧୨
~🕯️🩰>
꒷⏝꒷۰ ֶָ ׁ🕯 ˖˙꒷⏝꒷۰
╭ ╼━╾ ୨ ꕨ ୧ ╼━╾ ╮
│𞥊 . ︨✩ 𝂅 𝂅 ׄ ⎯ㅤִㅤ੭
│ ֶ֢ 𔔁 ۫ ིྀᩘ 𝆺𝅥ㅤ𝆭 ˚ ִ
┊┊ ࣪ 𖠎ꤪ。 𝑚𝑦 𝑚𝑎𝑡ℎ 𝑡𝑒𝑎𝑐ℎ𝑒𝑟🕯️🩰>
╰╯. 𝑝𝑎𝑟𝑡 : ³² ֶָ֢.้⌯
آریا : خ..خودتی حانا؟؟
حانا : آ....آریایی؟؟ت...تو آریایی ؟
آریا : ح..حانا قربونت برم
میدونی چقد گشتم دنبالت؟؟
حانا : 🙂🙂
••آریا رو که دیدم ، حامی رو از یاد بردم
مگه آدم عش....ق بچگیشو فراموش
میکنه؟؟؟؟
مشغول شدیم به حرف زدن...
•<حامی..
خسته بودم ، داشتم میرفتم کافه
از پشت شیشه های کافه ، حانا رو
دیدم که با یه پسره ، مشغول شده به حرف زدن ، طوری باهاش حرف میزد
که انگار دنیا رو بهش دادن..
فک نمیکردم کسی تو زندگیش باشه..
یه لحظه دنیا دور سرم چرخید..
اون چشمایِ عسلیش ، اون خنده هاش،
اون نگاه های قشنگش که فکر میکردم قراره مال خودم بشه،از جلوی چشمام رد شد...
حالا من موندمو قلبی که هزار تیکه شد ، از رویایی که سهمِ من نمیشه...
ꨴޯޯޯޯޯ᰷ެֵֵֵֵֵ᷎᷎᷎᷎᷎᷎᷃᷃᷃᷃᷃᷃ ᷼𑂴 ᰷ ۪ 𑂴ꪴຼִ
ॱ۟ ݂ ‿ຼִꨵ ٜ.
‿᷼ᤳᮢ֑ ݂ https://eitaa.com/hamimsana 𝇁݁֙ܰꨳ ֑᷼‿ᩞ
𝑝𝑎𝑖𝑎𝑛𝑒 𝑝𝑎𝑟𝑡𝑒 ³² ୧୨
~🕯️🩰>
꒷⏝꒷۰ ֶָ ׁ🕯 ˖˙꒷⏝꒷۰
نفور_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
واییییی عالیییییی 🎀 🤍
مشخصه نمیخونیییی😔✨
الان هرکی باشه ج....رم میده🤣
نفور_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
╭ ╼━╾ ୨ ꕨ ୧ ╼━╾ ╮ │𞥊 . ︨✩ 𝂅 𝂅 ׄ ⎯ㅤִㅤ੭ │ ֶ֢ 𔔁 ۫ ིྀ
ثنااااااااا ببین من تورو ببینمممم پ....ارت میکنممممم
نفور_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
چه لذتی داشت چنلمو پاکیدم 🌝🎀🤣
خدایا اینو شفا بده