eitaa logo
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_ نفور
572 دنبال‌کننده
434 عکس
51 ویدیو
8 فایل
•درود‌ مآه بآنو•💙 •من اینجا رمآن مینویسم•💙 مارو به دوستات معرفی کن>>💙 📝𝟬𝟵𝟴 "عضو جمعیت نویسندگان📖" آیدیم ؛ @PvSsss کپی رو اصلا راضی نیستم ، اصلا🫴🏻 زاپاس: https://eitaa.com/joinchat/428213828C8123dee84c
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/hamimmoonn 400 شه تا پارت بدم ... توروخدا برید ، جونه منننن لطفااااااااا😭🛐
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁹ آوا : ح‍...‍حسام ن‍...نه حسام پاشو غلط کردم پاشو 😭 ــ بیمارستان ؛ پرستار : تسلیت میگم متاسفانه تموم کردن‌ن‌‌ن..... ــ پایان فلش‌بک ــ آوا : م‍...‍من؟ من نسبتی ندارم با برادرتون .. حامی : برادرم بود ... فوت شد .. آوا : اِ اِم خدا رحمتش کنه .. م‍...‍من برم .. حامی : برادرم جوون بود ... ماشین زد بهش .. با یه دختره بوده .. دختره میرسونتش بیمارستان ، وقتی میفهمه تموم کرده دُمِشو میزاره رو کولشو میره .. متنفرم ازش .. از کسی که باعث شد برادرمو از دست بدم ... آوا : خ‍...خدا بهتون صبر بده .. متاسفم.. حامی : خسته نباشید.. میتونید تشریف ببرید آوا : خدا نگهدار ... ــ داخل ماشین ــ سرمو به شیشه ماشین تکیه دادم .. حرفای حامی داخل سرم اِکو میشد .. 𝐏𝐚𝐢𝐚𝐧𝐞 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐞 ⁹ @hamimsana ╰───── • ◆ • ─────╯
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁰ ـ متنفرم ازش . . ـ متنفرم ازش .. ا...اون از من متنفره ؟ و‌... ولی من تقصیری نداشتم .. اشکام دونه دونه میریخت ... پشیمون بودم .. پشیمونِ پشیمون .. ــ ؛ خانم رسیدیم آوا : ممنونم ، بفرمایید.. ــ رفتم داخل خونه به همه سلام کردم لباسامو عوض کردم رفتم داخل سرویس بهداشتی جلوی آینه به صورتم زل زده بودم ـ نه آوا ، تقصیرِ تو نیس .. تو کاری نکردی . فقط ازش خواستی فراموشت کنه .. ـ نفس عمیقی کشیدم ، آبی به صورتم زدمو رفتم سرِ میز ـ ـ هیلدا : خب ، روز اول کاریت چطور بود؟ آوا : بد نبود آیلار : سخته کارِ ؟ آوا : نه بابا ــ با غذام بازی میکردم گشنم بود ، ولی نمیتونستم بخورم آوا : .. 𝐏𝐚𝐢𝐚𝐧𝐞 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐞 ¹⁰ @hamimsana ╰───── • ◆ • ─────╯
اتحاد سین زنی ، تا فردا ، ساعت ²⁰ وقت داره 💁🏻‍♀️