eitaa logo
حامیان انقلاب
297 دنبال‌کننده
20.3هزار عکس
14.4هزار ویدیو
836 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴اندر حکایت «فلسفه لاشخوری» و «فیلسوفان کفتاری» 🖊احمدحسین شریفی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شاید عناوینی چون «فلسفه لاشخوری» یا «فیلسوفان کفتاری» برای برخی از مخاطبان چندان خوشایند نباشد و آن را یک ناسزا و بدگویی تلقی کنند. اما این عناوین بهترین توصیف‌گر، واقعیت زندگی برخی از فیلسوفان است. هرگز قصد توهین به شخصیت آنان را ندارم؛ اما فلسفه برخی از افراد و موضع‌گیری‌های اجتماعی آنان بیانگر این حقیقت است. توضیح آنکه فلسفه‌ها و فیلسوفان را می‌توان به اعتبارات مختلفی دسته‌بندی کرد. و پاره‌ای از گذشتگان نیز این کار را کرده‌اند. فی المثل، فرانسیس ، فیلسوف شهیر انگلیسی، فیلسوفان را به سه دسته تقسیم می‌کرد: یک. «فیلسوفان مورچه‌سان»: که همچون مورچه صرفاً‌ به دنبال گردآ‌وری مطالب دیگران و نهایتاً‌ نظم و نسق دادن به آنها هستند و از خود هیچ آورده‌ای ندارند. دو. «فیلسوفان کرم‌ابریشم‌سان» که بدون اعتنا به ایده‌های دیگران، همواره از بزاق دهان خود، بر گرد خود می‌تنند و عاقبت در همین تارها می‌میرند. و سه. «فیلسوفان زنبورعسل‌گون» که همچون زنبور عسل در باغ‌ها و مزارع زندگی می‌کنند و گل‌ها را می‌یابند و شهد آن‌ها را می‌مکند و محصولی نو و تازه عرضه می‌کنند. 🔻به اعتقاد این بنده نیز از حیث «میزان پایبندی به حقایق و تفسیر و تبیین واقعیت‌ها» فیلسوفان را می‌توان به انواع مختلفی تقسیم کرد. تفصیل این بحث را به مقال و مجال دیگری می‌سپارم اما در اینجا فقط به دو دسته از آنها اشاره می‌کنم: یک. «فیلسوفان عقاب‌گونه» که از افقی بالا به حقایق می‌نگرند و همه جوانب مسأله یا مسائل مورد نظر را به وضوح و دقیق می‌بینند و به همین دلیل می‌توانند توصیف و تفسیر و تبیینی واقع‌بینانه و دقیق از مسائل ارائه ‌دهند. اینان هرگز به بیان مشکلات بسنده نمی‌کنند، بلکه به دلیل دید نافذ و جامعی که دارند همیشه برای مشکلات و گره‌های زندگی راه‌حل‌های واقع‌بینانه و پیش‌برنده هم عرضه می‌کنند. دو. «فیلسوفان کفتارصفت» اینان کسانی‌اند که در مواجهه با مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی، دقیقاً ویژگی‌های کفتارها و لاشخورها را دارند: یک. بیان و بنانی دریده و درنده دارند؛ دو. منحصراً از نعش‌ها و مرده‌ها تزریق و تغدیه می‌کنند؛ حتی اگر جسدی را در روی زمین برای تغذیه و ادامه حیات خود نبینند، سعی می‌کنند اجسادی را از خاک بیرون آورند و بخورند. بعضاً هم به صورت دسته‌جمعی و بسیار بی‌رحمانه به موجودات زنده‌ای که آنها را ضعیف بیابند، حمله‌ور می‌شوند. حیات‌شان در منفی‌بافی و سیاه‌نمایی و ظلمت‌پراکنی است. همچون کفتار دائماً دنبال مردار می‌گردند. به تعبیر فرخی: «گشتند چو کفتار کنون از پی مردار» سه. پر هیاهو و عظیم‌الجثه‌اند؛ اما بسیار ترسو و بزدل. در چهره پلنگان ظاهر می‌شوند اما گربه‌هایی بیش نیستند. چهار. همانطور که کفتارها غالباً روزها را در لانه‌های خود ‌خزیده و پنهان می‌شوند و شبها برای پیدا کردن مردارها بیرون می‌آیند، اینان نیز روشنایی‌ها و خوبی‌های جامعه را نمی‌بینند، صرفاً تاریکی‌ها و بدی‌ها را می‌بینند و از آنها ارتزاق می‌کنند و هرگز قصد تاریکی‌زدایی هم ندارند. به همین دلیل، نه تنها هیچ برنامه‌ای برای روشنایی‌بخشی ندارند که با هرگونه بصیرت‌بخشی اجتماعی هم مخالفت می‌کنند! حیات آنها در افزایش کمی و کیفی تاریکی‌ها و ظلمت‌ها است. پنج. فیلسوفان کفتاری همچون کفتار که ادرارش را بر روی پاهای خود می‌ریزد، مبتلا به انواعی از پلشتی‌ها و بدی‌ها و بدکرداری‌هایند (مطالعه کتاب نوشته نایجل راجرز و مل تامپسون را توصیه می‌کنم) و نجاسات اخلاقی و معنوی سراسر وجود آنها را فراگرفته است؛ اما عجب و غرورشان مانع می‌شود که خباثت‌های درونی خودشان و خوبی‌ها و پاکی‌های دیگران را ببینند. به تعبیر مولوی: ای چو کفتاری گرفتار فجور این گرفتاری نبینی از غرور 🆔eitaa.com/ahmadhoseinsharifi 🌹
📸 https://rizy.ir/0EZP ⁉️ | چرا اکثریت فیلسوفان غربی، فاسد بودند و ازدواج نکردند؟! ⁉️ چرا فلسفه و فیلسوف شدن رستگاری نمی‌آورد؟ 🥱 به بهانه‌ی هجدهم نوامبر فلسفه 🔰 ژان ژاک روسو 🔻 زندگی پرتلاطم روسو عبرت‌آموز است. سرقت، دروغ، بچه‌های حرام‌زاده و سپردن آن‌ها به پرورشگاه، رابطه با زنان شوهردار، بداخلاقی و بدخلقی و . . . تنها برخی صفات ناپسندی است که برای روسو برشمرده شده است. 🔰آرتور شوپنهاور 🔻 آرتور شوپنهاور که دوست داشت مثل بودا، کانت یا اسپینوزا شناخته شود هرگز ازدواج نکرد و در جوانی روابط غیرمشروعی داشت. او که دچار همه دشمن پنداری شده بود در سال‌های آخر عمرش هیچ‌کس را به حضور نمی‌پذیرفت و از ترس دیگران سکه‌هایش را در شیشه دوات قایم می‌کرد. 🔰 فریدریش نیچه 🔻 نیچه که دائما بیمار بود را نمی‌توان دارای روابط بی‌اخلاقی جنسی دانست. مهم‌ترین مورد در زندگی او عشق به لو سالومه بود که از یک بوسه فراتر نرفت. اگر نیچه بر اثر سفیلیس نمی‌مرد، می‌شد گفت که او در هنگام مرگ، پسر بود. البته او یک‌بار به کازیما واگنر نوشته بود که او را دوست دارد. کازیما که همسر دوست او واگنر بود این یادداشت را بی‌پاسخ گذاشته بود. 🔰برتراند راسل 🔻 زندگی‌های ویران و روابط نامناسب، چهار زن و بی‌شمار معشوقه، و تفکرات خاص و ضد سنتی، چیزهایی بود که راسل در پایان عمر ۹۸ ساله‌اش از خود باقی گذاشت. راسل بر زنان تسلط عجیبی داشت و حتی با عروسش هم رابطه‌ی جنسی داشت که این مسئله باعث جنون فرزندش جان شد. وقتی از راسل پرسیدند چرا بعد از مبانی ریاضیات و مبادی ریاضیات، دیگر کتاب مهمی در مورد فلسفه ننوشته، پاسخ داد چون زمین زدن دخترها از فلسفه خوش‌تر است. 🔰 لودویگ ویتگنشتاین 🔻 لودویگ ویتگنشتاین که همیشه از همجنس‌بازی خود شرمنده بود، تلاش می‌کرد با خشم و ریاضت‌کشی از شر این حس در خود رهایی یابد. خود بزرگ بینی هم مشکل مهم دیگر ویتگنشتاین بود و او هیچ نقدی را تحمل نمی‌کرد. او یک بار با میله آتش‌دان نزدیک بود که به پوپر فیلسوف، حمله کند و بر همین اساس کتابی نوشته شده است. 🔰مارتین هایدگر 🔻 مارتین هایدگر گرچه به دلیل کتاب‌هایی مثل «هستی و زمان» به وسیله بسیاری از پیروان یهودی تحسین می‌شد، اما در سال ۱۹۳۳ به ناگهان به سمت حزب نازی گشت و نقش مهی در سرکوب یهودیان ایفا کرد. او در عین حال کمک کرد که معشوقه‌های یهودی او مثل «هانا آرنت» بتوانند از آلمان نازی بگریزند. او هرگز به صورت صریح هولوکاست را محکوم نکرد. 🔰 ژان پل سارتر 🔻 سارتر که دارای مشکلات جسمی و شخصیتی خاصی بود، این مسائل را در زندگی شخصی خود به خوبی نشان داد. او و سیمون دوبوار با دختران نوجوان زندگی‌های سه نفری تشکیل می‌دادند و این روابط گاهی چند ماه طول می‌کشید. از آنجا که «آلبر کامو» از سارتر خوشتیپ‌تر و در جلب دختران و زنان موفق‌تر بود، سارتر یک دهه تمام کارهای ادبی کامو را نقد و به شخصیت او حمله می‌کرد. در جریان این روابط دخترانی مثل «بیانکا لمبلین» و «ناتالی سوروکین» دچار مشکلات روحی شدیدی شدند. همچنین، سارتر در اوج فجایع اردوگاه‌های کار اجباری در شوروی، اعلام کرد که در شوروی آزادی کامل وجود دارد و همه می‌توانند به راحتی از استالین انتقاد کنند. 🔰 میشل فوکو 🔻 میشل فوکو که همجنس‌باز بود با دوست پسرهایش روابط سادومازوخیستی برقرار می‌کرد و همین رفتارها باعث رنجش و فرار آنها می‌شد. «دانیل دفر» که بیش از دیگر پسرها با او ماند، بر او تاثیر زیادی گذاشت. فوکو در حمام‌خانه‌های سانفرانسیسکو از سکس همزمان با چند مرد لذت می‌برد و بعد از مرگش گروه‌های همجنس‌باز او را متهم کردند که به رغم اطلاعش از داشتن بیماری ایدز، ده‌ها نفر را به این بیماری مبتلا کرده است. ⭕️ کتاب « » را بخوانید تا با محصولات تمدن غرب، حیوانات انسان‌نمای فیلسوف آشنا شوید... (نسخه الکترونیکی و صوتی این کتاب از طریق اپلیکیشن طاقچه و کتابراه و...، در دسترس است.) ⭕️ | فیلسوفان بدکردار کتابی است که در سال ۲۰۰۴ به وسیله نایجل راجرز و مل تامپسون و توسط انتشارات پیتر اوون در انگلستان منتشر شد. در سال ۱۳۹۳ ترجمه فارسی این کتاب به وسیله انتشارات امیرکبیر و با ترجمه احسان شاه قاسمی در ایران منتشر شد. 📡  @HalalZadeha ┈••✾•💠❀💠•✾••┈