📝 جنایتکاران آرزوی مرگی آرام را به گور خواهند برد
آزادگان سراسر دنیا بخشی از مأموریت انتقام را برعهده خواهند گرفت
▪️این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵
▪️#یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
💻 Rahbar.ir
🖼️ عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵
▪️#یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
💻 Rahbar.ir
📝 پدر شهید امت، عمری در آرزوی شهادت
▪️ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودید، گوارایتان باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشانها از مادرتان زهرای اطهر و جدّتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس علیهم الصلاة و السّلام دارد، مبارکتان باشد.
▪️و شما ای همراهان مظلوم او که غافلگیرانه مورد هجوم دشمن قرار گرفتید و به شهادت رسیدید، خوشا بهحالتان که اینک میهمان آن مولائی هستید که شاید بارها رأفت و لطفشان را درک کرده بودید. آن آقائی که باب رحمت الهی برای همه و بخصوص مردمان این سرزمین هستند، اینک میزبان شمایند و جوار امنشان خانهی شما شده است.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵
▪️#یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
💻 Rahbar.ir
📝 امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آن ستارگانی باشد که حضرت بقیهالله (عج) را پس از ظهور همراهی خواهند کرد
▪️ای سرور عالی مقام! ای بزرگوار! ای امام رئوف! یا اباالحسن الرّضا المرتضی که برترین صلوات خدا بر شما باد، اکنون جسم پاره پارهی خادمی از خادمین حضرتتان و عترت طاهره، پس از سالها جِدّ و جَهد و مجاهدتِ بیوقفه به همراه ابدان شهدایی از خانوادهاش که هر یک یادآور شهیدی از شهیدان دشت کربلا است، در این خاک پاک میآرمند تا آن روزی که به امر الهی، خورشید عالمتاب، حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشّریف، از پس ابرهای غیبت بیرون آید و بر مردمان کرهی خاکی، نور رحمت الهی را بتاباند که در آن روز که امید داریم خیلی زود برسد، ستارگانی از میان صدّیقین و شهدا و اولیاء، آن حضرت را همراهی خواهند کرد و امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آنان باشد و بار دیگر صحنههایی درخشان و ناب از مجاهدت و وفای به عهد اَلَست را به نمایش بگذارد و شاید این همراهان در آن روز هم او را همراهی کنند.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵
▪️#یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
💻 Rahbar.ir
💎 #کلام_نور
🔹 امام حسين عليه السلام:
اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ، وَاَبْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ
ناتوان ترين مردم كسى است كه از دعا عاجز باشد و بخيل ترين مردم كسى است كه درسلام بُخل ورزد
📙 بحارالانوار جلد93 صفحه294
امام حسین علیهالسلام وقتی به کربلا رسید زمین نینوا و غاضریه را از بنیاسد به شصت هزار درهم خرید و با آنها شرط کرد که زوارش را به قبرش راهنمایی کنند و آنها را مهمان کنند و در قبال این شرط زمین را دوباره پس از آنکه پولش را پرداخت به آنها واگذاشت.
-ائمه از ثروت زیادی بهره مند بودند که عموما از طریق کشاورزی و از طریق آباد کردن نخلستان ها بدست می آوردند
- از این خبر معلوم می شود که با امام علیهالسلام چقدر کالا و پول همراه بود که مازاد آن بالغ بر شصت هزار درهم می شد.
-بی سبب نیست در ایام اربعین میلیون ها نفر زائر امام حسین(ع) از این سفره با برکت ارتزاق می کنند و کسی گرسنه وتشنه نمی ماند
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
آورده اند که گدایی به در دکان عطاری رفت.
دستِ آلوده پیش داشت که گلابْ پاره ای بر دستم ریز.
عطار گفت ای جوانمرد، گلاب به زیان آید و تو را سودی نکند.
مرا بخیل مپندار و دستی لایق به دست آر.
نتیجه آنکه هر لطف و بخشش را باید برابرظرفیت و لیاقت افراد انجام داد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
✨ مردی گوسفندی ذبح کرده و آن را کباب نمود؛ به برادرش گفت برو و دوستان و نزدیکان را بگو که بیایند تا با هم این گوسفند را بخوریم.
برادرش رفت و در بین دهکده صدا کرد: آی مردم کمک کنید، خانه ما آتش گرفته است.
تعدادی اندکی برای نجات دادن آن ها آمدند، وقتی به خانه رسیدند با کباب گوسفند و نوشیدنیهای رنگارنگ پذیرایی شدند.
برادرش آمد و دید که کسانی دیگری آمده و گوسفند کباب شده را خوردهاند.
از برادرش پرسید: چرا دوستان و نزدیکان را صدا نکردی؟ برادرش گفت: اینها دوستان ما و شما هستند.
کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند
میپنداشتید، حتی حاضر نشدند تایک سطل آب هم روی خانه شما که آتش گرفته بود بریزند
خیلیها هنگام کباب و گوسفند دوستان آدم هستند، وقتی خانه آتش گرفت، یک سطل آب حتی روی خاکسترتان هم نخواهند ریخت.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
✍️ صدرالاشراف نخست وزیر دوره رضاشاه در کتاب خاطراتش آورده :
شاه برای این که مردم به بی حجابی عادت کنند دستور داد، وزراء هر کدام جشنی بگیرند و رجال دولتی با خانمهای خود در آن جشن حاضر شوند.
روزی شاه در هیأت دولت گفت مجلسی فراهم کنید که من خودم هم با دخترهایم (بدون حجاب) حاضر شوم.
🔸 قرار شد شاه در جشن دیپلم دختران دانش آموز حاضر شود و گفت وزراء و معاونین و مدیرکلها باید با خانمهای خود بی حجاب حاضر شوند.
این امر برای من مشکل زیادی داشت زیرا خانم من به هیچوجه حاضر نمی شد بی حجاب شود. حتی به من گفت مرا طلاق بده و از این امر معاف بدار.
من به شاه پیغام دادم که خانم من مریضه است و نمیتواند حرکت کند. جواب داد که خود شما حاضر شوید ولی عذرتان را به بقیه وزرا بگویید
🔸این مرحله هم گذشت ولی چند روز بعد شاه به من گفت: نوبت جشن در وزارت عدلیه چه وقت خواهد بود؟
👈بناچار مجلسی در کلوب ایران فراهم کردم اما در خانه من حالت عزا بود. شب وقتی عده زیاد از مهمانها آمدند، خانم من با کراهت با دخترهایم حاضر شدند.
😭بعد از برگشت از آنجا خانم من مریض شد و دیگر از آن خانه بیرون نیامد تا در مدت یک سال بعد فوت شد و جنازه او بیرون رفت!🖤
📚منبع: خاطرات صدرالاشرف
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
آورده اند که وقتی در شدت سرما، دهقانی اسباب خوردنی نداشت، ناچار شد و خواست که مایه گذران خود را که عبارت از دواب و مواشی (چهارپایان) باشد، به صرف خود و عیال خود آورد.
اولا گوسفندان را، ثانیا بُزان را و سپس گاوان را ذبح کرده، روزگاری به گوشت آنها به سر بُرد.
سگان، خانه دهقان مجتمع شده و رأی زدند که پیش از آنکه نوبت قتل ما رسد فرار کنیم؛ زیرا که چون خداوندِ ما جانورانی را که مایه زندگی او بودند ذبح کرده است، از او چشم نتوان داشت که ما را معاف دارد.
(خلاصه): با ضرورت و احتیاج، مقاومت نتوان کرد.
وقتی چنان باشد که در کاری اختیار داشته باشیم که کنیم یا نکنیم و وقتی دیگر چنان بود که در کردن کاری مجبور باشیم و از آن اجتناب ممکن نبود.
📚 منبع: حکایات دلپسند، محمدمهدی واصف
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
☘ @hamkalam
#اصطلاح_یخش_نگرفت
در گذشته یکی از کسب های پر درآمد یخ فروشی در فصل تابستان بود، از آنجاییکه هنوز خبری از یخچال ها و کارخانه های یخ سازی مدرن نبود، تنها منبع تهیه یخ مردم در فصل تابستان همین یخ فروش ها بودند.
یخ مورد نیاز به دو طریق تهیه می شد، روش اول این بود که یخ های طبیعی را از کوهستان ها با کمک چهارپایان به شهر های مجاور کوهستان می آوردند و آن را مصرف می کردند.
در روش دوم که در شهرهای بزرگ و پرجمعیت مانند تهران مورد استفاده قرار می گرفت به این صورت بود که، در نقاط مناسب و به دور از آفتاب دیواری به ارتفاع هشت الی ده متر رو به شمال ساخته می شد که در زیر آن حوضچه های کوچکی احداث می شد و در کنار آن در سمت جنوب گودالی به عنوان یخچال و محل نگهداری یخ حفر می شد، در فصول سرد حوضچه ها با آب پر می شدند و چون شب فرا می رسید این آب ها یخ می زدند و صبح ها یخ ها را می شکنند و در گودال می ریختند این یخ ها به تدریج روی هم انباشته می شدند و با گذشت زمان و با کمک سرما گودال پر از یخ می شد و یخ مورد نیاز در فصل تابستان تهیه می شد.
هرگاه زمستان سالی به اندازه کافی سرد نبود، کار تهیه یخ با مشکل مواجه می شد و یخ سازان می گفتند امسال "یخش نگرفت "که این اتفاق باعث ورشکستگی آنها می شد.
اصطلاح "یخش نگرفت "کنایه از بدشانسی و بد اقبالی است که شخص با وجود تلاش در اثر پیشامدی غیر قابل پیش بینی از رسیدن به هدفش باز می ماند.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam