eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 شادی شاه شاه، سه لغت فرانسه از من پرسیدند. همه را گفتم. بعد عرض کردم من هفتاد هزار لغت فرانسه می‌ دانم. شاه هم برای اینکه مرا خجل کنند، لغت غیر مصطلح «گوش‌ ماهی زنده» را از من سؤال کردند. من ندانستم. به قدری مشعوف شدند که اگر خبر فتح خوارزم و بخارا را به او می ‌دادند، این ‌قدر شعف بر وجود مبارک دست نمی‌ داد. 📚 منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ایرج افشار کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 اشتباه عقاب در انتخاب شکار : 🔹عقاب هم اگر باشی خیلی به چشمانت اعتماد نکن! 🔹اصرار بر ادامه یک خطا خود خطایی بزرگتر است و نهایتا موجب زمین خوردن میشود 🔹به اندازه روزی ات لقمه بردار 🔹بالانشینی عقاب دلیلی بر عظمت مطلق او نیست 🔹صخره ها همیشه مانع نیستند ؛ اگر بتوانی از آنها عبور کنی گاهی بستر و بهانه ای هستند برای رهایی! 🔹تسلیم شدن و ناامید شدن یعنی اسیر شدن در چنگال دشمن ؛ پس باید حرکت کرد 🔹زمین خوردن همیشه عار و عیب نیست؛ بلند نشدن و بی همتی؛ ترس از چنگال حریف ، از پیش باختن ، ضربه فنی شدن و سازش شتابزده با دشمن ننگ است. 🔹برای رهایی از طعمه هوسرانان و حسودان و عنودان، باید و اهل استقامت باشیم 🔹عقاب ها هیچ گاه سودای شکار مگس ها ندارند‌! 🔹همیشه اولین اشتباه، آخرین اشتباه نیست؛ مشروط به عبرت گرفتن از اشتباهات و قدردانستن فرصت های بعدی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🍀امیرالمومنین عليه السلام: 💢انْقَطِعْ إلَى اللّه ِ سُبحانَهُ ، فإنَّهُ يَقولُ : وَ عِزَّتي و جَلالي لَأقْطَعَنَّ أملَ كُلِّ مَنْ يُؤَمِّلُ غَيْري بِاليَأْسِ . 🔘تنها به خداوند سبحان دل ببند، كه او مى‌فرمايد: به عزّت و جلال خودم سوگند كه اميد هر كس را كه به غير من اميد بندد به نوميدى مى‌كشانم. 🖇بحارالانوار، ج۹، ح۹۵، ص۱۲
🟢 👈حرص نخورید. قدیما یه شاگرد کفاشی بود هر روز میرفت لب رودخونه چرم میشست برای کفش درست کردن. اوستاش هر روز قبل رفتن بهش سیلی میزد میگفت: اینو میزنم تا چرم رو آب نبره. یه روز شاگرد داشت میشُست که چرم رو آب برد. با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو، الان بفهمه قطعا زنده م نمیذاره. با ترس و لرز رفت و هرجوری بود به اوستاش گفت جریان رو ولی اوستاش گفت: باشه عیب نداره. شاگرد با تعجب پرسید: نمیزنیم؟ اوستاش گفت :من میزدم که چرم رو آب نبره، الان که آب برده دیگه فایده ای نداره. زندگیم همینه، تمام تلاش‌تون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد دیگه فایده نداره، حرص نخورید... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
مـــے گــویند تقـــوا از تخــصــص لازم تر اســـت، آ نــرا مــے پـذیرم، اما مے گویم: آنڪس ڪہ تخصـص ندارد و ڪـــارے را مــے پــذیـــرد، بـــے تقــــواســـــت. «شهید دڪتر چمران» کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
هدایت شده از .
💢 مقایسه تصویر ماهواره‌ای امسال و ۴ سال پیش سد کمال صالح اراک 🟥 || @talangor_aums1
پيامبر صلي الله عليه و آله : آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق تر، نرم خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادراندينى اش دوست دارتر، بر حق شكيباتر، خشم را فروخورنده تر و با گذشت تر و درخرسندى و خشم با انصاف تر باشد. كافى، ج 2، ص 240، ح 35 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
✅ حضرت عیسی ع در سفري سه قرص نان به همراه خود سپرد. آن شخص يكي از آن سه قرص نان را مخفیانه خورد، در وقت بازخواست گفت: همین دوقرص بیشتر نبوده است. حضرت عیسی خاموش ماندند. ✅حضرت با دعا كوري را شفا داد و گاو مرده اي را زنده كرد و سپس رو به همراه خود کرد و پرسید: به حق آن خدايي كه چنين معجزاتی ارائه كرد، راست بگو آن قرص نان چه شد؟ گفت خبر ندارم. حضرت عیسی دوباره خاموش ماندند. ✅پس آن حضرت به خرابه اي رسيدند، سه خشت طلا آنجا ديدند، حضرت فرمود« از اين سه خشت يكي از آن تو و يكي از آن من و ديگري براي آن کسی كه قرص نان را خورده است. همراه گفت: من آن نان را خورده ام حضرت هر سه خشت طلا را به وي داد و از او جدا شد. از قضا چهار نفر به وي رسيدند، به طمع آن خشتهاي طلا او را كشتند و دو نفر از دزدان عازم خرید طعام شدند آنها طعامی را خریده و به زهر آغشته کردند و چون بازگشتند، آن دو دزد ديگر براي آن خشتهاي طلا برخاسته و آن دو را به قتل رسانيدند و خودشان نيز از طعام زهرآلوده خوردند و هلاك گرديدند. ✅بار ديگر حضرت روح الله(ع) به آن مكان رسيدند از كشته شدن آن پنج كس متعجب گرديد، وحي آمد كه بر سر اين سه خشت طلا هزار و ششصد (1600) كس كشته شده اند و اين خشتها از موضع خود نجنبيده اند، «فاعتبروا يا اولي الابصار» مجموعه ورّام، ج 1، ص 179 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
📣امیرالمومنین على عليه السلام : قَليلٌ تَدومُ عَلَيهِ ، أرجى مِن كَثيرٍ مَملولٍ مِنهُ . 📣عمل اندك كه بر آن مداومت ورزى، از عمل بسيار كه از آن خسته شوى اميدوار كننده تر است. 📚نهج البلاغه حکمت ۲۷۸
📖 آقا و نوکر یک نفر از انگلیسی ها که می خواست از منزل بیرون برود، نیم چکمه های خود را از نوکر خواست. وقتی که آورد، دید خیلی کثیف و پاک نکرده است. پرسید چرا پاک نکردی؟ گفت لزومی نداشت، برای اینکه حالا باز بیرون می روید و دوباره کثیف می کنید. آقا حرف نزده، کفش ها را پوشید و عازم رفتن شد. نوکر گفت آن کلید گنجه را که خوراکی ها در آن است به من بدهید؛ گرسنه ام، می خواهم غذا بخورم. آقا گفت لزومی ندارد حالا غذا بخوری، برای اینکه باز دو ساعت دیگر گرسنه می شوی. 📚 منبع: صد حکایت، میرزا خلیل خان اعلم الدوله کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 ☘ @hamkalam
کوتاه‌ترین داستان غمگین دنیا یک بیت از سعدی است: شخصی همه شب بر سر بیمار گریست چون صبح شد او بمرد و بیمار بِزیست @hamkalam
⭕️یکی از علمای معروف می گوید: یکی از بزرگان و وارستگان را دیدم، می‌گفت: «شخصی را دیدم یخ می‌فروخت و مکرر فریاد می زد «ارحموا من یذوب رأس ماله، به کسی که سرمایه اش ذوب می‌شود رحم کنید». 🌷 انسانی که از عمرش، روز به روز می‌ کاهد و در برابر آن، کسب فضایل نمی‌ نماید، مانند یخی است که آب می‌ شود و هیچ می‌ گردد. 🌷چنان که حضرت علی (ع) می‌ فرمایند: «انه لیس لا نفسکم ثمن الا الجنة فلا تبیعوها الا بها» بدانید که جان شما بهایی جز بهشت ندارد پس به کمتر از آن نفروشید.» 📗منبع: «داستان دوستان» ✍️اثر محمدی اشتهاردی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam