❇️ داستان خوارج اين حقيقت را به ما مى آموزد كه در هر نهضتى اول بايد سپرها را نابود كرد و با حماقتها جنگيد همچنان كه على پس از جريان تحكيم، اول به خوارج پرداخت و سپس خواست تا باز به سراغ معاويه رود.
📚 مجموعه آثار استاد شهيد #مطهرى ج: 16
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
حکایت می کنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: «این سبد گردو را هدیه می دهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه میرسد.»
مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکییکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمیداشت و پی کار خود میرفت. مردی که خیلی احساس زرنگی میکرد با خود گفت: «نوبت من که رسید دو تا گردو برمیدارم و فرار میکنم. در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمیرسد.»
او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابهلای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: «من از همان اول گردو نمیخواستم. این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد.»
این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.
*
خیلیها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شدهاند.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
شخصی از خدا دو چیز خواست. یک گل و یک پروانه. اما چیزی که به دست آورد یک کاکتوس و یک کِرم بود.
غمگین شد. با خود اندیشید شاید خداوند مرا دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت. از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و آن کِرم تبدیل به پروانهای زیبا شد.
✅ اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید. خارهای امروز گلهای فردایند.
--------------------------
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
--------------------------
#قدری_تأمل
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چگونه صدای حضرت رقیه از خرابه به کاخ یزید رسید
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هدایت شده از داستان بچه های مدرسه
🏴گفت: جامانده ام ...
گفتم: از چه جا مانده اى؟؟
گفت: از راهپيمايى اربعین
گفتم: خوب راه بپيما و قدم بردار براى او
نه راه بسته است نه قدم برداشتن ممنوع...
براي التيام قلب اندوه بار "حضرت مهدى"
هزاران راه هست كه بايد بجوييم و بپوييم آن ها را..
اندازه هزينه سفرت براي امام زمانت خرج كن
قدر بي خوابي هايت در مسير سه روزه، از خواب و خوراكت براى حجت غریب خدا بى خوابى بكش!
يك هفته از كار و زندگي ات بزن و تمام وقتت را وقف مولاى تنها شده ات كن!
آنقدر برايش قدم بردار تا پايت تاول بزند!
آنقدر سختي به جان بخر تا تنت بيمار شود!
آنقدر جانانه كمر همت به خدمتش بند كه از نفس بيفتى!
✨و از همه مهمتر آنچنان که بارها امام غریبمان خواسته و امر کرده اند:
آنقدر برايش در سوز و گداز باش و سخاوتمندانه دعا کن تا دعايت قفل غيبت بگشايد...
جا مانده کسی است که زیر قبه امام حسین علیه السلام هم میرود و برای فرج دعا و تلاش نمیکند..
#حب_الحسین_یجمعنا
#امام_حسین #کربلا #اربعین
عبارت های مورد استفاده در اربعین
کرایه چند دینار است
ترجمه
کم دینار الاجره؟
.....….........................................
نیاز به سرویس بهداشتی
ترجمه
احتاج الی خدمه صحیه
............................................
نیاز به کولر داریم
ترجمه
نحتاج الی مکیف
.............................................
چند کیلو متر مانده است
ترجمه
کم کیلومتر باقی
.............................................
لطفا نگهدارید نماز بخوانیم
ترجمه
من فضلک احتفظو لنصلی
............................................
اینجا کجاست
ترجمه
وین هنا
..............................................
من گرسنه ام
ترجمه
انا جائع
..............................................
می خواهم لباس هایم را بشورم
ترجمه
ارید ان اغسل ملابسی
.............................................
به دکتر احتیاج دارم
ترجمه
احتاج الی طبیب
..............................................
من گرما زده شده ام و حالم بد است
ترجمه
انا تعرضت لضربت شمس و حالتی
سیئه
..............................................
بیمارستان کجاست
ترجمه
این المستشفی
..............................................
داروخانه کجاست
ترجمه
این الصیدلیه
.............................. ...............
من گم شده ام
ترجمه
انا مفقود😔
دادشم گم شده
اخی مفقود😌
بابام گمشده
ابی مفقود🥸
مادرم گمشده
امی مفقود❤️
همسرم گمشده
زوجتی مفقود🤷♂
.............................................
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
#اربعین
#کلام_نور
💎 امام حسین علیه السّلام
لَوْلا ثَلاثَةٌ ما وَضَعَ ابْنُ آدَمَ رَأْسَهُ لِشَىْ ءٍ: اَلْفَقْرُوَ الْمَرَضُ وَالْمَوْتُ؛
اگر سه چیز نبود انسان در مقابل هیچ چیز سر فرود نمىآورد:
1 ـ فقر و تنگدستى؛ 2 ـ بیمارى؛ 3 ـ مرگ.
📙 نزهة الناظر، ص 80
اربعین؛ رسانه پر قدرت عاشورا
🔰 رهبرانقلاب: اربعینِ اوّل، رسانهی پُرقدرت عاشورا است. از روز عاشورا تا روز اربعین چهل روزِ فرمانروایی منطقِ حق در میان دنیای ظلمانی حاکمیّت بنیامیّه و سفیانیها بود. رسانهی حقیقی یعنی فریاد زینب کبریٰ، فریاد حضرت سجّاد...
امروز هم در دنیای پیچیدهی پُرتبلیغات و پُرهیاهویی که بر بشریّت حاکم است، این حرکت اربعین، یک فریاد رسا و یک رسانهی بیهمتا است. ۱۳۹۸/۰۷/۲۱
🏷 #الحسین_یجمعنا
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هدایت شده از داستان بچه های مدرسه
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان ضرب المثل خر ما از کرگی دم نداشت
روزی روزگاری مردی که از یکی پول طلب داشت، سراغ او آمد و گفت زود باش بدهی خودت را بده! وگرنه خودت میدانی!
مرد بدهکار گفت ندارم و نمی دهم! و بعد پا به فرار گذاشت. بدهکار که فرار کرد، صاحب پول هم با عدهای به دنبال او دویدند.
مرد بدهکار از دیوار کوتاهی بالا رفت و خود را به بام خانه ای رساند. در حیاط خانه، پیرمرد بیماری در سایه خوابیده بود و نزدیکان و فرزندانش دورش نشسته بودند. مردی که بالای بام بود، ناخواسته و ناگهانی روی پیرمرد بیمار افتاد و به دنبال این حادثه پیرمرد جان خود را از دست داد و مرد توانست نجات پیدا کند. بعد هم از خانه فرار کرد و در کوچه ها شروع به دویدن کرد. این در حالی بود که طلبکار و دوستانش هم هنوز به دنبال او می دویدند.
مرد فراری که به دنبال نجات خودش بود، راه بیابانی را که روبروی خودش میدید، در پیش گرفت که صدای چند نفر را شنید: مرد! کمک کن و آن اسب را بگیر.
اسبی در حال فرار بود و چون مرد فراری خوب می دوید، صاحبان اسب از او کمک خواستند. مرد که نمیتوانست دنبال اسب بدود، چون می ترسید او را بگیرند، سنگی برداشت و به طرف اسب انداخت تا شاید حیوان بایستد. سنگ رفت و به چشم اسب خورد و یکی از چشمان اسب را نابینا کرد. در این حال صاحبان اسب هم به دنبال مرد فراری روان شدند.
مرد که دنبال کنندگان خود را نزدیک می دید، راهش را عوض کرد و دوباره به شهر برگشت تا شاید راه نجاتی پیدا کند. همینطور که می دوید عده ای را دید که دارند الاغی را از روی زمین بلند می کنند. الاغ نشسته بود و از جایش تکان نمیخورد. مرد فراری در حال گذشتن از کنار آنها بود که صاحب الاغ گفت کجا میروی مرد؟ بیا کمک کن! مرد خسته و نفس زنان برای کمک کردن دم الاغ را گرفت و کشید و دم الاغ کنده شد! در این وقت صاحب الاغ و همراهانش هم به دنبال مرد فراری دویدند و چون او خسته شده بود، در جایی گرفتارش کردند و دست هایش را بستند و پیش قاضی بردند.
قاضی مرد درستکاری نبود. مرد بدهکار نگاهی به او انداخت و اشاره ای کرد. یعنی اینکه اگر به من کمک کنی من هم مزد تو را میدهم.
قاضی رو به شکایت کنندگان کرد و گفت: بگویید این مرد بینوا چه کرده که او را به این روز انداخته اید؟ طلبکار گفت: جناب قاضی مدتها پیش این مرد از من پولی گرفته و نمی دهد.
– آیا کسی دیده که به او پول داده ای؟
-نه ندیده چون ما آشنا هستیم.
-آیا قباله ای داری؟
– نه هیچ چیزی ندارم.
– پس برو که هیچ حقی هم نداری!
مرد طلبکار رفت. صاحب اسب جلو آمد و گفت جناب قاضی به داد ما برس! من و خویشانم به این مرد گفتیم که نگذار اسب فرار کند. این مرد با سنگ زد و یکی از چشمهای اسب را کور کرد. قاضی گفت: این هم چارهای دارد باید اسب را از وسط نصف کنیم. آن نصفه را که سالم است با آن نصفی که سالم نیست مقایسه کنیم و او تاوانش را بدهد.
صاحب اسب و همراهانش شکایت خود را پس گرفتند و رفتند.
پسران پیرمردی که مرده بود جلو آمدند و گفتند: جناب قاضی پدر ما بیمار بود. این مرد از روی بام روی او افتاد و پدر ما فوت شد. حالا ما دیه(جریمه نقدی) می خواهیم.
قاضی پرسید پدر شما چند سال داشت؟ – ۷۰ سال
– این مرد ۳۰ سال دارد چهل سال صبر کنید و بعد از او دیه بگیرید.
آنها پشیمان شدند و گفتند: حالا ما اگر از حق خودمان بگذاریم چه میشود؟
– آزادید می توانید به دنبال زندگی تان بروید.
بعد از این قاضی رو به مردی که دم الاغش کنده شده بود کرد و پرسید: خوب تو چه میخواهی؟ اگر حرفی داری بزن تا حق تو را هم از این مرد بگیرم. صاحب خر که دید اگر حرفی بزند بدهکار می شود گفت: زنده باشی جناب قاضی! من هیچ طلبی از این مردم ندارم! راستش را بخواهید خر ما از کره گی دم نداشت! این را گفت و زود از پیش قاضی رفت.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
قرائت قرآن کریم به نیت تقدیم به ارواح مطهر شهدا در حال ختم می باشد لذا جهت بهره مندی عزیزان از ثواب این قرائت هر شخص می تواند فقط یکی از سوره ها را انتخاب و به بنده اعلام نماید👇👇👇👇
@salamhamvatan
سوره های مانده
الجن. انتخاب شد
المزمل. انتخاب شد
المدثر. انتخاب شد
القیامة. انتخاب شد
الانسان. انتخاب شد
المرسلات. انتخاب شد
النباء. انتخاب شد
النازعات. انتخاب شد
عبس. انتخاب شد
التکویر. انتخاب شد
الانفطار. انتخاب شد
المطففین. انتخاب شد
الانشقاق. انتخاب شد
البروج. انتخاب شد
الطارق. انتخاب شد
الاعلی. انتخاب شد
الغاشیه. انتخاب شد
الفجر. انتخاب شد
البلد. انتخاب شد
الشمس. انتخاب شد
الیل. انتخاب شد
الضحی. انتخاب شد
الشرح. انتخاب شد
التین. انتخاب شد
العلق. انتخاب شد
القدر. انتخاب شد
البینه. انتخاب شد
الزلزله. انتخاب شد
العادیات. انتخاب شد
القارعه. انتخاب شد
التکاثر. انتخاب شد
العصر. انتخاب شد
الهمزه. انتخاب شد
الفیل. انتخاب شد
قریش. انتخاب شد
الماعون. انتخاب شد
الکوثر. انتخاب شد
الکافرون. انتخاب شد
النصر. انتخاب شد
المسد. انتخاب شد
الاخلاص. انتخاب شد
الفلق. انتخاب شد
الناس. انتخاب شد
لطفاً فقط یک سوره انتخاب و اعلام نمایید.👇👇👇
@salamhamvatan