eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
902 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
یوسف بن حسین روایت کند که چون شنیدم که ذوالنون مصری، عالِم اسمِ اعظم است به خدمت او رفتم و یک سال مشغول خدمتگزاری او شدم. پس از آن، خواهش تعلیم اسم اعظم را نمودم و گفتم که من، امین بر این علم هستم. ذوالنون ساکت شد. پس از گذشتن شش ما ه، ظرفی سربسته به من داد و گفت: این را به فلان دوست من برسان و سر این ظرف را باز مکن. یوسف گوید که ظرف را برداشته روانه شدم و همه راه، خیال می نمودم که آیا در میان این ظرف، چه باشد؟ پس ظرف را باز نمودم موشی از میان ظرف بیرون آمد و رفت. با خود گفتم که استاد مرا مضحکه نموده و به غایت غضبناک شدم و معاودت نمودم. چون استاد، مرا دید، حال را دانست و گفت: تو ادّعا نمودی که من قابل تعلیم اسم اعظم می باشم و حفظ آن امانت را توانم نمود، من تو را در حفظ موشی امین نمودم و تو، خیانت نمودی، پس از پیش من دور شو که قابل نیستی. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴اربعین آمد... 🎙مداحی بسیار زیبا و دلنشین از زنده یاد استاد سلیم موذن زاده اردبیلی بمناسبت فرا رسیدن سالار شهیدان
☘️17 مرداد، بر همه فعالان عرصه رسانه مبارک باد چرا 17 مرداد روز خبرنگار نام گرفت؟ 💠در روز هفدهم مرداد ماه سال 1377 «محمود صارمی » ؛ خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. 🌷به مناسبت شهادت این خبرنگار وظیفه شناس، شورای فرهنگ عمومی، 17 مرداد ماه را به عنوان "روز خبرنگار" نام گذاری کرد. رهبر معظم انقلاب: 🔹اگر زحمات شما [خبرنگارها] نباشد، این لحظه‌ها هرگز ماندگار نمی‌شود... شما آن را حفظ می‌کنید و در اختیار افکار مردم قرار می‌دهید. 🔹بدون این دوربین‌ها، قلم‌ها و دلسوزی‌هاى شما براى تهیه و تنظیم اخبار و مطالب، این کارهاى ما مثل یک چیزهاى تثبیت نشده است. 💐شادی ارواح طیبه شهدای خبرنگار صلوات کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
باسلام در حرم حضرت باب الحوائج دعاگویتان هستم
گویند سیصد نفر را سه نفر سرباز لاغر اندام به اسارت گرفته و به صف کرده و می بردند . تعدادی نظاره گر بر این جماعت اسیر می خندیدند . یکی از تماشاچیان به آنان گفت : ای بیچاره ها ! چگونه است این سه نفر نحیف برشما چنین چیره گشته و این چنبن خوار شدید ؟؟ یک جهاندیده درمیان آن اسیران فریاد زد که: ای مردم ! بر ما نخندید که آن سه نفر با هم هستند و ما سیصد نفر، تنها !! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
می‌گویند که پادشاهی روزی برای سرکشی مناطق مختلف شهر و دیار خود لباس مبدل پوشید و از قصر بیرون شد. چندی نگذشته بود که در میانه راه شخصی را دید که گلیم کهنه‌ای را روی زمین انداخته و بر آن خوابیده است. چنان خود را جمع و مچاله کرده بود که حتی نوک انگشتی از گلیم بیرون نبود. پادشاه این صحنه را که دید، دستور داد مشتی سکه زر برای او بگذارند. آن شخص ماجرا را برای دوستانش تعریف کرد. در میان آن‌ها فردی بود که طمع بسیار داشت. از همین رو برای کسب مشتی زر، گلیمی برداشت و خود را در مسیر بازگشت شاه قرار داد. آن هنگام که فهمید شاه و افرادش در مسیر عبور هستند، بر گلیم خوابید چنان دست‌ها و پاهایش را از دو طرف دراز کرد که نیمی از بدنش روی زمین بود و درازتر از گلیم. پادشاه این صحنه را که دید مکدر شد، دستور داد که بلافاصله آن قسمت از دست و پای مرد طماع را که بیرون مانده است، قطع کنند. یکی از نزدیکان شاه که این حرکت را دید، گفت: پادشاها، شخصی را بر گلیم خفته دیدی و او را انعام دادی و این‌بار دست و پای بریدی؟! چه رازی در این‌ها نهفته است؟ پادشاه در پاسخ گفت: اولی پایش را به اندازه گلیمش دراز کرده بود و حد و حدودش را شناخته بود اما این یکی پا را بیش از گلیمش دراز کرده. از این رو این ضرب‌المثل را زمانی به کار می‌برند که بخواهند به کسی گوشرد کنند که به قاعده حد و توانایی‌های خودش قدم بر دارد و شأن خود را در امور بشناسد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی { زینب زینب } با صدای: مرحوم موذن زاده اردبیلی
امام حسن علیه السلام:اَلإخاءُ الوَفاءُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ؛ امام حسن علیه السلام:نشانه برادرى، وفادارى در سختى و آسایش است.[ بحار الأنوار، ج. ۷۸، ص. ۱۱۴.] 🍃اللَّهُمَّ صَلِّ‌عَلَى مُحَمَّدٍوآلِ مُحَمَّدٍوعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🍃
یک روز وقتی که مدرّس از مجلس به خانه بازگشت، عدّه‌ای از مردم به منزل مدرّس ریخته با سر و صدای زیاد گفتند: آقا! این چه لایحه‌ای بود که امروز تصویب شد؟ خلاف مصلحت است. مدرّس پاسخ داد: اگر بیست رأس اسب و الاغ و یک آدم را در مجلسی جمع کنند و از آن‌ها بپرسند که ناهار چه می‌خورید، جواب چه می‌دهند؟ همه گفتند: جو! مدرّس گفت: آن یک نفر هم ناچار است سکوت کند. این وکلایی که شما انتخاب کرده‌اید، شعورشان همین است. بروید آدم انتخاب کنید. برگرفته از كتاب "حاضر جوابيهای شهيد مدرس" کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
ناصرالدین شاه در سفر به اروپا، نوع دار زدن در انگلیس را شنیده بود و برای تماشا اصرار داشت، لیکن در آن روزها محکومی نبود. در موقع بازدید زندان نیوگیت، مسئولین زندان به عرض رساندند مجرمی در دسترس نداریم تا در پیشگاه ملوکانه آویخته شود. شاه به سوی یکی از ملتزمین رکاب برگشته و با او صحبت کرد. به محض ختم کلام، مهمانداران متوجه شدند دو تن از درباریان، شخص ثالث رعیتی را که به شدت رنگش پریده و ناله و تضرع می‌ کرد، کشان کشان می‌ آوردند تا سبک اعدام انگلیسی را بچشد. مهماندار به زحمت و با کوشش بسیار، توانست ناصرالدین شاه را از این فکر منصرف سازد و مرد بی‌ گناه را حیات دوباره ببخشد. 📚 منبع: خاطرات سیاسی سر آرتور هاردینگ، جواد شیخ‌ الاسلامی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
بسم رب الشهداء و الصدیقین خاطراتی ازچهار روز حضور در مرزهای شمال غرب کشور امروز تاریخ قدری به عقب برمی‌گردد. تا رقص زیبای عشق در برابر معبود بی همتا را به نمایش بگذارد. شاید روایت‌ها گویای اندیشه‌ها و رنج‌های مبارزان فی سبیل الله نباشد. تا وقتی وجودت سوزش سرمای شدید کوهستان را نچشیده باشد و دندان‌هایت را به هم نساییده باشی و سر انگشتان دست و پا از سوز سرما بی‌حس نشده باشد نمی‌توانی و نخواهی توانست رنج مظلومانه مجاهدان را در سرمای کردستان درک کنی. و یا در تاریکی شب در دل خوف و خطر در سنگر سرد در لابه لای صخره های سخت با ترس دست و پنجه نرم نکرده باشی. نمی‌توانی، بدانی مسیح کردستان، شهید والامقام محمد بروجردی چه رنج‌ها کشید. به راستی محمد بروجردی کیست؟ جوانی که در بین پیر و جوان، زن و مرد، محبوبیتی پیدا می‌کند، محبوبیتی خدایی، شب و روز نمی‌خوابد تا بچه‌های کردستان آرام بخوابند. او هم زمان از سلاح وصلاح استفاده می کند و از بین بردن جهل را سرلوحه خود قرار می‌دهد و با بیدار کردن فطرت خدایی و خط بطلان کشیدن بر عقاید خرافی، مرزهای عقیدتی را روشن می‌کند این روشنگری، منافقین را مستاصل و درمانده می‌کند اما عاشقان خدا که مشق عشق کرده‌اند تحفه بهشتی را از معبود خود دریافت نموده و مظلومانه در بیابان‌ها نقده بر اثر انفجار مین آسمانی می‌شوند اما غمی سوزناک در فراغ مسیح کردستان بر دل و جان این سرزمین باقی می‌ماند. پایان قسمت اول به قلم سید ابوتراب میرهاشمی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم به آذری زبان ها ، بقدری صحنه ها زیباست، که با هر زبانی ،با دیدن این مناظر و مداحی حال خوبی پیدا میکنی، 🌹🦚🦚🦚🦚🦚🌹 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam