ناصرالدین شاه در سفر به اروپا، نوع دار زدن در انگلیس را شنیده بود و برای تماشا اصرار داشت، لیکن در آن روزها محکومی نبود.
در موقع بازدید زندان نیوگیت، مسئولین زندان به عرض رساندند مجرمی در دسترس نداریم تا در پیشگاه ملوکانه آویخته شود.
شاه به سوی یکی از ملتزمین رکاب برگشته و با او صحبت کرد.
به محض ختم کلام، مهمانداران متوجه شدند دو تن از درباریان، شخص ثالث رعیتی را که به شدت رنگش پریده و ناله و تضرع می کرد، کشان کشان می آوردند تا سبک اعدام انگلیسی را بچشد.
مهماندار به زحمت و با کوشش بسیار، توانست ناصرالدین شاه را از این فکر منصرف سازد و مرد بی گناه را حیات دوباره ببخشد.
📚 منبع: خاطرات سیاسی سر آرتور هاردینگ، جواد شیخ الاسلامی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
بسم رب الشهداء و الصدیقین
خاطراتی ازچهار روز حضور در مرزهای شمال غرب کشور
امروز تاریخ قدری به عقب برمیگردد. تا رقص زیبای عشق در برابر معبود بی همتا را به نمایش بگذارد. شاید روایتها گویای اندیشهها و رنجهای مبارزان فی سبیل الله نباشد. تا وقتی وجودت سوزش سرمای شدید کوهستان را نچشیده باشد و دندانهایت را به هم نساییده باشی و سر انگشتان دست و پا از سوز سرما بیحس نشده باشد نمیتوانی و نخواهی توانست رنج مظلومانه مجاهدان را در سرمای کردستان درک کنی. و یا در تاریکی شب در دل خوف و خطر در سنگر سرد در لابه لای صخره های سخت با ترس دست و پنجه نرم نکرده باشی. نمیتوانی، بدانی مسیح کردستان، شهید والامقام محمد بروجردی چه رنجها کشید. به راستی محمد بروجردی کیست؟ جوانی که در بین پیر و جوان، زن و مرد، محبوبیتی پیدا میکند، محبوبیتی خدایی، شب و روز نمیخوابد تا بچههای کردستان آرام بخوابند. او هم زمان از سلاح وصلاح استفاده می کند و از بین بردن جهل را سرلوحه خود قرار میدهد و با بیدار کردن فطرت خدایی و خط بطلان کشیدن بر عقاید خرافی، مرزهای عقیدتی را روشن میکند این روشنگری، منافقین را مستاصل و درمانده میکند اما عاشقان خدا که مشق عشق کردهاند تحفه بهشتی را از معبود خود دریافت نموده و مظلومانه در بیابانها نقده بر اثر انفجار مین آسمانی میشوند اما غمی سوزناک در فراغ مسیح کردستان بر دل و جان این سرزمین باقی میماند.
پایان قسمت اول به قلم سید ابوتراب میرهاشمی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم به آذری زبان ها ،
بقدری صحنه ها زیباست، که با هر زبانی ،با دیدن این مناظر و مداحی حال خوبی پیدا میکنی،
🌹🦚🦚🦚🦚🦚🌹
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
شخصی به دوستش گفت مردم گمان می کنند من ریاکارم، در حالی که دیروز روزه داشتم و امروز نیز روزه دارم و به هیچ کس هم نگفته ام.
📚 منبع: کشکول طبسی، علینقی طبسی حائری
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
روزی از یک دکتر دعوت کردند تا در جمع معتادان به الکل سخنرانی کند. دکتر قصد داشت عملا به افراد حاضر در آن جمع نشان دهد که نوشیدن الکل برای سلامتی بسیار مضر و خطرناک است .
او دو لیوان برداشت. در یکی از لیوان ها آب مقطر و در لیوان دومی الکل ریخت.
سپس یک کرم خاکی را در لیوان آب مقطر انداخت. کرم آرام آرام شنا کرد و خود را به سطح آب رساند. آنگاه یک کرم خاکی دیگر داخل لیوان محتوی الکل خالص انداخت. کرم پیش روی همه تکه تکه شد .
دکتر رو به جمعیت کرد و پرسید چه نتیجهای میتوانند از این آزمایش بگیرند. یکی از حضار جواب داد: «اگه الکل بخورید، کرم وارد معده شما نمیشود!»
هنگامی که چیزی را، چه خوب و چه بد، باور داریم، سعی میکنیم به همه چیز از همان منظر نگاه کنیم.
ما همان حرفی را میشنویم که خواهان شنیدنش هستیم و بر همان اساس نیز استنباط میکنیم، تا اینکه شکل عادت به خود بگیرد.
مهم آن است که برای اتخاذ تصمیم عاقلانه، بر تمامی زوایای یک رخداد دقیق شویم.
گاهی هم حرف زدن با آدمی که خودش نمیخواهد بفهمد واقعا فایده ای ندارد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
خاطراتی از حضور چهار روز در مرزهای شمال غرب کشور
قسمت دوم
در تقابل کوه و صخره، سرما و گرما در مرزهای شمال غرب کشور، باید از دلاور مردی یاد کرد. که اسطوره صلابت و سختی است و جسم خود را همانند
کوههای سر به فلک کشیده تمرچین محکم استوار ساخته، بلی سخن از شیر صحرا ، یگانه مبارز ارتفاعات نوزده، بیست، حاج عمران و جبل السلطان، برنده مسابقات تکاوری جهان، در هم شکننده قوای بعث در دشت عباس و توانمند در نفوذ به عمق ۴۰ کیلومتری خاک عراق و اسارات سربازان دشمن در آن موقعیت است، سخن از معجزه نیست سخن از آمادگی در برابر دشمنی است که جهت نجات از خباثت گرفتار شده ناشی از درماندگی خود، اسرای ایرانی را با دست و پای بسته به دستور کامل مجید از بالگردبه بیرون پرتاب می کنند تا شاید خللی در اراده و عزم استوار رزمندگان پدید آید. آنها عملاً با این عمل به تمام کنوانسیونهای بینالمللی و اخلاق انسانی پشت پا می زنند
کسی که دشمنان را در سرزمین خود گرفتار کرد. مبارز دلاوری است به نام شهید حسن آبشناسان فرمانده ای که صدام شخصا برای سرش جایزه تعیین کرد!
🔹وی با کمک هشت کلاه سبز ایرانی در منطقه دشت عباس چنان بلایی بر سر نیروهای عراقی آورد که رادیو عراق اعلام کرد؛ یک لشکر از نیروهای ایرانی در دشت عباس مستقر شده است!
🔸 در سال 1335 وارد ارتش شد سریعا به نیروهای ویژه پیوست.
🔹 فارغ التحصیل اولین دوره رنجری در ایران بود.
🔸 دوره سخت چتربازی و تکاوری را در کشور اسکاتلند گذراند.
🔹در اسکاتلند در مسابقه نظامی بین تکاوران ارتشهای جهان ، اول شد و قدرت خود و ایران را به رخ کشورهای صاحب نام کشاند.
🔸 وی اولین کسی بود که در دوران دفاع مقدس توانست نیروهای عراقی را به اسارت بگیرد ، او طی نامه ای به صدام حسین وی را به نبرد در دشت عباس فرا خواند ، صدام یک لشکر به فرماندهی ژنرال "عبدالحمید" به منطقه دشت عباس فرستاد ، "عبدالحمید" کسی بود که در اسکاتلند از این ایرانی شکست خورده بود و هفتم شده بود. پس از نبردی نابرابر و طولانی عراقیها شکست خوردند و او شخصا ژنرال عبدالحمید را به اسارت گرفت.
🔹 درسال 1362 به فرماندهی قرارگاه حمزه و سپس فرماندهی لشکر 23 نیروهای ویژه منسوب شد. بخاطر رشادتش در جنگ به او لقب "شیرصحرا" دادند.
🔹وی در عملیات "قادر" در منطقه "سرسول" بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت🌹 رسید. بعداز شهادت او رادیو عراق با شادی مارش پیروزی پخش کرد.
سلام و صلوات و درود خدا بر شهید حسن آبشناسان و همه ی هم رزمانش
پایان قسمت دوم به قلم
سید ابوتراب میرهاشمی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
خاطراتی از چهار روز حضور در کردستان
قسمت سوم
وقتی صحبت از کردستان است نباید قساوتهای کومله و دموکرات را فراموش کرد که آنها نیز بخشی از تاریخ جنگ هستند ظلمی که در حق این مردم از طریق این مزدوران که دست پرورده استکبار جهانی هستند را باید در مکتوبات چند جلدی از سرقت اموال مردم کرد گرفته تا به خدمت گرفتن اجباری دختران کرد، از قتل، غارت و جنایت گرفته تا حبس نگاشت. صحبت از حبس به میان آمد شاید برای نسل جدید زندان دوله تو اسمی ناآشنا باشد زندانی که در آن، بچههای بسیجی، سپاهی و جهادی و هر آنکه با این شجره خبیثه همراهی نداشت اسیر میشد و سرنوشت مشخصی برایشان متصور نبود شهید علیرضا شاملو نمادی از این مظلومیت بود که برای رفع محرومیت و فعالیت در سازندگی کردستان در حال تلاش بود که به اسارت در آمد. چندین بار بین کومله و دموکرات مبادله شد و چون از روشنگری در اسارتگاه دست بر نمی داشت. به چوبه دار آویخته و شهادت را در اسارت نصیب خود کرد و در ارتفاعات دوله تو آرام گرفت اما نمیتوان نوشت و نگریست بر مظلومیت مادر این فرزند که ناچار شد جهت دریافت جسد پرپر شده مبالغی پول پرداخت کند و کوه به کوه جهت یافتن جسد فرزند شهید خود طی کند و با دستان خود فرزند پرپر شده از دل خاک بیرون بکشد و پیکر مطهر فرزند را سوار بر قاطر تا نقده و دیگر شهرها منتقل کند و به بهشت زهرای اراک منتقل نمایند تا لالایی مادرانه را، و داغ بر دل نشسته را، در کنار مزار فرزند التیام بخشد.
نمیدانم چگونه بنویسم زنده به گور کردن رزمندگان اسیر را توسط این سنگدلان تاریخ وقتی اسرا را زنده به گور میکردند و یا با ریختن موریانه بر سر آنها ذره ذره اما به وحشتناکترین شیوه ممکن جان این مجاهدان را میستاندند. اما سرانجام دوله تو چه شد، بعد از فرار این منافقان کوردل، زندان توسط هواپیماهای دشمن با خاک یکسان شد و حسرت دیدار مادران و پدران با چهرههای رشید فرزندانشان را در دل گذاشت. خدایا چگونه بغض نکنم و نگریم بر داغ دل ، مادرانی که مویه کنان قد و قامت علی اکبرهای خود را با اندوه و حسرت در دل زمین جا دادند. امروز دلتنگم دلتنگ کسانی که احساس میکنم در کنارشانم، دلتنگ کسانی که ما را میبینند و در حق ما دعا میکنند کسانی را که ندیدهام اما بخشی از زندگی من هستند
سلام، صلوات و درود خداوند بر روح ملکوتی شهدای مظلوم کردستان و مادران غم دیده آنها
پایان قسمت سوم
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
اربعین؛ مدرسه ای برای تربیت تمام ساحتی انسان
در جهان امروز، آیینهای معنوی بسیاری مردم را به سفری روحانی فرا میخوانند؛ از «پیادهروی سانتیاگو» در اسپانیا تا «کومبهمیلا»ی هند و زیارت «گوادالوپ» در مکزیک. اما در میان تمام این آیینها، اربعین حسینی همچون خورشید نیمروز میدرخشد؛ نوری که نهتنها افق دلها را روشن میکند، بلکه راه تربیت انسانِ تمامساحتی را نیز میگشاید. اگر سانتیاگو سفری انفرادی برای خودشناسی است و کومبهمیلا آیینی برای تطهیر فردی، اربعین، مدرسهای زنده است که شش ساحت وجودی انسان را همزمان به حرکت درمیآورد. اینجا، هر زائر هم دانشآموز است و هم معلم؛ هر قدم، یک درس و هر نگاه، یک پیام.
🔸در ساحت اعتقادی وعبادی، ذکر «لبیک یا حسین» که از دل میلیونها عاشق برمیخیزد، تنها یک شعار نیست، بلکه پیمانی عاشقانه با حقیقت و تجلی ایمان است. در این سفر، اقامه نماز و دعا برای خود و دوستان، هم در فضای مجازی و هم در واقعیت، فضای مسیر را معطر میکند. این مسیر، کلاس عملی ایمان، عبادت و توکل است؛ جایی که یاد کربلا همچون نسیمی جان را تازه و دلها را به نور معرفت روشن میسازد.
در ساحت اخلاقی، لبخند خادمی که بیوقفه خدمت میکند، یا زائری که جای خواب خود را به دیگری میبخشد، درسی است عمیقتر از هزار خطابه. اینجا، مهربانی تمرین نمیشود، بلکه زیسته میشود. خدمت به زائر حسین، نه وظیفه که افتخار است، و پاداش آن، آرامش روح است.
🔸ساحت اجتماعی و سیاسی اربعین، تصویر عینی «امت واحده» و جلوهای از تعامل، همدلی و همگرایی انسانی است. میلیونها انسان از ملیتها و زبانهای مختلف، بیهیچ مرزی، دوشادوش هم گام برمیدارند؛ و این همگرایی، بیانیهای زنده و گویا است که پیام عدالت و آزادی را فراتر از قوم، مرز و جغرافیا به جهانیان منتقل میکند.
🔸مسیر طولانی اربعین، ساحت زیستی و بدنی را نیز پرورش میدهد. زائر با پای پیاده، گرما و سرما را تاب میآورد و بدنش را در خدمت هدفی والا به کار میگیرد. این ریاضت بدنی، درسی است از مقاومت، انضباط و توان مدیریت بر خویشتن.
🔸در ساحت علمی وفناوری، اربعین گنجینهای سرشار از فرصتهای یادگیری است؛ کاروانی که در آن، اطلاعات و تجربهها از زائرانی با فرهنگها و زبانهای گوناگون، بیهیچ مرز و محدودیتی، به یکدیگر منتقل میشود. هر موکب، خود جلوهای از پیوند دانشهای تجربی، ابتکارهای مردمی و بهرهگیری از فناوریهای کارآمد و درعین حال ساده است که رضایت را بر لبان زائران نشانده است.
🔸در ساحت اقتصادی اربعین، اقتصادی بر مدار انفاق و خدمت است. هزاران موکبدار، نان و آب و غذا و جای استراحت را بیهیچ چشمداشتی عرضه میکنند. این فرهنگ، مدرسهای است برای یادگیری کارآفرینی مبتنی بر وقف، تعاون و بخشش.
🔸و ساحت هنری و زیباییشناختی، از پرچمهای برافراشته و اشعار سوزناک گرفته تا طراحی خلاقانه ایستگاهها، همه پیامآور عشق و حماسهاند. در کنار آن، جلوههای ناب ایثار و صداقت- همچون یاری به سالمندان و همراهی با معلولان - چنان صحنههایی میآفرینند که زیبایی را از سطح ظاهر به عمق جان میبرند. این هنر، تنها چشم را نمینوازد، بلکه روح را بیدار و دل را متحول میسازد.
اربعین، تمرینی است برای زندگی بر مدار ارزشها؛ مدرسه ای بیدیوار که در آن، «آموزش» و «پرورش» درهم میآمیزند. هر گام، سلوکی فردی و اجتماعی است و هر لحظه، تلفیقی از دین، اخلاق و حیات. اینجا، تنها پاها در حرکت نیستند؛ دلها و اندیشهها نیز به پرواز درمیآیند. اربعین به ما میآموزد که معنویت اصیل، آن است که از حریم فردی عبور کرده و در بافت جامعه جاری شود. و شاید به همین دلیل است که این پدیده، نهتنها باقی مانده، بلکه جهانی شده است؛ چون فلسفهاش، تربیت انسان برای زیستن در افق حقیقت است.
التماس دعا
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam