فلات مرکزی ایران سرزمین خشک و کم آبی است، که تنها با استفاده از رشته قناتهای متعدد که از بزرگترین شاهکارهای مهندسی دنیای قدیم به حساب می آید، تبدیل به محلی برای کشت و زرع وسکونت شده است.
سیستم آبرسانی با کمک قنات در ظاهر ساده به نظر میرسد.
ابتدا توسط مقنیهای کارکشته محل اصلی آب یا همان "مادر چاه" پیدا میشد.
بعد شترگلوهای متعددی برای تنظیم کشش آب به سمت مادر چاه حفر میگردید.
آنگاه از محل مادرچاه تا جایی که آب قنات به سطح زمین میرسید یا در اصطلاح مقنیها "آفتابی میشد"، طرازبندی شده و سپس در فواصل معین چاههای متعددی برای تهویه قنات و همچنین جذب آبهای آزاد حفر میشد و در انتها مشکلترین قسمت کار، یعنی نقب زدن و اتصال این رشته چاهها به هم و همین طور مادرچاه صورت میپذیرفت.
اصطلاح "آفتابی شدن" که به معنای دیدن شخصی پس از مدتهای مدیدی است، در واقع از همین کار حفر قنات ریشه گرفته است، زیرا در زمان گذشته و با نبود وسایل حفاری و مهندسی دقیق، رساندن آب قنات به سطح زمین یا همان "آفتابی شدن آب قنات" کار دشوار و زمانبری بود.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
📣امیرالمومنین علی علیه السلام:بهترین وسیله ریزش رحمت الهی این است که خیرخواه همه مردم باشی.
📚غرر الحکم حدیث ۳۳۵۳
#احادیث
در تذکره الاولیا آمده است که فضیل عیاض در زمان مرگش دو دختر داشت.به همسرش وصیت کرد وقتی که من مردم چنین کن.
همسرش طبق وصیت فضیل، بعد از مرگ فضیل، دست دختران را گرفت و بالای کوه بوقبیس رفت.
پس از این که در سجده افتاد و کلی گریه کرد، این جمله فضیل را بر زبان آورد و دعا کرد.
(( خدایا فضیل تا زنده به اذن تو بود، نگهداری و مراقبت این دختران به او سپرده بودی و چون از دنیا رفت، و در زندان گور جسم او را زندانی کردی، این دو دختر را به تو می سپارم. فضیل ( با اینکه ثروت هم داشت) کسی ندارد که پس از مرگش به او چون تو اطمینان و یقین کند. خلایقی که امانت دادی به خودت امانت می سپارمش))
در این حال پادشاه یمن از کنار کوه می گذشت که از دور آنها را دید و امر کرد نزد او آوردند.
دو پسر داشت ، هر دو دختر را به عقد پسران خود درآورد و همان جا دختران از مادر خداحافظی کردند و سوار مرکب پادشاه شده و به قصر پادشاه رفتند.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
دو اردک بعد از دعوایی که هیچوقت زیاد طول نمیکشد، از هم جدا میشوند و در جهت مخالف هم شنا میکنند. بعد هر یک از اردکها چند بار بالهایش را به شدت به هم میزند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده، آزاد میکند. آنها بعد از به هم زدن بالهایشان با آرامش روی آب شناور میشوند، مثل این که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
اگر اردک، ذهن انسان را داشت، این درگیری را با فکر کردن و داستانسازی دربارهی آن زنده نگه میداشت. داستان اردک احتمالا این میشد: «باور نمیکنم چنین کاری کرده باشد. تا چند سانتیمتری من جلو آمد. فکر میکند برکه مال اوست. اصلاً ملاحظهی حریم مرا نمیکند. دیگر هرگز به او اعتماد نخواهم کرد. دفعهی بعد برای اذیت و آزار من کاردیگری خواهد کرد. مطمئنم از حالا دارد توطئهچینی میکند. ولی من دیگر نمیتوانم تحمل کنم. درسی به او میدهم که هرگز فراموش نکند.»... اگر اردک دارای ذهن انسان بود، چهقدر زندگی برایش دشوار میشد...
درسی که اردک به ما میآموزد این است:
بالهایت را به هم بزن
ماجرا را رها کن و به تنها مکان قدرت یعنی زمان حال برگرد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
💠 بسمالله الرحمن الرحیم
وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا .
و بگو: پروردگارا! مرا (در هر كار) صادقانه وارد كن، و صادقانه خارج نما، و از سوی خود سلطان و ياوری برای من قرار ده
📗﴿سوره مبارکه اسرا، آیه ۸۰﴾
#خدایی_درهمین_نزدیکی
یکی از اصحاب می گوید ابن عباس، سخنانی را به من توصیه کرد که از انبوهی گاو و شتر بهتر بود.
فرمود درباره آنچه به تو مربوط نیست هرگز سخن مگو، چه آن برای تو بهتر است و من از پیامد ناروای چنان سخنی تو را در امان نمی بینم.
در آنچه که به تو مربوط است نیز سخن مگو تا وقتی که جای مناسبی برای آن سخن پیدا کنی، زیرا چه بسا گوینده سخن حق، نابجا سخن گفته و در نتیجه مورد سرزنش قرار گرفته است.
نباید با نادانان و هم چنین با شخص بردبار مجادله کنی، زیرا که نادان تو را می آزارد و بردبار با تو دشمن می شود.
در پشت سر، برادر دینی ات را یاد نکن مگر به آن طوری که دوست داری او هم در پشت سر، تو را یاد کند.
هم چون کسی کار کن که می داند به کار نیکش پاداش و به کار بدش کیفر می دهند.
در اینجا یکی از حاضران مجلس گفت ای ابن عباس، این سخنان از ده هزار اشرفی بهتر بود.
ابن عباس گفت هر کلمه ای از اینها، ارزشمندتر از ده هزار درهم بود.
📚 منبع: تنبیه الخواطر و نزهة النواظر معروف به مجموعه ورّام
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
در قرن ١٨ زمانی که انگلیس ، هند را به استعمار خود درآورده بود تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد بودند
و دولت هم برای مدیریت بحران تصمیم گرفت برای هر مار مُردهای که مردم تحویل دهند جایزۀ نقدی به آنها پرداخت کند.
این تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مردۀ زیادی توسط مردم موفق به نظر میرسید و همه منتظر بودند که در طول زمان تعداد مارهای کبری کمتر شود
اما در نهایت تعجب تنها تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند هر روز بیشتر میشد .
دولت از پیامد این کار غافل شده بود زیرا بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند.
البته این آخر ماجرا نبود و زمانی که دولت اعلام کرد که دیگر برای مارها جایزه نمیدهد فقرا نیز مارهایی که پرورش داده بودند در هر طرف شهر رها کردند .
بنابراین جمعیت مارهای کبری نه تنها کاهشی پیدا نکرد بلکه وضعیـت از روز اولش هم بحرانیتر شد، از این پدیده در علوم سیاسی به نام اثر کبری یاد میشود .
اثر کبری یعنی نداشتن افق تصمیمگیری مناسب درحل مسائل که میتواند عواقب پیشبینی نشده و خطرناکی را به همراه داشته باشد .
ما تاکنون نمونههای بسیار زیادی از این گونه تصمیمات را در طول قرن های اخیر در عرصههای سیاسی و اقتصادی از دولتمردان کشور شاهد بودهایم!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجوری هم جریمه نمیشن و هم خوابشون میپره
چقد این حرکت پلــیس راه قشنگ بود😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
💎 #کلام_نور
🔹 امام على عليه السلام:
مَن ضَيَّعَ عاقِلاً دَلَّ عَلى ضَعفِ عَقلِه
هر كه شخص خردمندى را از دست بدهد، سُست خردى خود را نشان داده است
📙 غررالحكم حدیث8240