ریشهی چند اصطلاح عامیانه
🔹زپرتی: واژهی روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو زپرتی شد و این واژه کمکم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.
🔹هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژهها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه میتواند نازیبا و نچسب باشد، جملهی انگلیسی I shall have به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژهی مسخرهآمیز را برای هر واژهی عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار میبرند.
🔹چُسان فسان: از واژهی روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.
🔹شر و ور: از واژهی فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سر و صدا گرفته شده است.
🔹اسکناس: از واژهی روسی Assignatsia که خود از واژهی فرانسوی Assignat به معنی برگه دارای ضمانت گرفته شده است.
🔹فکسنی: از واژهی روسی Fkussni به معنای بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنای بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
🔹نخاله: Nakhal یادگار سربازخانههای قزاقهای روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بیادب و گستاخ میگفتند و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند.
🔹آکبند: آیا میدانستید کلمه آکبند نه کلمهای لاتین است و نه فارسی؟ قدیما که بندر آبادان بهترین بندر ایران بود و کشتیهای تجاری اونجا بارشون رو تخلیه میکردند روی بعضی از اجناس که خیلی مرغوب بودند نوشته شده بود UK BAND یعنی «بستهبندی شده انگلیس» ولی آبادانیهای عزیز اونرو آکبند میخوندند و همین طوری شد که این تلفظ اشتباه در تمام ایران منتشر شد و همه به جنسی که بستهبندی شده میگن آکبند.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#آموزشی
ماهــــے یک بار،بچہ هاے مدرســــــہ جبل عامل (دانش آموزان ایتام لبنانی) رو جمع میکرد، می رفتند زبالہ هاے شہر رو جمـــــع آورے مےکردند ، مےگفت :
" با این کار هم شهر تمیز میشه،
هم #غــــــرور بچہ ها مــــی ریزه ... "
شهید_دکتر_مصطفی_چمران
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😎🎥دوربین مخفی😎🎥
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
وارد خانه اش که شدم عطر بهارنارنج مستم کرد، خانه بوی بهشت می داد، دو فنجان چای ریخت و سینی را روی میز گذاشت.
لبخند زد و با ابرو به فنجان های توی سینی اشاره کرد: «این قانون من است، چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم، چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج، چیزی که آن مزه و بوی بی خاصیت اش را تبدیل به عطر خوش و طعم خوب کند...»
فنجان را برداشتم و کمی از چای چشیدم، خوب بود، هم عطرش هم مزه اش. لبخند زدم: «قانون کارآمدی داری...»
بعد با خودم فکر کردم زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای بی خاصیت، باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی، یک چیزی که امید بدهد به دلت، انگیزه شود، بنزین باشد برای حرکت ماشین زندگی ات، بعد ماشین تخته گاز می رود تا آنجایی که باید.
یک جایی اما کار سخت تر می شود، برای آرامش خیال گاهی لازم است چیزی از زندگی کم کنی، سبک اش کنی. مثل کیسه شن های آویزان از بالون، بالون برای اینکه بالا برود باید سبک شود، باید کیسه شن ها را پرت کنی پایین، بعد اوج می گیرد، بالا می رود.
توی زندگی هم گاهی لازم می شود چیزهایی را از خود دور کنی یک حرفهایی را، فکرهایی را، خاطراتی را... یک آدمهایی را...
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
جاى ساعت دیوارى خونتون رو عوض کنید، میبینید که تا ماه ها هنوز روى دیوار ناخودآگاه دنبالش میگردین !
ذهن شما براى قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بى احساس به زمان زیادی نیاز داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر رو در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کنه ...
پس هرگز، هرگز و هرگز نا امید نشوید!!!
صبر داشته باشيد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔴🔵 اولین اقدام امام زمان (عج) بعد از رسیدن به مقام امامت :
حکومت بنی عباس بعد از شهادت امام هادی (ع)، و حضرت حسن بن علی بن محمد (ع) به دنبال آن بودند که بگویند بعد از امام حسن عسکری (ع)، نسلی دیگر وجود ندارد و خود امامت را بر عهده بگیرند، چراکه دوران بارداری و وضع حمل مادر حضرت مهدی موعود (ع) از دیدگان مردم آن دوران پنهان بود و مدت کوتاهی نیز در زمان حیات پدر بزرگوارشان، در پس غیبت بودند.
عموی امام زمان جعفر بن علی معروف به نام جعفر کذاب قصد داشت خود را به عنوان امام جانشین امام حسن عسکری (ع) معرفی کند،
حضرت امام سجاد (ع) درباره ملقب شدن امام ششم به «صادق» فرمود: «از نسل پنجم او مردی به نام جعفر متولد میشود که به دروغ ادعای امامت میکند، و نامش جعفر کذاب است، از این رو به امام ششم، جعفر صادق لقب داده اند.»
ابن بابویه به سند معتبر از ابوالادیان روایت کرده است که من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) میآمدم و نامههای آن جناب را به شهرها میبردم. پس روزی در بیماریی که در آن مرض به عالم بقاء رحلت فرمودند، مرا طلبیدند و نامهای چند نوشتند به مداین و فرمودند که بعد از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای شیون از خانه من خواهی شنید و مرا در آن وقت غسل دهند.
ابوالادیان گفت: ای سید! هرگاه این واقعه روی دهد امر امامت با کیست؟ فرمود: هر که جواب نامه مرا از تو طلب کند او بعد از من امام است؛ گفتم: دیگر علامتی بفرما، فرمود: هر که بر من نماز کند او جانشین من خواهد بود، گفتم: دیگر بفرما، فرمود: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شما است. ابوالادیان گفت: مهابت حضرت مانع شد که بپرسم کدام همیان
پس بیرون آمدم و نامهها را به اهل مدائن رسانیدم و جوابها را گرفته، چنانچه فرموده بود برگشتم.
روز پانزدهم داخل سامرا شدم؛ صدای نوحه و شیون از منزل منور آن امام مطهر بلند شده بود. چون به در خانه آمدم جعفر (کذاب) را دیدم که به در خانه نشسته و شیعیان بر گرد او برآمده اند و او را تعزیت به وفات برادر و تهنیت به امامت او میگویند. پس من در خاطر خود گفتم که اگر این امام است امامت نوع دیگر شده، این فاسق کی اهلیت امامت دارد؛ زیرا که پیشتر او را میشناختم که شراب میخورد و قمار بازی میکرد و طنبور مینواخت. پس پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم و هیچ سؤال از من نکرد؛ در این حال «عقید» خادم بیرون آمد و به جعفر کذاب خطاب کرد که برادر تو را کفن کرده اند بیا و بر او نماز کن. جعفر برخاست و شیعیان با او همراه شدند. چون به صحن خانه رسیدیم، دیدیم که حضرت امام حسن عسکری (ع) را کفن کرده و بر روی نعش (تابوت) گذاشته اند. پس جعفر پیش ایستاد که بر برادر اطهر خود نماز کند. چون خواست تکبیر بگوید طفلی گندم گون، پیچیده موی و گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو! پس بایست که من سزاوارترم به نماز بر پدر خود از تو. پس جعفر عقب ایستاد و رنگش متغیر شد. آن طفل پیش ایستاد و بر پدر بزرگوار خود نماز کرد.
🌺 اقامه نماز حضرت مهدی موعود (عج) بر پیکر پدر بزرگوارشان اولین اقدام امامت دوازدهمین امام شیعیان می باشد.
🔷 ابوالادیان می گوید : بعد از نماز همان کودک آمد و جواب نامه امام عسکری را طلب کرد و از محتویات همیان خبر داد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
پرسید جانشین شما کیست؟
امام حسن عسکری (علیه السلام) داخل اتاقی رفت.
وقتی برگشت، پسر بچه ای روی شانه اش بود.
موهای سیاه و پیچیده، لب های غنچه ای قرمز، ابروهای کشیده، شبیه خودش، از او زیباتر ندیده بود.
پرسید اسمش چیست؟
گفت هم اسم جدم رسول الله، ولی او غایب میشود، نمی بینندش.
مثل خضر و ذوالقرنین، مدت زمان زیادی طول می کشد.
وقتی بیاید، آرامش با خودش می آورد.
زمین را پر از عدل می کند، بعد از آنکه ظلم همه جا را گرفته باشد.
📚 منبع: برگرفته از کتاب وسعت آفتاب از مجموعه کتب ۱۴ خورشید و یک آفتاب
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
سالی که احتمال حمله به ایران می رفت و ایران تحریم بود ،امیرکبیر یک مهندس اتریشی را استخدام کرد تا برای ایران توپ جنگی بسازد.
اما فلز مورد نیاز موجود نبود و راه واردات هم به علت تحریم مثل امروز بسته بود .امیرکبیر فراخوان عمومی به مردم داد که مردم دیگ های اضافه خود را بیاورید برای ساخت توپ برای دفاع از میهن .
📌نفوذی های انگلیس در شهر و «روزنامهها» که تازه راه اندازی شده بود بین مردم شایعه کردند که میرزا تقی خان میخواهد ظرف غذای شما را بگیرد و جنگ راه بیاندازد.
طرح امیرکبیر شکست خورد .چند وقت بعد انگلیس به ایران حمله کرد. جزیره خارک را اشغال کرد و ایران را تحت فشار قرار داد تا این که افغانستان از ایران جدا شد. و آغازی بود بر دوره قحطی و آبله اواخر قاجار که قریب به ۱۰میلیون ایرانی از بین رفتند.
مردمی که دیگهای خود برای دفاع از میهن و دوری از جنگ ندادند ،هم جنگ سراغشان آمد هم گرسنه ماندند هم کشورشان کوچک شد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam