امام على (علیه السلام) شنید مردى مى گوید بخیل معذورتر از ستمگر است.
فرمود دروغ گفتى.
ستمگر توبه مى کند و از خدا مغفرت مى طلبد و حقوق مالى مردم را بر مى گرداند و بخیل هنگامى که بخل می ورزد، از زکات و صدقه و صله رحم و پذیرایى میهمان و هزینه کردن در راه خدا و امور خیر خوددارى مى کند و بر بهشت حرام است که بخیل در آن وارد شود.
📚 منبع: بحارالانوار، جلد ۷۰، صفحه ۳۰۳
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
👤 جیم ران در یکی از روستاهای آمریکا بزرگ شد و تنها ٢ مهارت داشت، دوشیدن شیر گاو و علف زنى!!
در سن ۲۵ سالگی در حالى که اوضاع مالى بسیار بدى داشت، یک روز با دختر کلوچهفروشی برخورد کرد. دختر کلوچهفروش با چهرهاى معصوم از او خواست تا کلوچه بخرد، فقط ٢ دلار: "2 دلار که پولى نیست، خواهش میکنم بخرید..."
جیم ران دلش به حال او سوخت و تصمیم گرفت بخرد، اما ناگهان به یاد آورد که ٢ دلار هم ندارد...
چارهاى نداشت جز اینکه دروغ بگوید
دختر کوچولوى کلوچهفروش با ناامیدى تشکر کرد و رفت...
جیم بعد از آن بسیار ناراحت بود و فکر میکرد، مدام خود را سرزنش میکرد که: "چرا؟ چرا نباید ٢ دلار داشته باشم؟! من دوست داشتم دل آن دختر را شاد کنم، چرا ٢ دلار نداشتم؟
💡در همان حال که با خود حرف میزد ناگهان تصمیمى گرفت و با نداى بلند اما از درون فریاد زد: "من دیگر نمیخواهم به این شکل زندگى کنم که به خاطر ٢ دلار مجبور باشم دروغ بگویم"
در ملاقات با مردی به اسم "شوف" زندگیش متحول شد،
شوف فقط این سوالات را از جیم پرسید:
شوف: چقدر پول در ۵ سال گذشته پسانداز کردهای؟
جیم: صفر...
🗣 شوف: پس دوباره ۵ سال گذشته را تکرار نکن. بیشتر روی خودت کار کن تا در شغلت!
اگر سخت به شغلت مشغول باشى فقط میتوانی گذران زندگی کنی، که خب بد هم نیست، ولی اگر سخت روی خودت کار کنی، میتوانی ثروت عظیمى بسازی که خیلی بهتر است...
جیم شروع به کسب مهارت در فروش و فروشندگی کرد. مهارت بعدی که خود جیم ران میگوید ثروت زیادی از این طریق به دست آورد و ثروت و درآمدش را چندین برابر کرد این بود:
"یاد گرفتم چگونه آدمها را در کنار یکدیگر جمع کنم و به آنها یاد بدهم در کنار هم کار کنند."
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
شخصی نقل میکرد، پدر بسیار بهانهگیر و بداخلاقی داشتم. روزی در خانۀ من میهمان بود که خانواده همسرم هم بودند. همسرم برای او چای آورد و او شروع به ایراد گرفتن کرد که چرا چایی کم رنگی آورده است؟ ناراحت شد. قهر کرد و بعد از کلی غرغر خواست که برود.
✨دستش را بوسیدم و التماس کردم ببخشد، اما پدرم پیش همه سیلی محکمی بر گوشم زد و گفت: تو پسر من نیستی و... با این شرایط نتوانستم مانع رفتنش شوم. یکی از مهمانان که از این اتفاق زیاد هم ناراحت نبود، به من گفت: واقعا تحمل زیادی داری، با این پدر بداخلاق چگونه میسازی؟! اجازه ندادم حرفش را ادامه دهد.
✨گفتم: اشک چشم شور است و نمک هم شور؛ اما اشک چشم چون از خود چشم تراوش میکند، هرگز چشم را نمیسوزاند! فحش و ناسزا و سیلی پدرم که من شیرۀ جان او هستم هرگز مرا نسوزاند، اما این کلام تو مانند شوری نمک بود که از بیرون در چشم من ریختی!!! شرمنده شد و تا پایان میهمانی سکوت کرد.
✨آری، ما هرگز نباید اجازه دهیم دیگران بین ما و والدین و خواهر و برادرانمان رخنه و شکاف ایجاد کنند؛ و باید هوشیار باشیم هرگز در بین دو سنگ آسیاب که روی هم میچرخند، انگشت فرو نکنیم
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
546K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عادیترین شوخی پسرا😁
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
✨حواسمان به دور و اطرافمان باشد...
مردی از کنار جنگلی رد می شد، شیری را دید که برای شغالی خط و نشان می کشد. شغال به خانه رفت و در را بست ولی شیر همچنان به حرکات رزمی اش ادامه داد و شغال را به جدال فرا خواند . مرد سرگرم تماشای آنان بود که کلاغی از بالای درخت از او پرسید چه چیز تو را این چنین متعجب کرده است؟
مرد گفت: به خط و نشانهای شیر فکر می کنم ، شغال هم بی توجه به خانه اش رفته بیرون نمی آید!
کلاغ گفت ای نادان آنها تو را سرگرم کرده اند تا روباه بتواند غذایت رابخورد!
مرد دید غذایش از دستش رفته از کلاغه پرسید روباه غذایم را برد شیر و شغال را چه حاصل؟
کلاغه چنین توضیح داد: روباه گرسنه بود توان حمله نداشت، غذایت را خورد و نیرو گرفت، شیرهم بدنش کوفته بود خودش را گرم کرد تا هنگام حمله آماده باشد و شغال هم خسته بود رفت خانه تا نیرویی تازه کند تا آن زمان که جلوتر رفتی هرسه به تو حمله کنند و تو را بخورند!؟
مردپرسید: از اطلاعاتی که به من دادی تو را چه حاصل؟
کلاغ گفت: آنها کیسه زر تو را به من وعده داده بودند تا تو را سرگرم کنم !!🌺
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
شهید مدرس مردی بسیار سختکوش و پیگیر بود. مأیوس نمی¬شد و دست از مقاومت نمی¬کشید. حتی پیروزی رضاشاه هم او را مرعوب نکرد و پیوسته به شکل علنی اعلام می¬کرد که با حکومت او از اساس مخالف است.
روزی که رضاخان یقه این پیر خسته را گرفت و او را با خشم به کنج دیوار کشید و فریاد زد: «سید! آخر تو از جان من چه می خواهی؟»، مرحوم مدرس بیآنکه ذره¬ای ترس به دل راه بدهد، با لهجه شیرین اصفهانی جواب داد: «میخواهم که تو نباشی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
994.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچهها مواظب پدر بزرگ ها باشید...😂😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هدایت شده از KHAMENEI.IR
48.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥 فیلم کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران. ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
📥 صوت کامل بیانات
💻 Farsi.Khamenei.ir
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویژه ریحانه
🖤چه نام مرثیهواریست مادر پسران
⚪ بهمناسبت وفات حضرت امالبنین علیهاالسلام و روز تکریم مادران و همسران شهدا
✏️ «خدای متعال در مورد افراد صابر میفرماید: اُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة؛ شما بر پیامبر و آل پیامبر صلوات فرستادید، خدا برای شما صلوات میفرستد... یا یک آیهی دیگر میفرماید: لَن تَنالُوا البِرَّ حَتّىٰ تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون؛ کسی به اوج نیکی نمیرسد مگر آن وقتی که آنچه را دوست دارد در راه خدا بدهد. انسان از فرزند خودش چه چیزی را بیشتر دوست دارد؟ اینها این را در راه خدا دادند.»
بیانات رهبر انقلاب در دیدار خانوادههای شهدا ۱۴۰۲/۰۴/۰۴
💻 @khamenei_reyhaneh