شخصی نقل میکرد، پدر بسیار بهانهگیر و بداخلاقی داشتم. روزی در خانۀ من میهمان بود که خانواده همسرم هم بودند. همسرم برای او چای آورد و او شروع به ایراد گرفتن کرد که چرا چایی کم رنگی آورده است؟ ناراحت شد. قهر کرد و بعد از کلی غرغر خواست که برود.
✨دستش را بوسیدم و التماس کردم ببخشد، اما پدرم پیش همه سیلی محکمی بر گوشم زد و گفت: تو پسر من نیستی و... با این شرایط نتوانستم مانع رفتنش شوم. یکی از مهمانان که از این اتفاق زیاد هم ناراحت نبود، به من گفت: واقعا تحمل زیادی داری، با این پدر بداخلاق چگونه میسازی؟! اجازه ندادم حرفش را ادامه دهد.
✨گفتم: اشک چشم شور است و نمک هم شور؛ اما اشک چشم چون از خود چشم تراوش میکند، هرگز چشم را نمیسوزاند! فحش و ناسزا و سیلی پدرم که من شیرۀ جان او هستم هرگز مرا نسوزاند، اما این کلام تو مانند شوری نمک بود که از بیرون در چشم من ریختی!!! شرمنده شد و تا پایان میهمانی سکوت کرد.
✨آری، ما هرگز نباید اجازه دهیم دیگران بین ما و والدین و خواهر و برادرانمان رخنه و شکاف ایجاد کنند؛ و باید هوشیار باشیم هرگز در بین دو سنگ آسیاب که روی هم میچرخند، انگشت فرو نکنیم
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
546K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عادیترین شوخی پسرا😁
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
✨حواسمان به دور و اطرافمان باشد...
مردی از کنار جنگلی رد می شد، شیری را دید که برای شغالی خط و نشان می کشد. شغال به خانه رفت و در را بست ولی شیر همچنان به حرکات رزمی اش ادامه داد و شغال را به جدال فرا خواند . مرد سرگرم تماشای آنان بود که کلاغی از بالای درخت از او پرسید چه چیز تو را این چنین متعجب کرده است؟
مرد گفت: به خط و نشانهای شیر فکر می کنم ، شغال هم بی توجه به خانه اش رفته بیرون نمی آید!
کلاغ گفت ای نادان آنها تو را سرگرم کرده اند تا روباه بتواند غذایت رابخورد!
مرد دید غذایش از دستش رفته از کلاغه پرسید روباه غذایم را برد شیر و شغال را چه حاصل؟
کلاغه چنین توضیح داد: روباه گرسنه بود توان حمله نداشت، غذایت را خورد و نیرو گرفت، شیرهم بدنش کوفته بود خودش را گرم کرد تا هنگام حمله آماده باشد و شغال هم خسته بود رفت خانه تا نیرویی تازه کند تا آن زمان که جلوتر رفتی هرسه به تو حمله کنند و تو را بخورند!؟
مردپرسید: از اطلاعاتی که به من دادی تو را چه حاصل؟
کلاغ گفت: آنها کیسه زر تو را به من وعده داده بودند تا تو را سرگرم کنم !!🌺
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
شهید مدرس مردی بسیار سختکوش و پیگیر بود. مأیوس نمی¬شد و دست از مقاومت نمی¬کشید. حتی پیروزی رضاشاه هم او را مرعوب نکرد و پیوسته به شکل علنی اعلام می¬کرد که با حکومت او از اساس مخالف است.
روزی که رضاخان یقه این پیر خسته را گرفت و او را با خشم به کنج دیوار کشید و فریاد زد: «سید! آخر تو از جان من چه می خواهی؟»، مرحوم مدرس بیآنکه ذره¬ای ترس به دل راه بدهد، با لهجه شیرین اصفهانی جواب داد: «میخواهم که تو نباشی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
994.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچهها مواظب پدر بزرگ ها باشید...😂😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هدایت شده از KHAMENEI.IR
48.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥 فیلم کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران. ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
📥 صوت کامل بیانات
💻 Farsi.Khamenei.ir
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویژه ریحانه
🖤چه نام مرثیهواریست مادر پسران
⚪ بهمناسبت وفات حضرت امالبنین علیهاالسلام و روز تکریم مادران و همسران شهدا
✏️ «خدای متعال در مورد افراد صابر میفرماید: اُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة؛ شما بر پیامبر و آل پیامبر صلوات فرستادید، خدا برای شما صلوات میفرستد... یا یک آیهی دیگر میفرماید: لَن تَنالُوا البِرَّ حَتّىٰ تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون؛ کسی به اوج نیکی نمیرسد مگر آن وقتی که آنچه را دوست دارد در راه خدا بدهد. انسان از فرزند خودش چه چیزی را بیشتر دوست دارد؟ اینها این را در راه خدا دادند.»
بیانات رهبر انقلاب در دیدار خانوادههای شهدا ۱۴۰۲/۰۴/۰۴
💻 @khamenei_reyhaneh
حضرت ام البنین (سلام الله علیها) دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداکار بود.
روایت است که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پس از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.
عقیل، حضرت ام البنین (سلام الله علیها) را به ایشان معرفى نمود و گفت در بین عرب، خاندانى شجاع تر از خانواده وى سراغ ندارم.
این مادر، پسرانش عباس، جعفر، عبدالله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان، حضرت امام حسین (علیه السلام) بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند.
حضرت ام البنین (سلام الله علیها) در واقعه کربلا حضور نداشت.
هنگامى که بشیر به مدینه بازگشت و حضرت ام البنین (سلام الله علیها) را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد.
حضرت ام البنین (سلام الله علیها) گفت رگ قلبم را پاره کردى.
بچه هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبدالله (علیه السلام)، از حسین برایم بگو.
حضرت ام البنین (سلام الله علیها) براى عزادارى هر روز به بقیع می رفت و نوحه می خواند و می گریست.
#ام_البنین
📚 منبع: بانوان عالمه و آثار آنها، صفحه ۸
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
#حمالی_که_در_تاریخ_جاودانه_شد
در خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود دارد که به قبر حمال *معروف است.
فرد بیسوادی در تبریز زندگی میکرد و تمام عمر خود را در بازار به حمالی و بارکشی می گذراند تا از این راه رزق حلالی بدست آورد.
یک روز که مثل همیشه در کوچه پس کوچه های شلوغ بازار مشغول حمل بار بود، برای آنکه نفسی تازه کند، بارش را روی زمین می گذارد و کمر راست می کند.
صدایی توجه اش را جلب می کند؛ میبیند بچه ای روی پشت بام مشغول بازی است و مادرش مدام بچه را دعوا میکند که ورجه وورجه نکن، می افتی!
در همان لحظه بچه به لبه بام نزدیک می شود و ناغافل پایش سر میخورد و به پایین پرت میشود.
مادر جیغی میکشد و مردم خیره میمانند.
حمال پیر فریاد میزند "نگهش دار"!
کودک میان آسمان و زمین معلق میماند، پیرمرد نزدیک می شود، به آرامی او را میگیرد و به مادرش تحویل میدهد.
جمعیتی که شاهد این واقعه بودند همه دور او جمع میشوند و هر کس از او سوالی میپرسد:
یکی میگوید تو امام زمانی، دیگری میگوید حضرت خضر است، کسانی هم میگویند جادوگری بلد است و سحر کرده.
حمال که دوباره به سختی بارش را بر دوش میگذارد،
خطاب به همه کسانی که هاج و واج مانده و هر یک به گونه ای واقعه را تفسیر می کنند،
به آرامی و خونسردی می گوید:
" خیر، من نه امام زمانم، نه حضرت خضر و نه جادوگر،
من همان حمالی هستم که پنجاه شصت سال است
در این بازار میشناسید. من کار خارق العاده ای نکردم، بلکه ماجرا این است که یک عمر هر چه خدا فرموده بود، من اطاعت کردم، یکبار من از خدا خواستم، او اجابت کرد.
اما مردم این واقعه را بر سر زبانها انداختند و این حمال تا به امروز جاودانه شد و قبرش زیارتگاه مردم تبریز شد.
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠روضه خانم ام البنین (سلام الله علیها)
🔹 ذعا جهت تعجیل در امر فرج بقیة الله الاعظم علیهالسلام را فراموش نفرمایید
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam