زني شوهرش مُرد براي اينكه خدمتی به شوهر كرده باشد
شبهای جمعه غذایی تدارک می كرد
و به وسيله فرزند يتيم خود به خانه فقرا می فرستاد
طفل بيچاره با اينكه گرسنه بود ، غذا را از مادر می گرفت و به فقرا مي رساند و خود با شكم گرسنه به خانه بر می گشت و می خوابيد
تا اينكه شبي كاسه صبرش لبريز شد
و در راه غذا را خودش خورد و با شكم سير به خانه برگشت و آسوده خوابيد
آن شب زن شوهر خود را در خواب ديد كه به او می گفت :
تنها غذای امشب به من رسيد .
زن از خواب بيدار شد و با كمال شگفتی از فرزندش پرسيد شبهای جمعه گذشته و ديشب غذا را كجا می بردی و به كی می دادي ؟
من ديشب پدرت را خواب ديدم كه مي گفت تنها غذای ديشب به او رسيده است .طفل راستش را گفت كه شبهای جمعه غذا را به خانه فقرا مي بردم ، ولي ديشب چون زياد گرسنه بودم ، خودم خوردم و آسوده خوابيدم .
زن دانست بهترين خدمت به شوهر اين است كه يتيم او را سير نگهدارد
و از اينجاست كه اسلام توصیه می کند كه خويشاوندان محتاج و نيازمند را در اولویت قرار داد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا"س مبارک باد
غوغای مداح اردبیلی در بیت رهبری در سالروز ولادت حضرت فاطمهی زهرا سلامالله علیها
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔴🔵 چرا هنگام شنیدن نام «قائم» دست بر روی سر میگذاریم؟
🌺 پاسخ :
🔷 علاوه بر تعظیم و اعلام اضطرار، این موضوع ریشه در روایات دینی دارد.
♦️از امام صادق (ع) سؤال شد که چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم؟ فرمود: براى آن حضرت غیبت طولانى است و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتى که به دوستانش دارد، به هر کسى که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبتآمیز میکند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى که مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در امر فرج مولایش را از خداوند منان مسئلت کند. [۱]
♦️ در روایات آمده است وقتى دعبل خزاعی قصیده مشهوری را خدمت امام رضا(ع) خواند، هنگامى که به این بیت رسید:
🔺«خروج امام لامحالة خارج یقوم على اسم الله والبرکات»
(ظهور امام قطعی است که ظهورش با نام خداوند و همراه با خیر و برکات است)
، امام رضا (ع) دست بر سر نهاد و به عنوان احترام برخاست و از خداوند متعال فرج حضرت ولى عصر (عج) را در خواست نمود. [۲]
البته این دو روایت بیشتر ناظر به اسم خاص «قائم» هستند و شامل القاب دیگر نمیشوند.
📚منابع :
۱. منتخب الاثر، لطف الله صافی، ج3، ص226، چاپ دفتر آیت الله صافی، 1380ش، چاپ اول
۲. الغدیر، عبدالحسین امینی، ج2، ص511، قم، مرکز غدیر، 1416ق، چاپ اول
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#قائم
عارفی با شاگرد خود زندگی میکرد. روزی شاگرد با اجازهی استادِ خود٬ بهجای عارف بر منبر رفت و موعظه کرد.
چون از منبر پایین آمد مردم او را بسیار تحسین کردند. عارف چون چنین دید، در همان مجلس بر سخنرانی او عیب زیادی گرفت و شاگرد ناراحت شد.
مجلس تمام شد و عارف و شاگرد به منزل برگشتند. شاگرد از دست عارف ناراحت بود. گفت: استاد، چرا عیبهای بنی اسرائیلی گرفتی و چه ضرورت بود در جمع آنها را بگویی، آن هم بعد از اینکه مردم مرا ستایش کرده بودند؟ در حالیکه مردم بعد از منبر از تو تعریف میکنند و کسی نیست از تو عیب بگوید، چه شد تو را ستایش شهد است ما را سم؟!!
عارف تبسمی کرد و گفت: ای شاگرد جوان، تو هنوز از مردم نبریدهای و نظر مردم برای تو مهم است. این تعریفهایی که از تو میکردند درست بود و عیبهای من غلط.
ولی من دلیلی برای این کارم داشتم، تا مبادا این ستایش و تعریف مردم، لذت ارشاد برای خدا و علم را از تو بگیرد و از فردا در منبر بهجای اینکه سخنی گویی که خدا را خوش آید سخنی گویی که مردمان خدا خوششان آید.
اما آنچه مردم از من ستایش میکنند برای من مهم نیست. چه ستایش کنند و چه سرزنش کنند هر دو برای من یکی است. چون سنی از من گذشته است و حقیقت را دریافتهام. من مانند پرندهای هستم که پر درآوردهام و روزی اگر مردم بر شاخهای که نشستهام آن را ببُرند، به زمین نمیافتم و پرواز میکنم ولی تو هنوز پَرِ پروازت کامل نشده است. این مردم تو را بالای سر بُرده و بر شاخهی درختِ طوبی مینشانند؛ ناگاه و بیدلیل شاخهی زیر پای تو را میبُرند و سرنگونت میکنند. این مردم امروز ستایشات میکنند و تو را نوش میآید و فردا ستایش نمیکنند و تو را از منبر و سخنرانی بیزارت میکنند.
شاگرد دست استاد بوسید و گفت: الحق که نادانِ نادانم.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
*روی تخته یک معلم این نوشت*
هر کسی آرد کمی خاک بهشت
*میدهم من نمره بیستی به آن*
این بود آن نمره وقت امتحان
*دانشآموزی ازآن جمعی که بود*
با خودش خاک کمی آورده بود
*پس معلم گفت این گفتار را*
از کجا آوردهای این خاک را
*گفت خاک زیر پای مادرم*
چون بهشت است زیر پای مادرم
*آن معلم ازشعف آخر گریست*
نمره این دانشآموز داد بیست
🌹🌹 میلاد ام ابیها حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) و روز مادر مبارک🌺🌺🌺💐💐💐
🌷برای سلامتی مادران در قید حیات و مادرانی که آسمانی شده اند ، صلوات🌷
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرواز غیر مترقبه 🤣
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیح دکتر عزیزی درباره حدیث معروف بهشت زیر پای مادران است
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#کلام_نور
🍀 امیرالمومنین عليه السلام:
💢 زكاةُ القُدرَةِ، الإنصافُ.
🔘 زكات قدرت، انصاف داشتن است.
🖇 غررالحکم، ح۵۴۴۸
مدیر مدرسه ای در کلکته هندوستان، این نامه را چند هفته قبل از شروع امتحانات برای والدین دانش آموزان فرستاده است:
والدین عزیز،
امتحانات فرزندان شما به زودی آغاز می شود. من می دانم شما چقدر اضطراب دارید که فرزندانتان بتوانند به خوبی از عهده امتحانات بر آیند. اما لطفا در نظر داشته باشید که در بین این دانش آموزان یک هنرمند وجود دارد که نیازی به دانستن ریاضیات ندارد. یک کارآفرین وجود دارد که نیازی به درک عمیق تاریخ یا ادبیات انگلیسی ندارد. یک موزیسین وجود دارد که کسب نمرات بالا در شیمی برایش اهمیتی ندارد.
یک ورزشکار وجود دارد که آمادگی بدنی و فیزیکی برایش بیش از درس فیزیک اهمیت دارد.
اگر فرزندتان نمرات بالایی کسب کرد عالی است. در غیر این صورت، لطفا اعتماد به نفس و شخصیتش را از او نگیرید. به آنها بگویید مشکلی نیست آن فقط یک امتحان بود و آنها برای انجام چیزهای بزرگتری در زندگی به دنیا آمده اند. به آنها بگویید فارغ از هر نمره ای که کسب کنند شما آنها را دوست خواهید داشت و آنها را قضاوت نخواهید کرد. لطفا این را انجام دهید تا ببینید چگونه فرزندانتان جهان را فتح خواهند کرد. یک امتحان یا نمره پایین نبایستی آرزوها، استعداد و اعتماد به نفس آنها را فدا کند.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
داستانی آموزنده از حضرت زهرا سلام الله علیها
حضرت فاطمه (س) تعريف می کنند که شبی به بستر رفته بودم تا بخوابم پيامبر صدايم کرد فرمود تا چهار کار انجام نداده ای نخواب:
- قران را ختم کن .
- مومنان را از خودت خشنود و راضی کن .
- حج و عمره به جای بياور .
- پيامبران را شفيع خودت کن .
و بعد بخواب .
آنگاه به نماز ايستاد. من صبر کردم تا نماز پدر تمام شود و گفتم ای رسول خدا چهار کار برايم مشخص کرده ايد که توان انجام آنها را ندارم .
پيامبر فرمود:
🌴- سه مرتبه قل هو الله بخوان مثل اين است که قرآن را ختم کرده ای .
🌴- برای مومنان آمرزش بخواه تا همگی آنان را خشنود کنی .
☘- با فرستادن صلوات من و ديگر پيامبران شفيع تو خواهيم شد .
🌴- با گفتن ذکرسبحان الله ،الحمدالله ،لا اله الا الله و الله اکبر مثل اينکه حج و عمره به جای آورده
@hamkalam