eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
910 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
سلطان محمود غزنوی به وزیرش گفت آیا کسی هست که فالوده نخورده باشد؟ وزیر گفت بلی، بسیارند. قبول نکرد و مبلغی بین ایشان شرط شد. سربازها از دروازه‌ شهر، مسافر ژنده‌ پوشی را آوردند. سلطان محمود، فالوده را نشان داد و پرسید این چیست؟ مسافر گفت من ندانم، اما در زادگاه ‌من مردی هست که هر ساله یک مرتبه به شهر می‌ رود. او می‌ گفت در شهر، حمام‌ های خوب ساخته می‌ شود، به گمانم این حمام است. پادشاه بسیار بخندید. وزیر گفت پادشاه دو برابر باید سکه بدهند، چون این مرد نه فالوده دیده نه حمام. 📚 منبع: موش و گربه، شیخ بهایی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
به جمال الدین گفتند: استعمارگران همانند گرگانند! جمال الدین گفت:اگر شما گوسفند نباشید آنان نمی توانند گرگ باشند! چشم انسان کور باشد بهتر از این است که بینش و طرز تفکر او کور باشد! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
191K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی سعی می کنیم آروم از کنار مشکلات رد شیم 😂🤣🤪😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
رسول اکرم صلی الله علیه وآله:هرکس از شما خواهشی داشت و شمارا به خدا قسم داد برایش برآورده کنید. هرکس به شما خوبی کرد؛ جبران کنید، اگرچیزی برای جبران نداشتید؛ آنقدر به درگاه خدا برایش دعا کنید تا یقین کنید جبران کرده‌اید. 📚وسائل الشیعه ج۱۶ ص۳۰۷.
یک جامعه شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنهاد کرد: او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود. هنگامی که او فرمان دویدن را داد، تمامی بچه ها دستان یکدیگر را گرفتند و  با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال نشستند. هنگامی که جامعه شناس دلیل این رفتار آنها پرسید، درحالی که یک نفر می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود! آنها گفتند: آبونتو (UBUNTU)، چگونه یکی از ما میتونه خوشحال باشه در حالی که دیگران ناراحت اند. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
عربى بيابانگرد را دیدم در بصره که با جواهر فروشان در گفتگو بود و می گفت: روزى در بيابانى راه را گم كرده بودم و هیچ غذایى برایم باقی نمانده بود. خود را در خطر هلاكت مى ديدم. ناگهان در راه كيسه اى پر از مرواريد يافتم. در ابتدا تصور كردم كه گندم پخته است آنچنان خوشحال شدم كه هرگز چنين خوشحالى به من دست نداده بود، ولى وقتى كه داخل آن را دیدم بقدرى غمگین شدم كه هيچگاه اين گونه ناراحت نشده بودم گلستان سعدی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
یکی از شعرا پیشِ امیرِ دزدان رفت و ثَنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او بَرکنَند و از دِه به در کنند. مسکین برهنه به سرما همی‌رفت. سگان در قفایِ وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند، در زمین یخ گرفته بود؛ عاجز شد. گفت: این چه [...] مردمانند؛ سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته! امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید. گفت: ای حکیم! از من چیزی بخواه. گفت: جامهٔ خود می‌خواهم، اگر انعام فرمایی. گلستان سعدی، باب چهارم، در فواید خاموشی، حکایت ۱۰ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹شعرخوانی زیبای آقای مجید تال در محضر رهبر معظم انقلاب روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها سال ۹۷ 🔺بسیار دیدنی. حتی اگر چندبار ببینید باز تماشایی است 🌹 سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات 🌹 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌹 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
هدایت شده از .
💢حضور عده ای از بلاگرهای خانم به بهانه گرامیداشت روز مادر در نیروگاه شازند نه تنها تقلیل دادن ارزش و جایگاه این روز است بلکه دهن کجی بزرگ مسئولین نیروگاه و دست اندار کاران این برنامه به اعتراض های بی شمار و مسالمت آمیز مردم مظلوم شهرستان اراک در اعتراض به وضعیت آلودگی است. رسانه دانشجویی تلنگر به عنوان بخش کوچکی از جامعه سلامت و بهداشت استان مرکزی قویا برگزاری چنین رویدادی را در نیروگاه محکوم می کند. 💢راستی؛ کسی از آخرین نشست خبری که مسئولین نیروگاه در حضور خبرنگاران و مردم برای پاسخ گویی به مسائل نیروگاه برگزار کردند خبر دارد؟!... 🟥 || @talangor_aums1