هدایت شده از ادارهکل آموزش و پرورش استان مرکزی
🔴 #اطلاعیه_مهم_وفوری | در پی تداوم برودت هوا؛ برخی از مدارس استان مرکزی در روز یکشنبه ۳۰ آذرماه غیرحضوری شد
🔺به گزارش اداره اطلاعرسانی و روابطعمومی ادارهکل آموزش و پرورش استان مرکزی؛ در پی تداوم برودت هوا، نحوه فعالیت مدارس استان مرکزی در روز یکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴ به شرح ذیل اعلام می گردد:
🔺شهرستانهای #اراک و #تفرش
مقطع ابتدایی فقط در نوبت صبح بصورت غیر حضوری و در بستر سامانه شاد.
🔺شهرستان های #خمین، #شازند، #محلات، #خنداب، #دلیجان، #کمیجان و #فراهان
کلیه مقاطع در نوبت صبح با یک ساعت تاخیر.
🔺بخش #خرقان در شهرستان #زرندیه
در کلیه مقاطع و فقط در نوبت صبح با یک ساعت تاخیر.
🔺شهرستان های #آشتیان و #ساوه
مدارس بصورت عادی فعالیت خواهند داشت.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹اداره کل آموزش و پرورش استان مرکزی
🆔 @Medumarkazi
#کلام_نور
💎امیرالمؤمنین عليه السلام:
دل بستگى به دنيا، با وجود مشاهده دگرگونى هاى آن، نادانى است.
الرُّكونُ إلَى الدُّنيا مَعَ ما يُعايَنُ مِن غِيَرِها جَهلٌ
📙 غررالحكم حدیث۱۹۷۹
در یک روستایی گاوی داشتند که چند خانواده از شیر آن استفاده میکردند و منبع روزیِ آنها بود یک روز گاو خواست تا از کوزه بزرگی آب بخورد اما سر گاو درون کوزه گیر کرد مردم روستا اول خواستند کوزه را بشکنند اما گفتند نزد ریش سفید برویم تا شاید راه چاره بهتر ببیند. ریش سفید گفت سر گاو را ببرید، بریدند و گفتند : هنوز سر گاو در کوزه مانده! ریش سفید گفت حالا کوزه رابشکنید! وچنین کردند. ریش سفید رفت و ناراحت و غمگین در گوشه ای نشست. مردم گفتند ای ریش سفید ناراحت نباشید هم گاو و هم کوزه فدای شما.
گفت من ناراحتِ گاو یا کوزه نیستم، از این ناراحتم که اگر شما من را نداشتید میخواستید چگونه امورات زندگی خود را بچرخانید!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
زمانی آقا محمد خان قاجار به قره باغ لشکر کشید.
خان قره باغ به شهری به نام شیشه رفت و در آنجا مشغول کندن سنگر و مجهز کردن لشکرش شد.
شاه برای او پیغام فرستاد که با لشکر قلیل، توانایی مبارزه ندارد؛ بهتر است تسلیم شود.
خان قره باغ تسلیم نشد.
شاه پیغام داد با منجنیق های سنگ انداز من، چگونه می خواهی شهری مانند شیشه را نگاه داری؟
ملا پناه واقف که شاعر خان قره باغ بود، این شعر را در جواب خان قاجار نوشت:
«گر نگه دار من آن است که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد»
📚 منبع: هزار و یک حکایت تاریخی، محمود حکیمی
🔻لینک کانال بچه های مدرسه(هم کلام)در ایتا👇
https://eitaa.com/hamkalam
ای دختر موبلند آذر
فرزند کِهین و شوخ مادر
یلدای قشنگ و نازنینم
ای با دل و جان من برابر
دامان تو پر ز برگ الوان
مویت سیه و بلند پیکر
یلدا! تو چه مهربان و نازی
ما را تو بخوان و گیر در بر
مگذار که بیش از این بماند
این دیده عاشقانه بر در
زلفان سیاه خویش بگشای
شب عشوهگری نما سراسر
گرچه سرما و سوز داری
جمعی ز تو گرم همچو اخگر
هستند ز بودنت همه شاد
دارا و فقیر و هم قلندر
هستی شب قدر که خدا گفت
باشد ز هزار ماه بهتر
هر خانه که میروی ز شادی
جشن است و سرور و شور یکسر
سیب است و انار و هندوانه
چای است و قوری و سماور
بر رغم سیاهیت ز تو هست
چشم همه عاشقان منور
یلدا! تو بیا یک امشبی را
بر تارک خلق سایه گستر
وقتی همه دور یکدگر جمع
هستند ز خواهر و برادر
مگذار که روزگار بیقدر
بر ما بکشد برهنه خنجر
.:محمدرضا عروه
-------------------------
#شعر
#یلدا
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴فوری : یلدا منتفی شد
این سه تا بچه هندونه را خلاص کردند
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
✅ امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام: مَن يَطلُبِ الهِدايَةَ مِن غَيرِ أهلِهايَضِلَّ .
✅ هر كس هدايت را از كسى كه اهل آن نيست بخواهد، گمراه شود.
📚 غرر الحكم : ۸۵۰۱
#احادیث
📚#حکایتی_هارونالرشید_و_بهلول_دانا
روزی هارون رشید تصمیم میگیرد تا در بین مردم شهر خود مسابقه ای به نام هرکس بزرگترین دروغ را برای من بگوید دخترم را به او خواهم داد .
روز اول چند نفر پیش او می آیند وهرکس دروغی میگوید :
یکی میگوید :(من کره زمین را روی دست هایم چرخانده ام )
نفر دیگر میگوید :(من در یک راه که راهزن داشت همه را کشتم و بقیه رو نجات دادم )
هارون رشید گفت همه راست است روز پنجم به پادشاه خبر آوردند وگفتند بهلول میگوید بزرگترین دروغ را برای پادشاه اورده ام اما دروغ نمی توانداز در ورودی شهر داخل شود باید به بیرون شهر بیایید
هارون گفت باشد قبول است
وقتی به بیرون رسیدند
بهلول گفت این سبد بزرگ دروغ من است
هارون گفت دروغت را برایمان بگو :
بهلول گفت :پدر شما در زمانی که این قصر را ساخت از پدر من 10000سکه طلا گرفت وگفت بعدا از پسرم سکه ها را بگیرید هارون گفت این دروغ است بهلول گفت پس من باید با دختر شما ازدواج کنم هارون گفت این سخن راست است بهلول گفت پس باید سکه های من را بدهید
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
✅ اسراری که در وضو پنهان است
🔹 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می فرمایند : شستن صورت ها و دست ها و مسح سر و پاها در وضو، رازی دارد.
🔹 شستن صورت در وضو، یعنی خدایا! هر گناهی که با این صورت انجام دادم، آن را شست وشو می کنم تا با صورت پاک به جانب تو بایستم و عبادت کنم و با پیشانی پاک سر بر خاک بگذارم.
🔹 شستن دست ها در وضو، یعنی خدایا! از گناه دست شستم و به واسطه گناهانی که با دستم مرتکب شده ام، دستم را تطهیر می کنم.
🔹 مسح سر در وضو، یعنی خدایا! از هر خیال باطل و هوس خام که در سر پرورانده ام، سرم را تطهیر می کنم و آن خیال های باطل را از سر به دور می اندازم.
🔹 مسح پا، یعنی خدایا! من از رفتن به مکان زشت پا می کشم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام داده ام، تطهیر می کنم.
🔸 من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۳۰۲
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنر وخلاقیت 👌
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam