eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
911 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
امام علی النقی هادی (ع) : التواضع اَن تعطی الناس ما تُحِبُّ ان تُعطاهُ فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند. شهادت امام هادی(ع) تسلیت باد.
از مردی از اهالی اصفهان به نام عبدالرحمان که معتقد به تشیع بود پرسیدند چرا امامت امام هادی (علیه السلام) را پذیرفته‌ ای؟ پاسخ داد من صحنه ای را دیده ام که باعث شد به امامت امام هادی (علیه السلام) ایمان بیاورم. من مردی فقیر بودم و اهالی اصفهان از من به دلایلی نزد متوکل، خلیفه عباسی شکایت کرده بودند. روزی کنار قصر متوکل بودم که شنیدم متوکل، امام هادی (علیه السلام) را احضار کرده است. از مردمی که آنجا بودند پرسیدم این مردی که احضار شده کیست؟ گفتند مردی از خاندان امام علی (علیه السلام) است که شیعیان به امامت او معتقد هستند. من با خود گفتم از جایم حرکت نمی کنم تا او را ببینم. مردم دو طرف مسیر، منتظر امام هادی (علیه السلام) ایستاده بودند که دیدیم سواره‌ ای می‌ آید. چون او را دیدم، محبتش در دلم افتاد و دعا کردم خداوند شر متوکل را از سر او دور سازد. در این حال، آن امام در حالی که به یال اسب خویش نگاه می کرد و توجهی به راست و چپ نداشت، جلو آمد و نزدیک من که رسید فرمود خداوند دعایت را مستجاب کند و عمرت را طولانی و مال و فرزندانت را زیاد فرماید. پس از آن به اصفهان برگشتم. خداوند ثروت فراوانی به من عنایت کرد و اکنون تنها داخل خانه‌ ام یک میلیون درهم سرمایه و ده فرزند دارم و تا به حال هفتاد و اندی عمر کرده ام. آری، من معتقد به امامت مردی هستم که آنچه را در ذهنم بود دانست و خداوند دعایش را در حقم مستجاب فرمود. منبع: بحارالانوار، جلد 50، صفحه 141 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam هادی
گلادستون سياستمدار كهنه كار انگليسى خطاب به نمايندگان مجلس عوام انگليس گفت: تا سه چيز در ميان مسلمانان است ما در خطريم: ۱. مادام القرآن يقرأ؛ تا زمانى كه قرآن قرائت و تلاوت و حفظ و تفسير مى شود. ۲. و مادام الكعبة تطاف، و تا زمانى كه مسلمانان به حج رفته، و مناسك حج را بجا آورده، و بر گرد خانه كعبه چرخيده و با فلسفه و اسرار حج آشنا مى شوند. ۳. و مادام محمّد صلى الله عليه و آله يذكر اسمه على المآذن، و تا زمانى كه صبح و شام نام محمّد بر فراز مأذنه‌ها برده مى شود، و مردم فوج فوج براى اقامه نماز به سوى مسجدها هجوم مى برند، و متحد و يك پارچه به سمت قبله واحد نماز مى خوانند. او پس از بيان مشكل، به راه درمان نيز اشاره مى كند. توجّه فرماييد: « عليكم بالقرآن فاحرقوه وعليكم بالكعبة فانهدموه ؛ وبايد قرآن را آتش زد و كعبه را ويران ساخت و نام محمّد را از ذهن‌ها پاك كرد». [۲] منظور از آتش زدن قرآن، به فراموشى سپردن معارف و مضامين بلند آن و قناعت كردن به قرائت و روخوانى و ترتيل و مانند آن است. و منظور از خراب كردن كعبه، سوق دادن اعمال حج به سوى يك سفر سياحتى و تجارتى است، تا فلسفه و اسرار حج محقق نشود. و منظور از به فراموشى سپردن نام پيامبر، جايگزين كردن نام هاى ديگر به جاى نام آن حضرت است كه كم و بيش بعضى از مسلمانان ناخواسته مجرى دستور اين سياستمدار كهنه كار انگلستان شده و نام هاى ديگر را بر نام پيامبر ترجيح مى دهند. «هر چند هنوز هم نام محمّد براى پسرها، و فاطمه براى دختران، بالاترين آمار را به خود اختصاص داده است. ---------- [۲]: تفسير نمونه، ج ۴، ص ۵۵۰، ذيل آيه ۵۷ سوره مائده؛ مجلّه رسالة التقريب، شماره ۱، اسفند ۱۳۷۱. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @HAMKALAM
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ نترسيم، نترسيد و نترسانيد... ☝️توصيه سردار سليمانی به اين روزهای ما 🎥 سردار شهيد حاج قاسم سليمانى: من با تجربه این را می‌گویم که میزان فرصتی که در بحران‌ها وجود دارد در خود فرصت‌ها نیست. اما شرط آن، این است که ”نترسید و نترسیم و نترسانیم”. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 ‌ @hamkalam
📖 جلب رضایت مردم با نارضایتی آفریدگار مردی به امام حسین (علیه السلام) نامه نوشت سرور من، مرا از خیر دنیا و آخرت آگاه کن. امام به او نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد، هر کس رضایت خدا را بجوید، هر چند مردم را خوش نیاید، خداوند امور مردم را که از ناحیه آنان او را تهدید می کنند کفایت می کند و هر کس رضایت مردم را با ناراضی کردن خدا بطلبد، خدا او را به مردم وا می گذارد. والسلام.» منبع: أمالی شیخ صدوق، محمد بن علی ابن بابویه کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
شهید قاسم سلیمانی در خاطرات خود می گوید فرمانده گردانی داشتیم به نام ماشاءالله رشیدی شب عملیات کربلای 5آمد پیش من و گفت من و زکی زاده باهم عهد بستیم هر کدام مان زودتر شهید شد وارد بهشت نشود تا دیگری بیاید دیشب زکی زاده را دیدم به من گفت ماشاءالله من را دم در نگه داشتی چرا نمی آیی؟ وقتی این را گفت من فهمیدم شهید می شود نگهش داشتم گردان رفت و درگیر خط شد و من مجبور شدم او را بفرستم بلافاصله شهید شد کتاب ذوالفقار ص117 نوشته علی اکبری مزد آبا دی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟! خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی! مرد گفت: من چیزی ندارم که ببخشم؟ خدا پاسخ داد: دارایی هایت کم نیست! یک صورت، که میتوانی لبخند برآن داشته باشی! یک دهان، که میتوانی با آن از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی! یک قلب، که میتوانی به روی دیگران بگشایی و چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی! ما فقیر نیستیم! فقط باید به دارایی‌هایمان بیشتر توجه کنیم ... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
✏حضرت عیسی (علیه السلام) و نادان حضرت عیسی (علیه السلام) به سرعت در حال دویدن بود، گویی که از شیری فرار می کند. در بین راه کسی او را ديد و از وی پرسيد که برای چه این چنین می دوی؟ حضرت عیسی (علیه السلام) جوابش را نداد و باز می دوید. آن مرد نیز دنبال او دوید و از او خواست که برای رضای خدا بایستد و به او جواب دهد. حضرت عیسی (علیه السلام) پاسخ داد که از نادان فرار می کند. آن مرد با تعجب پرسيد مگر تو آن مسیحی نیستی که کور و کر را شفا می دهی و اسرار غیب و اسم اعظم را می دانی و وقتی آن را بر مرده می خوانی زنده می شود؟ حضرت عیسی (علیه السلام) پاسخ داد بله، من همانم که با اسرار غیب و اسم اعظم همه کارها را انجام می دادم. به خدا قسم که آن اسم اعظم را بر کور و کر خواندم بهبود یافتند، بر کوه خواندم از هم شکافت، بر مرده خواندم زنده گشت، اما هر چه بر دل احمق خواندم اثر نکرد. منبع: داستان ها و پیام های مثنوی، صفحه 230 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طنز شاعرانه 😄😄 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند روزی دریک مراسم هم سرایی, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان هم سرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود… کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد. وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه هم سرایی آواز می خواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم! *می توان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام كى و كجا سر راه انسان قرار بگیرند... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است. وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدم ها جایگاهی می بخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند! 👤 کارلوس فوئنتس کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam