✍گاهی حوادث دوران به قدری گویا و روشن است که اگر تاریخ هم نخوانده باشی می شود درس عبرت، در قانون جنگل کاراکاس هم مورد حمله قرار می گیرد. پس تو خود بخوان حدیثی مفصل از این مجمل
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📣 روایت رهبر انقلاب از حوادث اخیر در کشور
🎤 حضرت آیتالله خامنهای صبح امروز:
✏️ اولاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب میشناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله؛ این اجتماعات عمدتاً از طرف بازاریها بود اما حرفشان حرف درستی بود.
✏️ بنده حرف، بنده هم توی تلویزیون شنیدم هم توی محاسبات و توی کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور کاهش ارزش پول کشور عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم، راست میگوید. این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیسجمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور در صدد علاج این مشکل هستند. این یک مشکل است این هم دست دشمن در میان است.
✏️ این را هم عرض بکنم به شما. این گران شدن قیمت ارز خارجی بالا رفتن بیحساب ارز خارجی و عدم ثبات او، هی برود بالا و بیاید پایین که کاسب نداند تکلیفش چی است، این طبیعی نیست این کار دشمن است. البته باید جلویش گرفته بشود با تدابیر گوناگون دارند تلاش میکنند هم رئیسجمهور هم رؤسای قوای دیگر بعضی مسئولین دیگر دارند تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین بازاریها اعتراضشان به این مطلب بود و این مطلب مطلب درستی است. آن چه مهم است این است که یک عده آدم تحریک شدهی مزدور دشمن پشت سر بازاریها بایستند و شعار ضد اسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند. این مهم است.
✏️ اعتراض به جاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم باید حرف بزنند مسئولین با معترض با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.
✏️ اینکه یک عدهای تحت عناوین گوناگون نامهای گوناگون میآیند به قصد تخریب به قصد ناامن کردن کشور پشت سر بازاریهای مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند از اعتراض آنها سوءاستفاده کنند اغتشاش کنند اصلاً قابل قبول نیست، مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمینشینند از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است از این خواستند استفاده کنند، البته مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود؛ مهم مجموعهی ملّت است. مهم همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد. ایمان، اخلاص، عمل. مهم بیتفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است. بیتفاوت نبودن در مقابل شایعهپردازیهای دشمن است. اینها مهم است.
✏️ مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد تحمیل کند یک چیزی را بر کشور و مسئولین، بر دولت بر ملّت، با قدرت کامل بایستد در مقابل دشمن و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمیآییم، ما با اتکای به خدای متعال با اتکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم انشاءاللّه به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد.۱۴۰۴/۱۰/۱۳
💻 Farsi.Khamenei.ir
امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام
«به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید تا مورد مغفرت خداوند قرار گیرید.»
📚نهجالبلاغه، حکمت۳۹۹
آواز ناشناخته در جنگل
محیطبانی در حال گشت در جنگلی دورافتاده، آوای پرندهای ناآشنا شنید. او که یک مشاهدهگر مبتدی بود، برای شناسایی آن به تحقیق کتابخانهای و میدانی روی آورد. ابتدا با ضبط صدا، کتابهای راهنمای پرندگان و پایگاههای داده آنلاین را جستجو کرد، اما نتیجهای نگرفت. سپس با یک پرندهشناس تماس گرفت و دادههای خود (زمان، مکان، شرایط آبوهوا، توصیف ظاهری احتمالی) را در اختیارش گذاشت. پرندهشناس با بررسی نقشههای مهاجرت و گزارشهای قدیمی، این فرضیه را مطرح کرد که ممکن است این پرنده به دلیل تغییرات اقلیمی، مسیر مهاجرت خود را تغییر داده باشد. آنها با هم چندین بار به منطقه بازگشتند و با صبر و ثبت دقیق مشاهدات، در نهایت موفق به عکسبرداری و تأیید حضور یک گونه نادر شدند که برای آن منطقه، کاملاً جدید بود.
درس تحقیق: تحقیق گاه یک فرآیند تکمیلی و مشارکتی است: از مشاهده شخصی شروع میشود، با جستجوی منابع موجود ادامه مییابد و با همکاری متخصصان و جمعآوری شواهد بیشتر به نتیجه میرسد. پذیرش «ناشناختهها» میتواند به کشفی تازه بینجامد.
#تحقیق
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه 👇
@hamkalam
https://eitaa.com/hamkalam
آشپز و قاشقِ بلند
در صومعهای، راهبان غذایشان را در دیگی بزرگ و مشترک میل میکردند. قانونی بود: هرکس میتوانست از قاشقی بلند با دستهای بسیار دراز استفاده کند، اما اجازه نداشت قاشق را به دهان خودش نزدیک کند. نتیجه، آشفتگی و گرسنگی بود؛ چون هیچکس نمیتوانست غذای درون قاشق بلند را به دهان خود برساند. روزی راهب تازهواردی پیشنهاد داد: «چرا هرکس از قاشق بلند برای غذا دادن به دیگری استفاده نکند؟»
با این تغییر ساده، همه سیر شدند و فضای صمیمیتی ایجاد شد.
درس بهینهسازی: بهینهسازی همیشه در چارچوب قواعد موجود ممکن است. گاه مسئله نه در ابزار، که در روش استفاده از آن است. تغییر زاویه دید، سیستم را متحول میکند.
#بهینه_سازی
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه👇
@hamkalam
https://eitaa.com/hamkalam
حسن آجرپز بود، شغل خانوادگیشان. اما با آمدن بلوکهای سیمانی، کارشان کساد شد. پدرش میگفت: «زمانه عوض شده، باید کارگاه را بست.» اما حسن ایدهٔ دیگری داشت.
او متوجه شد معماران و طراحان جدید، به دنبال متریالهای اصیل و ecological (زیستمحیطی) برای طراحی داخلی هستند. او کارگاه را مدرنیزه کرد و با حفظ روش سنتی پخت، آجرهایی با رنگها، بافتها و اشکال مدرن تولید کرد: آجرهای مشبک برای نورپردازی، آجرهای رنگی برای دکوراسیون.
او یک سایت ساده راه انداخت و نمونهکارهایش را در شبکههای اجتماعی به معماران نشان داد. اولین سفارشش از یک کافهای در تهران بود که میخواست فضایی صنعتی-سنتی داشته باشد. حسن با همان آجرهای قدیمی، اما با نگاهی نو، کارگاه پدری را نجات داد و آن را به یک کسبوکار پیشرو در تولید مصالح دکوراتیو تبدیل کرد. شعارش این است: «گاهی نوآوری، یعنی نگاه دوباره به چیزی که همیشه پیش چشم است.»
#کارآفرینی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
https://eitaa.com/hamkalam
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخر عاقبت فضولباشی 😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
عفت و صبر و حجاب و حيای حضرت زينب(س) :
نقل است كه يكی از همسايگان اميرالمؤمنين (ع) در كوفه می گويد: «من پنج سال در همسايگی ايشان زندگی میكردم، اسمی از زينب(س) شنيدم، ولی شخصيت او را نديدم»یعنی ایشان همواره نقاب داشتند و احدی صورت ایشان را ندیده بود!
تا که صورت ایشان در کربلا در آن همه سوگ و عزا و در حالی که کوه صبر(حضرت زینب) می گفت خدایا این قربانی کوچک را از ما بپذیر.. ..آشکار شد
سال روز وفات اسوه صبر و صلابت تسلیت باد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#زینب (س)
توی اردوگاه تکریت، مسئول شکنجه اسرای ایرانی، جوانی بود بنام کاظم.
یکی از برادران کاظم، اسیر ایرانی ها و برادر دیگرش هم در جنگ کشته شده بود، به همین خاطر کینه خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت!
کاظم آقای #ابوترابی را خیلی اذیت می کرد. اما مرحوم ابوترابی هیچگاه شکایت نکرد و به او احترام می گذاشت!
✅تنها خوبی کاظم شیعه بودنش بود. او واجباتش را انجام می داد و به روحانیون و سادات احترام می گذاشت. اما آقای ابوترابی در اردوگاه حکم یک اسیر برای کاظم داشت، نه یک سید روحانی.
✅یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد. یک راست رفت سراغ آقای ابوترابی و گفت بیا اینجا کارت دارم... از آنروز رفتار کاظم با اسرا و آقای ابوترابی تغییر کرد و دیگر ما رو کتک نمی زد.
وقتی علت رو از آقای ابوترابی پرسیدیم، گفت: کاظم اون روز من رو کشید کنار و گفت خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات رو بهم کرده بود، اما ...
دیشب خواب #حضرت_زینب سلام الله علیها رو دیده و حضرت نسبت به کارهای من در اردوگاه به مادرم شکایت کرده.
صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و پرسید: تو در اردوگاه سیدی را اذیت می کنی؟ از دست تو راضی نیستم.
کاظم رفتارش کاملا با ما تغییر کرد. زمانی که رژیم صدام از بین رفت، کاظم راهی ایران شد، از ستاد امور آزادگان آدرس اسرای اردوگاه خودش را گرفت و تک تک سراغ آنها رفت و از آنها حلالیت طلبید.
💐کاظم عبدالامیر مذحج، چند سال بعد در راه دفاع از حرم حضرت زینب در زینبیه دمشق به قافله شهدا پیوست.
📙برگرفته از کتاب تا شهادت. اثر گروه شهید هادی.
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
واز پرتاب
در روستای کوچکی نزدیک پایگاه فضایی، پسری نوجوان به نام «امیر» با مادرش زندگی میکرد. امیر عاشق موسیقی و آواز بود. شب پرتاب ماهواره، مادر که از بیخوابی نگران بود، گفت: «پسرم، برو پشت بام و برای ستارهها آواز بخوان، شاید استرس ما کم شود.»
امیر رفت و با صدای لرزان، یک آواز محلی قدیمی را خواند که دربارهٔ بلندپروازی و رسیدن به آرزوها بود. گروهی از مهندسان خسته که برای دقایقی از سالن کنترل بیرون آمده بودند، صدایش را از دور شنیدند. یکی از آنها گفت: «این صدا، انرژیاش از همهٔ ما بیشتر است. انگار زمین دارد برای فرزندش آرزوهای بلند میخواند.»
ساعاتی بعد، وقتی ماهواره با موفقیت پرتاب شد، مدیر پروژه در بیانیهی کوتاهش گفت: «امشب، دو موفقیت داشتیم: یکی قرار گرفتن ماهوارهی ملی در مدار، و دیگری، شنیدن آواز امید از دل کویر که به ما یادآوری کرد برای چه و برای که تلاش میکنیم. گاهی پیشرفتهترین فناوری، با سنتیترین نمادهای امید گره میخورد.»
#پرتاب_ماهواره
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه 👇
@hamkalam
https://eitaa.com/hamkalam