eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
912 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
امام صادق علیه ‌السلام:زندانى (واقعى) کسى است که دنیایش او را از آخرتش باز داشته باشد. 📚 الکافی : ج2، ص455، ح9
روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیمان هرچه در خانه داشت جلوی او گذاشت، كمی نان خشك بود و مقداری نمك و كوزه ای آب. او با روی خوش از مهمان خود پذیرایی می كرد و زیر لب شعر می خواند كه: « چشمِ تر و نانِ خشك و روی تازه! » مرد مهمان چشمش كه به نان افتاد گفت: « ای كاش كمی پنیر هم بود تا با این نان می خوردیم. » سلیمان بلند شد و به بازار رفت. قبای خود را در دكانی گرو گذاشت و به جای آن كمی پنیر گرفت و آورد. مهمان نان و پنیر را خورد و گفت: « خدا را شكر، من آدم قانعی هستم، روزی من همین بود كه خوردم. راضی هستم به رضای خدا. » سلیمان گفت: « اگر به آنچه خدا داده بود راضی بودی، قبای من در بازار به گرو نمی رفت.» کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
👈 قاطعيت در اجراي عدالت در كوفه ، شخصي بنام ((نجاشي )) از سرشناسهاي قبيله يمانيه ، و از شاعران متشخص و معروف بود، وي در ماه رمضان شراب خورد، و حتي رعايت قداست ماه رمضان را نكرد، او را به دادگاه امير مؤمنان علي علیه السلام آوردند، و پس از اثبات شرابخواري او، امام علیه السلام دستور داد، هشتاد تازيانه به او زدند، سپس دستور داد او را يك شب زنداني كردند، فرداي آن روز به دستور علي علیه السلام او را احضار كردند، و حضرت ((بيست تازيانه ديگر به او زد)). او پرسيد: ((ديروز حد شرابخوري را بر من جاري كردي ، پس اين بيست تازيانه براي چيست ؟!)). امام فرمود: هذا لتجريك علي شرب الخمر في شهر رمضان . :((اين بيست تازيانه ، به خاطر آن بود كه تو حرمت و قداست ماه رمضان را با گستاخي خود، شكستي )). بعد از اين جريان ، اين موضوع براي (طايفه او) ((يمانيه ))، گران آمد، آنها سخت ناراحت و خشمگين شدند، طارق بن عبداللّه ، (از طرف آنها) به حضور علي علیه السلام آمد، و سخناني گفت كه خلاصه اش اين است : ((من گمان نمي كردم كه شما بين افراد، فرق نگذاري ، و بر شخصيتي برازنده و زبردست ، مانند نجاشي نيز، حد جاري شود، و او را شلاق بزني، و در نتيجه دلهاي را جريحه دار كني، و امور ما را پراكنده سازي و ما را به جاده اي به كشاني كه جاده گمراهي و آتش دوزخ است )). امام علي علیه السلام به او فرمود: ((و انه لكبيرة الا علي الخاشعين )). اشاره به اينكه : ((اجراي فرمان خدا، سخت و دشوار است ، جز براي آنانكه ، تسليم فرمان خدا هستند)). سپس فرمود: آيا نجاشي جز يك فردي از مسلمين بود، و او حرمت و حدود اسلام را ناديده گرفت ، و هتك حرمت كرد، و ما حد الهي را بر او جاري كرديم ، كه كفاره گناه او است ، و خداوند مي فرمايد: ولا يجرمنكم شنان قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي . :((دشمني با قومي ، نبايد باعث بي عدالتي شما شود، عدالت را رعايت كنيد كه به پرهيزگاري نزديك است )). عبداللّه در برابر قاطعيت علي علیه السلام نتوانست چيزي بگويد، و رفت ، و شبانه با نجاشي ، از كوفه گريختند، و به سوي شام روانه شده و به معاويه پيوستند. @hamkalam
فقیری بدهکار را به زندان بردند. او بسیار پرخُور بودو غذای همه زندانیان را می‌دزدید و می‌خورد. زندانیان از دست او رنج می‌بردند و غذای خود را پنهانی می‌خوردند. روزی آنها به زندان‌بان گفتند: به قاضی بگو این مرد خیلی ما را آزار می‌د‌هد غذای ۱۰ نفر را می‌خورد گلوی او مثل تنور آتش است سیر نمی‌شود. یا او را از زندان بیرون کنید، یا غذا را زیادتر بدهید. قاضی پس از تحقیق و بررسی فهمید که این مردی پُرخور و فقیر است و همین باعث زندانی شدنش می باشد.پس بناچار به او گفت: تو آزاد هستی برو به خانه‌ات. زندانی گفت: ای قاضی من کس و کاری ندارم فقیرم, زندان برای من بهشت است اگر از زندان بیرون بروم از گشنگی می‌میرم. قاضی نپذیرفت و او را از زندان بیرون کرد. قاضی دستور داد او را دور شهر بگردانید و فقرش را به همه اعلام کنید. هیچ کس به او نسیه ندهد، وام ندهد، امانت ندهد. پس از این هر کس از این مرد شکایت کند دادگاه نمی‌پذیرد. آنگاه آن مرد فقیر شکمو را بر شترِ یک مرد هیزم فروش سوار کردند.مرد هیزم فروش از صبح تا شب فقیر را کوچه به کوچه و محله به محله گرداند. در بازار ،جلو حمام و مسجد فریاد می‌زد: ای مردم! این مرد را خوب بشناسید او فقیر است. به او وام ندهید، نسیه به او نفروشید، با او داد و ستد نکنید, او فقیر و پرخور و بی‌کس و کار است خوب او را نگاه کنید. شبانگاه هیزم فروش مرد زندانی را از شتر پایین آورد و گفت: مزد من و کرایه شترم را بده من از صبح برای تو کار می‌کنم. زندانی خندید و گفت: تو نمی‌دانی از صبح تا حالا چه می‌گویی؟ به تمام مردم شهر گفتی و خودت نفهمیدی؟ سنگ و کلوخ شهر می‌دانند که من فقیرم و تو نمی‌دانی؟ دانش تو عاریه است. طمع و غرض بر گوش و هوش ما قفل می‌زند. بسیاری از مردمان یکسره از حقایق سخن می‌گویند ولی خود نمی‌دانند وعمل نمی کنند مثل همین مرد هیزم فروش کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکر و حیله روباه😳 کانال داستان بچه‌های مدرسه @hamkalam
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: قدرت اراده و ایستادگی ملتها بالاتر از قدرت موشک و هواپیما است 💬 رهبر انقلاب اسلامی در پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در آستانه ۲۲ بهمن: ✏️قدرت ملی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ی ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند. شما بحمدالله ایستادگی را نشان دادید و اراده‌ی خودتان را نشان دادید. در قضایای مختلف باز هم نشان بدهید. دشمن را مأیوس کنید. تا دشمن مأیوس نشود، در معرض آزار و اذیت قرار میگیرند یک ملّت. باید دشمن را مأیوس کرد. ✏️ مأیوس‌بودن دشمن با اتّحاد شماست، با قدرت فکر و اراده‌ی شماست، با انگیزه‌ی شماست، با ایستادگی در مقابل وسوسه‌های دشمن است. اینها قدرت ملی را تشکیل میدهد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۰ 🌷 متن کامل بیانات | 💻 Farsi.Khamenei.ir
امام رضا علیه السلام:ای مردم، تقوا را درباره‌ی نعمت های الهی رعایت کنید و نعمت‌ها را با گناه و معصیت از خود مرانید. 📚عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۱۶۹
🔴 سزای گرگ سخن‌چین روزی سلطان جنگل مریض شد، تمام حیوانات به دیدنش آمدند مگر روباه. گرگ سخن‌چین از موقعیت استفاده کرد و به شیر گفت: قربان! همه‌ی حیوانات به عیادت شما آمدند، فقط روباه است که سر از اطاعت باز زده. شیر گفت: وقتی آمد مرا یادآوری کن تا سزایش را بدهم. وقتی روباه آمد، شیر با خشم به او گفت: کجا بودی؟ همه آمدند مگر تو. روباه در جواب گفت: من وقتی شنیدم شما مریض هستید به این فکر افتادم که دوائی برایتان تهیه کنم تا بهبودی شما حاصل شود. شیر گفت: چیزی به دست آوردی؟ روباه جواب داد: آری! در پشت پای گرگ غده‌ایست که برای معالجه‌ی شما مؤثر است. شیر بی‌درنگ با چنگال مقداری از پشت پای گرگ را بیرون آورد. روباه آهسته از گوشه‌ای خارج شد. در راه چشمش به گرگ افتاد که با پای خون‌آلود می‌آید. به او گفت: ای آقائی که کفش قرمز پوشیده‌ای! وقتی در حضور پادشاهان می‌نشینی متوجه باش چه از دهانت خارج می‌شود. -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------
بسم الله... نقل است که : نادرشاه در سال ۱۱۵۶ به نجف آمد. او در این سفر زیارتی دستور داد تا گنبد حرم مطهر و ملکوتی حضرت امیرالمومنین علیه السلام طلایی شود. در یکی از این روزها که نادر شاه قصد تشرف به حرم داشت دید در کنار درب حرم یک پیرمرد نابینایی در حال گدایی است؛ نادر پیش پیرمرد رفت و در کنارش نشست. گفت : چند وقت است اینجا گدایی می کنی؟ پیرمرد که فهمید نادر شاه کنارش نشسته خوشحال شد. گمان کرد قرار است صله ای از نادرشاه بگیرد. عجز و لابه اش را بیشتر کرد گفت : حدودا بیست سال جناب نادر. نادرشاه که مرد خشن و سرسختی بود گفت : مردک! بیست سال است در کنار حرم مولا علی علیه السلام نشسته ای و شفای چشمانت را از شاه مردان نگرفته ای؟ من الان می روم به حرم برای زیارت و بر می گردم. اگر در این فاصله شفای چشمانت را نگرفته باشی همین جا گردنت را می زنم. نادر رفت و این نابینای بیچاره که امید صله داشت، ماند با بیچارگی خودش. صله که نگرفت هیج جانش هم به خطر افتاد. او از ترس جانش به استیصال و بیچارگی افتاد و از عمق وجود شروع به صحبت با امیر مومنان کرد و چون چاره ای نداشت با تمام وجود درخواست شفا می کرد. اگر تا حال حرم وسیله ی معاش او شده بود حالا فقط توسل به صاحب حرم می توانست هم چشمش را بینا کند هم جانش را نجات دهد... نادرشاه برگشت. کوری که بیست سال در کنار حرم مولا نشسته و به اندک صدقات زائران دلخوش کرده بود شفا یافت. هم جانش هم چشمش... چه این داستان حقیقت داشته باشد و چه نداشته باشد تمثیل حال و روز ماست. ما نابینایان واقعی، ما که دلهایمان کور است و سالهاست بر در این سرای با عظمت او نشسته ایم و به گدایی مشغولیم و به اندک حطام دنیا راضی. دنبال شفای حقیقی نیستیم و از او طلب حقیقی نداریم. یک نادرشاهی می خواهد تا به ما بفهماند که بر در سرای چه کسی نشسته ایم و او چه اعجازهایی می کند. بیچاره ایم ما. حتی بیچاره تر از آن نابینا... منبع ؛ کتاب کهکشان نیستی ( ۴۳) به نقل از کتاب آیت الحق جلد اول ( با تلخیص) کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🖌 آیا می‌دانستید که: ️توپ‌هاى رنگى نصب شده بر روی کابل‌های فشار قوی برق براى جلوگيرى از برخورد بالگردها و گلايدرها با خطوط برق استفاده می‌‌شوند. ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥😎دوربین مخفی🎥😎 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam