eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
914 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
لباس‌های خیس به تنشان سنگینی می‌كرد ستون گردان دم ارتفاع قامیش و زیر پای عراقیا بود همهمه بسیجی ها میان رعد و برق و شق شق باران گم شده بود حالا گونی‌هایی هم كه عراقیا پله‌وار زیر كوه چیده بودند، از گل و لای لیز شده بود و اسباب دردسر... بچه ها از كت و كول هم بالامی‌رفتند كه از شر باران خلاصی یابند و خودشان را داخل غار بزرگ زیر قله برسانند انگار یه گونی، جنسش با بقیه فرق داشت لیز و سر نبود بسیجی‌ها پا روش می‌ذاشتند، می‌پریدند اون‌ور آب و بعد داخل غار... اما گونی هر از گاهی تكان می‌خورد شاید اون شب هیچ بسیجی‌ای نفهمید كه پله شده بود برای بقیه... یكی دو نفر هم كه متوجه شدند دم غار اشكهاشون با باران قاطی شده بود «علی به معنای واقعی كلمه مالك نفسش بود» 🌷 📎برای شادی روح شهدا صلوات کانال داستان بچه‌های 👇 @hamkalam
خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود دست بی‌رحمی نزدیک آمد، گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید گل صميمانه به او گفت سلام گل اگر خار نداشت دل اگر بی‌غم بود اگر از بهر كبوتر قفسی تنگ نبود، زندگی، عشق، اسارت، قهر و آشتی، همه بی‌معنا بود .:فریدون مشیری:. -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------
471K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خلاقیت 😂😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔴 دعای روز دوم ماه مبارک رمضان 🔹 اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الی مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.  🔸 خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوی خوشنودیت و برکنارم دار در آن از خشم وانتقامت و توفیق ده مرا در آن برای خواندن آیات قرآن به رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان. -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------
🔴این کارها را مجانی انجام می‌دیم‼️ 🔻مهندسی تعریف می کرد روز اول ماه مبارک رمضان نوه‌ام عینک عیال را برداشت و پرت کرد، شیشه‌اش درآمد. عیال گفت: بِبر عینک‌سازی شیشه‌ش را جا بیندازند. گفتم نیازی به عینک‌سازی نیست من هواپیما به آن مدرنی را تعمیر می‌کنم اون‌وقت نمی‌تونم شیشه‌ی عینک رو بندازم؟ با پیچ گوشتی پیچ عینک را شل کردم، فریم عینک حالت فنری داشت، پیچ پرید هوا و افتاد روی فرش، عینک را گذاشتم کنار و دو زانو دنبال پیچ گشتم، در حال چرخش رفتم روی عینک و فریم له شد! عیال را برداشتم بردم عینک سازی و جریان را گفتم. ایشان گفتند باید دکتر مشخصات فریم را بنویسد تا نقطه‌ی کانونی شیشه‌ها درست باشد. رفتیم چشم پزشک و صد و پنجاه پول ویزیت دادم. اومدیم عینک انتخاب کنیم، فریم هشتصد تومان و شیشه‌ها چهارصد هزارتومان! با عصبانیت اومدم بیرون نشستم پشت فرمان تا خواستم حرکت کنم زدم به یک ماشین عبوری، گلگیر جلو له شد، دو تا جوان پیاده شدند با بد و بیراه گلاویز شدیم چندتا مشت و لگد خوردم. مردم جدا کردند. زنگ زدیم پلیس راهنمایی، مقصر شناخته شدم و با اینکه بیمه داشتم دو میلیون و پانصد هزار تومان خسارت دادم. به افسر گفتم: اینها مرا کتک زدند، لطفا بگویید افسر نیروی انتظامی بیاید. افسر نیروی انتظامی که اومد آن دو نفر مدعی شدند ما به‌خاطر تصادف کتک‌کاری نکردیم، چون ایشان روزه‌خواری می‌کرد ما اعتراض کردیم و به‌همان خاطر کتک‌کاری کردیم. افسر نیروی انتظامی سیگار را که دستم دید مورد را تایید و صورتجلسه کرد، گفت فردا باید بیایی و بری دادسرا. هر چه خواهش کردم قبول نکرد. روزه‌خواری در ملاءعام مجازات دارد. در دادسرا به شلاق محکوم شدم، معادل شلاق را جریمه پرداخت کردم. وقتی رفتم عینک را بگیرم، از عینک‌سازی پرسیدم، اگر عینک را می‌آوردم شیشه‌اش را جا بیندازی، چقدر دستمزد می‌گرفتی؟ گفت: این کارها را مجانی انجام می‌دیم!! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔴 خون به پا کردن مرد کاشی جعفر کاشانی که شغلش سلمانی بود وارد تبریز شد و پس از اینکه زن و بچه خود را در منزلی سکونت داد کنار کوچه‌ای بنا به رسم قدیم بساط سلمانی خود را پهن و به انتظار مشتری نشست. چند دقیقه بعد یک پهلوان بد اخلاق تبریزی برای اصلاح سر و صورت روی کرسیچه او نشست. چون خیلی عجله داشت مرتب حین انجام کار با نوک پا به قلم پای جعفر می‌زد و می‌گفت زود باش. بعد از اتمام کار بدون اینکه دستمزدی به او بدهد یک سیلی هم به صورت او زد و گفت نگفتم زود باش و از آنجا دور شد. مرد کاشانی جرأت نکرد جوابش را بدهد همان دم به منزل آمد و به زنش گفت بار و بندیل را باز نکن که این شهر جای ما نیست و دست آنها را گرفته به کاشان مراجعت کرد. همین که جعفر به منزل خود در کاشان رسید، زن و بچه را با اثاث میان صحن حیاط رها کرد و رفت روی پشت بام و دست خود را به طرف تبریز گرفت و شروع به دشنام دادن آن مرد تبریزی نمود. زنش که از پایین شاهد ماجرا بود با فریاد گفت جعفر بیا پایین می‌خواهی خون راه بیندازی. -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------
زغال هاي خاموش را کنار زغال هاي روشن مي گذارند تا روشن شود چون همنشيني اثر دارد ما هم مثل همان زغال هاي خاموشيم اگر کنار افرادي بنشينيم که روشنند که گرما و حرارتي دارند ما هم به طبع آن ها نور و حرارت و گرما پيدا مي کنيم... پس در انتخاب همنشینان و دوستانمان لازم است دقت کنیم و هوشیار باشیم رسول خدا (ص) : انسان بر دین دوستش خواهد بود ، بنابراین هر یک از شما دقت کند که با چه کسی دوست می شود. 📚بحارالانوار جلد 74 صفحه کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥😎دوربین مخفی🎥😎 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💠شرح دعای روز سوم ماه مبارک رمضان 🔹اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِ وَ التَّمْوِیهِ وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِین 🔸خدایا در این روز مرا هوش و بیداری نصیب فرما و از سفاهت و جهالت و کار باطل دور گردان و از هر خیری که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود و کرمت ای جود و بخشش دارترین عالم. 🔰پیام‌های دعا 1- بیداری 2- دوری از سفاهت و جهالت 3- بهره‌مندی از خيرات 4- بهره مندی از بخشش خدا 🔰پیام منتخب ✍️هیچ کار خیری را نباید کوچک شمرد؛ هم‌چنان‌که نباید به کارهای خیر، مغرور شد؛ زیرا قصد قربت و خلوص، در هر دو حالت لازم است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «لاتُصَغِّر شَیئاً مِنَ الخَیرِ، فَإنَّکَ تَراهُ غَداً حَیثُ یَسُرُّکَ؛ هیچ کار خیری را کوچک مشمار که فردا مایۀ خرسندی و خوشحالی‌ات خواهد شد 📗مجلسی بحار الأنوار ج ۷۱ ص ۱۸۲ @hamkalam
امام علی (علیه السلام) در سخنانی به کارگزاران خود، خدمت به جامعه را مورد تأکید قرار می دهند. ایشان هنگام واگذاری حکم ولایت مصر به مالک اشتر فرمودند: خدا را، خدا را در طبقه فرودست جامعه که چاره ای ندارند، مساکین و محتاجان و اهل فقر شدید و طالبان عطایا که خانه نشین شده اند؛ زیرا برخی از آنان ناتوان از برآوردن حاجاتشان هستند و برخی زبان حالشان تقاضای حاجت است. پس طغیان نعمت، تو را از خدمت به آنان باز ندارد؛ زیرا عذری از تو پذیرفته نیست که حق فقیران را ضایع گردانی. پس تلاش و کوشش خود را از خدمت به آنان باز ندار و با کبر و غرور از آنان روی نگردان. امام علی (علیه السلام) در خطبه 34 می فرماید: ای مردم، همان گونه که من بر شما حقی دارم، شما نیز بر من حقی دارید. حق شما بر من آن است که هیچ گاه از رهنمودهای خالصانه دریغ نورزم و در تأمین رفاه زندگی شما بکوشم و در تربیت و تعلیم کوتاهی نکنم. و سپس به حقوق دولت اشاره می کند. دلیل اینکه نخست از حقوق امت بر دولت سخن می گوید این است که دولتمردان در حکومت عدل اسلامی باید به حقوق ملت پیش از حقوق دولت توجه داشته باشند. دولت، وظیفه خدمتگزاری ملت را به عهده دارد و تا خدمات لازم را ارائه ندهد، انتظار قدردانی امت بیهوده است. حضرت در این بخش از خطبه، اشاره می کند که دولت اسلامی باید تنها مصالح امت را بدون تبعیض در نظر بگیرد. اگر دولت اسلامی در سیاست گذاری، مصالح امت را در نظر بگیرد، همسویی همگان در پیشرفت اهداف سیاسی حکومت فراهم می گردد. ایشان در ادامه، تأمین رفاه در زندگی همه مردم و ایجاد اشتغال را یکی از وظایف دولت اسلامی می شمارد. دولت باید در فراهم ساختن امکانات مورد نیاز برای رشد اقتصاد کشور بکوشد و از ثروت های طبیعی و اندوخته های خدادادی بهره برداری کند. با توجه به فرمایش امام علی (علیه السلام)، تعلیم و تربیت در مراحل ابتدایی باید فراگیر شود و راه رسیدن به مدارج بالاتر باز باشد و امکانات آموزشی برای همگان فراهم آید. منابع: 1. نهج البلاغه، نامه 53 2. نهج البلاغه، خطبه 34 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
میرزا آقاسی، صدر اعظم ناصرالدین شاه که قول داده بود توپی بسازد که با آن بتوان از دارالخلافه تهران به سنت پترزبورگ روسیه شلیک کرد! ولی هنگام آزمایش آن در حضور ناصرالدین شاه، گلوله توپ درون عراده منفجر شده و تعدادی از خدمه توپ را کشته بود و میرزا آقاسی به شاه گفته بود: قربان! این توپ که خودی ها را اینطور لت و پار کرده، ملاحظه بفرمایید که چه بلائی بر سر دشمن آورده است! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam