eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
914 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖 امام مَهدی «عج»: برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید! ‌کـه فرج من، فرج و گشایش کار شماست.
‌ ‍ ستون پنجم (این اصطلاح در اصل به معنی جاسوسی است که به زیان خودی و به سود بیگانه کار می‌کند) در جنگ‌های سه ساله‌ی اسپانیا (1936 – 1939م) هنگامی که ژنرال مسولا یکی از سرکردگان سپاه ژنرال فرانکو با ارتش خود به سوی مادرید، پایتخت اسپانیا پیش می‌رفت، برای کمونیست‌ها که بر شهر مسلط بودند، پیغام فرستاد که: «من با چهار ستون سرباز و تجهیزات از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوی مادرید پیش می‌آیم، ولی شما فقط روی این چهار ستون حساب نکنید، زیرا ما ستون دیگری هم داریم که در مادرید و حتی در میان جمع شما هستند که برای ما فعالیت می‌کنند. اگر از چهار ستون اعزامی واهمه ندارید، از این "ستون پنجم" بترسید که در همه‌ی امور و شئون شما نفوذ دارند و راه ورود چهار ستون دیگر را به درون شهر هموار می‌کنند.». همین گونه هم شد و سرانجام ژنرال فرانکو به یاری همین ستون پنجم و خراب‌کاری‌های آن‌ها توانست مادرید را تصرف کند. از آن تاریخ عبارت "ستون پنجم" وارد اصطلاحات سیاسی جهان شد و از اروپا به ایران آمد و به شکل اصطلاح در زبان فارسی به کار گرفته شد و به طنز یا به صورت جدی اشاره به شخصی دارد که در واقع نفوذی رقیب بوده و برای وی کار می‌کند و خبر می‌برد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
خواجه ای غلامش را به بازار فرستاد که انگور و انار و انجیر بخرد و زود بیاید. غلام رفت و دیر آمد و انگور تنها آورد... خواجه او را بسیار زد و گفت: چون تو را پی کاری می فرستم باید چند کار کنی و زود بیایی، نه آنکه پی چند کار می روی، دیر بیایی و یک کار کنی. غلام گفت: به چشم، از این به بعد... پس از چند روز اتفاقا خواجه مریض شد و او را پی طبیب فرستاد. غلام رفت و زود برگشت و چند نفر همراه خود آورد. خواجه گفت: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: تو با من گفتی چون پی کارت فرستم، چند کار بکن و زود بیا. اکنون این طبیب است که جهت معالجه آورده ام، این غسال است که اگر مردی غسلت دهد، این آخوند است که بر تو نماز خواند، این تلقین خوان است، این قبر کن است و این قرآن خوان‌!!! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنرنمایی 😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam ‌‌‌‌
✍در اوایل کودکی خاطرم هست درمانگاهی در شهر میلاجرد وجود داشت که مردم جهت مداوا به آنجا مراجعه می کردند عموما سالن انتظار هميشه پر از جمعیت بود. و پزشکان عمومی هندی، بنگلادشی و یا پاکستانی در آنجا مشغول مداوای مردم بودند البته برخی مواقع مترجمی محلی مشکلات مردم را دست پا شکسته به پزشک می رساند . امروز به برکت انقلاب اسلامی حدود 150 نفر از دانش آموزان مدرسه‌ای که در آن توفیق خدمتگزاری دارم در رشته پزشکی مشغول به تحصیل هستند. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💠شرح دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان 🔹اللّهُمَّ أَعِنِّی فِیهِ عَلَی صِیامِهِ وَ قِیامِهِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ هَفَوَاتِهِ وَ آثَامِهِ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ ذِکرَک بِدَوَامِهِ بِتَوْفِیقِک یا هَادِی الْمُضِلِّینَ 🔸خدایا مرا در این ماه بر روزه و شب زنده‌داریش یاری ده، و از لغزش‌ها و گناهان دورم بدار، و ذکرت را همواره روزی‌ام کن، به توفیقت‌ ای راهنمای گمراهان 🔰پیام‌های دعا 1- ياری‌خواستن از خداوند در انجام نماز و روزه 2- دوری از لغزش‌ها و گناهان 3- درخواست ذكر دائمی‌ 4- توفيق از جانب خدا 🔰پیام منتخب ✍️در قرآن، توفیق به معنای «آسان‌کردن» است. آن‌جایی که خدا به کسی توفیق می‌دهد، به این معناست که گرایش قلبی او به سمت امور خداپسند آسان‌تر می‌شود، علل حرکت در این مسیرها برایش فراهم‌تر می‌گردد، بهتر معارف را درک و راحت‌تر عمل می‌کند. عکس توفیق، حالت بی‌توفیقی است؛ یعنی با گناه پی‌درپی، گرایش قلبی انسان به سمت امور ناپسند، آسان می‌شود. امام رضا(ع) می‌فرماید: «هرکس از خدا توفیق بخواهد، در حالی که کوشا و تلاش گر نیست، خود را مسخره کرده است.» 📗 میزان ‌الحکمه،ج ۲ ص ۸۶۲ یاری خداوند متعال در کارهای نیک، عزم و همتی استوار و جهاد خستگی‌ناپذیر از طرف بنده را هم می‌طلبد؛ چنان‌که دیگر خواست‌ها و اهداف نیز به تناسب خود، نیازمند تلاش و کوشش‌اند.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن که دوران نوجوانی را در زادگاهش، روستای «کبوده» گذرانده است، در ضمن خاطرات خود، حادثه دل‌خراش کشف حجاب یک زن روستایی را این‌گونه نقل می¬کند‌: هرگاه امنیه (مأمور انتظامی دولتی) وارد دِه می‌شد، [زن‌ها] می‌بایست مراقب باشند که از خانه بیرون نیایند. با بودن امنیه، حتی زن‌های رعیتی هم از تعرض مصون نمی‌ماندند؛ زیرا چارقد نیز جزو مصادیق حجاب محسوب می‌شد [و باشدت با آن برخورد می‌گردید]. صحنه‌ای را که روزی خود ناظر بودم، برای نمونه بازگو می‌کنم. زنی که از مزرعه مجاور به طور گذرا به کبوده آمده بود، از کوچه می‌گذشت و مانند همه زن‌های روستایی چادر و چارقد به سر داشت. آن زن، توی کوچه با امنیه‌ای که از راه رسیده بود، روبه‌رو شد و امنیه او را دنبال نمود و چارقد و چادر از سرش کشید. نزدیک به خانه کدخدای دِه بودند و امنیه به خانه او می‌رفت. زن شروع کرد به گریه‌کردن و سرش را با سفره‌ای که در دست داشت پوشاند. امنیه اصرار داشت که او را جریمه کند؛ به مبلغی که پرداختش فوق طاقت او بود. آن زن، چون از کشاورزان ما بود و او را می‌شناختم، خواستم کمکی به او بکنم. بنابراین، او را بردم به منزل کدخدا و از وی خواستم که وساطت بکند و قضیه راخاتمه دهد. کدخدا با امنیه وارد مذاکره شد و او پذیرفت که این دفعه از او در گذرد؛ منتها به شرط آنکه زن چون خواست از خانه کدخدا بیرون رود، با سرِ برهنه از جلوی اتاق که امنیه در آن حضور داشت، بگذرد. چاره‌ای نبود، جز قبول. در آن لحظه، جز من و کدخدا و امنیه کسی توی اتاق نبود و پنجره باز بود. زن، بی‌چارقد و بی‌چادر آمد و باسرعت گذشت. رویش را به جانب دیگر برگردانده بود. موهای ژولیده‌اش روی شانه‌اش ریخته بود. از جایی که در برابر چشم ما قرار گرفت، تا جایی که از نظر گم شد، بیش از چند قدم نبود؛ ولی همین چند قدم، گویی روی تیغه کارد راه می‌رفت. اینکه می‌گویند: «می‌خواست زمین دهان باز کند و او را فرو برد»، در حقّ او صدق می‌کرد. 📕خاطرات دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، ج 1، ص 205 و 206. تلخ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
دو نفر از مأمورین حکومت، سواره در زمین زراعی تاختند و مقداری از آن مزرعه را پایمال کردند. زارع بیچاره گفت آخر چرا به این کشت و زرع خرابی می آورید؟ گفتند از کدخدای ده، دست خط داریم. گفت باکی نیست. سپس سگش را رها کرده و به طرف آن دو مأمور اشاره کرد. سگ نیز به آن دو پرید و لباسشان را درید. التماس کردند که بیا سگت را بگیر. گفت دست خط کدخدا را نشانش بدهید می رود. ٢٦ در پیام رسان داخلی ایتا👇👇👇 https://eitaa.com/hamkalam
🔸 دكتر "الكسيس كارل" (برنده ی جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی)در كتاب "انسان موجود ناشناخته" مى نويسد: 🔻با روزه دارى، قند خون در كبد مى ريزد و چربى هايى كه در زير پوست ذخيره شده اند و پروتئين هاى عضلات و غدد و سلول هاى كبدى آزاد مى شوند و به مصرف تغذيه مى رسند. 🔻لزوم روزه دارى در تمام اديان تأكيد شده است. در روزه، ابتدا گرسنگى و گاهى نوعى تحريك عصبى و بعد ضعفى احساس مى شود، ولى در عين حال، كيفيات پوشيده اى كه اهميت زيادى دارند، به فعاليت مى افتند و بالاخره تمام اعضا، مواد خاص خود را براى نگه دارى و تعادل محيط داخلى و قلب، قربانى مى كنند و به اين ترتيب روزه تمام بافت هاى بدنى را مى شويد و آن ها را تازه مى كند. 📔روزه، ضيافت نور، ص56 ☘️رسول رحمت(ص): روزه داری آنقدر فایده دارد که قابل شمارش نیست. 📗بحار، ج 93، ص 254 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لبتون خندون 😂 دلتون شاد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💠شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان 🔹اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَهَ الاْیتامِ وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ وَاِفْشآءَ السَّلامِ وَصُحْبَهَ الْکِرامِ بِطَوْلِکَ یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ 🔸خدایا روزیم گردان در این ماه مهرورزی نسبت به یتیمان و خوراندن طعام و به آشکار کردن سلام و هم‌نشینی با کریمان به فضل و کرمت ای پناه آرزومندان. 🔰پیام‌های دعا 1- نوازش یتیمان 2- اطعام فقرا 3- سلام‌کردن آشکار 4- دوستی و هم‌نشینی با کریمان. 🔰پیام منتخب ✍️ افشای سلام، به‌معنای بلند سلام‌كردن نيست؛ بلكه به‌معنای آن است كه انسان با هر كسی روبه‌رو شد، سلام كند. 📗 جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج ۱، ص ۱۰۵ امام صادق(ع) می‌فرمايد: «افشای سلام، اين است كه انسان به هر مسلمانی برخورد می‌كند، در سلام كردن بُخل نورزد. رسول خدا(ص) نیز فرمود: «لایُستَکمِلُ عَبدٌ الایمانِ حَتّی یَکوُنَ فیهِ ثَلاثُ خُصالٍ، الاِنفَاقُ مِنَ الاِقتَارِ وَالاِنصَافُ مِن نَفسِكَ وَ بَذلُ السَّلامِ لِجَمِيعِ العَالَم ايمان بنده كامل نشود، تا در او سه خصلت باشد؛ انفاق در راه خدا، با وجود تنگ‌دستى، انصاف دربارۀ خود و سلام‌كردن به همه.» 📗 جزایری‌، سيد عبدالله،التحفة السنية، ص65
روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضو گرفتن بودند که شخصی با عجله آمد؛ وضو گرفت و به داخل اتاق رفت و به نماز ایستاد... با توجه به این که مرحوم کاشی خیلی بادقت وضو می گرفت و همه آداب و ادعیه ی وضو را بجا می آورد؛ قبل از اينكه وضوی آخوند تمام شود، آن شخص نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود! به هنگام خروج، با مرحوم کاشی رو به رو شد. از او پرسید : چه می‌کردی؟ گفت: هیچ! فرمود: تو هیچ کار نمی کردی!؟ گفت: نه! (می دانست که اگر بگوید نماز می خواندم، کار بیخ پیدا می کند)! آقا فرمود: مگر تو نماز نمی خواندی!؟ گفت: نه! آخوند گفت: من خودم دیدم داشتی نماز می خواندی...! گفت: نه آقا اشتباه دیدید! سؤال کردند: پس چه کار می کردی؟ گفت: فقط آمده بودم به خدا بگویم من یاغی نیستم، همین! این جمله در مرحوم آخوند (رحمة الله عليه) خیلی تأثیر گذاشت؛ خدایا ما خودمون هم می دونیم که عبادتی در شان خدایی تو نکردیم... نماز و روزه مان اصلاً جایی دستش بند نیست! فقط اومدیم بگیم که: خدایا ما یاغی نیستیم! بنده ایم! اگه اشتباهی کردیم مال جهلمون بوده لطفا همین جمله را از ما قبول کن کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam