eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
914 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
پيامبر اکرم حضرت محمّد مصطفی صلی الله عليه و آله فرمودند: مهدى امّت من، كسى است كه هنگام پر شدن زمين از بيداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد. 📚كتاب سليم بن قيس، صفحه‌ی ۴۲۹
🌙 دعای روز نهم ماه مبارک رمضان 🤲 ای خدا مرا نصیبی از رحمت واسعه خود عطا فرما و به ادله روشن خود هدایت فرما و پیشانیم را بگیر و به سمت تمام خوشنودی‌هایت سوقم بده، به حق دوستی و محبتت ای آرزوی مشتاقان.
کشاورز فقیری بزغاله‌ای را از شهر خرید. همانطور که با بزغاله به سمت روستای خود باز می‌گشت، تعدادی از اوباش شهر فکر کردند که اگر بتوانند بزغاله آن فرد از بگیرند می‌توانند برای خود جشن بگیرند و از خوردن گوشت تازه آن بزغاله لذت ببرند. اما چگونه می‌توانند این کار را عملی کنند؟ مرد روستایی قوی و درشت هیکل بود و این اوباش ضعیف نمی‌توانستند و نمی‌خواستند که به صورت فیزیکی درگیر شوند. برای همین فکر کردند و تصمیم گرفتند که از یک حقه استفاده کنند. وقتی مرد روستایی داشت شهر را ترک می‌کرد یکی از آن اوباش جلوی او آمد و گفت: «سلام، صبح بخیر» و مرد روستایی هم در پاسخ به وی سلام کرد. بعد آن ولگرد به بالا نگاه کرد و گفت: «چرا این سگ را بر روی شانه‌هایت حمل می‌کنی؟» مرد روستایی خندید و گفت: «دیوانه شده‌ای؟ این سگ نیست! این یک بز است.» ولگرد گفت: «نه اشتباه می‌کنی، این یک سگ است و اگر با این حیوان بر روی دوش وارد روستا شوی مردم فکر می‌کنند که دیوانه شده‌ای.» مرد روستایی به حرف‌های آن ولگرد خندید و به راه خود ادامه داد. در راه برای اطمینان خود، پاهای بز را لمس کرد و خیالش راحت شد که حیوان روی دوشش بزغاله است. در پیچ بعدی اوباش دوم وارد عمل شد و دوباره سخنان دوست اوباش خود را تکرار کرد. مرد روستایی خندید و گفت: «آقا این بزغاله است و نه یک سگ.» ولگرد گفت: «چه کسی به تو گفته است که این بزغاله است؟ به نظر می‌رسد کسی سر تو کلاه گذاشته باشد. این یک بز است؟» و به راهش ادامه داد. روستایی بز را از دوشش پایین آورد تا ببیند موضوع چیست؟ اما آن قطعاً یک بزد بود. فهمید هر دو نفر اشتباه می‌کردند اما ترسی در وجودش افتاد که شاید دچار توهم شده است. آن مرد همانطور که داشت به سمت روستای خود برمی‌گشت نفر سوم را دید که گفت: «سلام، این سگ را از کجا خریده‌ای؟» مرد روستایی دیگر شهامت نداشت تا بگوید که این یک بز است. برای همین گفت: «آن را از شهر خریده‌ام.» مرد روستایی پس از جدا شدن از نفر سوم، ترسی وجودش را گرفته بود. با خود فکر کرد که شاید بهتر باشد این حیوان را با خود به روستا نبرد چرا که شاید مورد سرزنش قرار بگیرد. اما از طرفی برای خرید آن حیوان پول داده بود. در همین زمان که دودل بود، اوباش چهارم از راه رسید و به مرد روستایی گفت: «عجیب است! من تا به حال کسی را ندیده‌ام که سگ را بر روی دوش خود حمل کند. نکند فکر می‌کنی که این یک بز است؟» مرد روستایی دیگر واقعاً نمی‌دانست که این حیوان بز است و یا یک سگ. برای همین ترجیح داد خود را از شر آن حیوان خلاص کند. اطراف را نگاه کرد و دید کسی نیست. بز را که فکر می‌کرد دیگر سگ است آنجا رها کرد و به روستا برگشت. ترجیح داد از پول خود بگذرد تا اینکه اهالی روستا او را دیوانه خطاب کنند. با این حقه اوباش‌ها توانستند بز را به راحتی و بدون هیچ گونه درگیری تصاحب کنند. مراقب باشیم رسانه ها با این روش، داشته هایمان و از همه مهمتر اعتقاداتمان را از ما نگیرند! و موضوع این داستان همان معنای جنگ نرم است. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam نرم
در بسیاری از متن‌های انتقادی که در شبکه‌های اجتماعی در مورد مسائل ایران و رفتارهای اجتماعی «ایرانی»‌ها نوشته می‌شود٬ از یک ضمیر «ما» استفاده می‌شود که مفهوم واقعی‌اش «همه ما» نیست. بلکه معنی‌اش «شما» است: «شما» به علاوه «من» - که با شما فرق دارم - اما به دلیل «تواضع»‌ام خودم را با شما جمع می‌بندم تا عادت‌‌های بدتان را گوشزدتان کنم! «ما» مردم دروغ‌ گویی هستیم٬ «ما» خودپسند هستیم٬ «ما» نژادپرست هستیم٬ «ما» بی‌عرضه هستیم؛ قطعاً گوینده این «ما» خودش را دروغ‌گو و خودپسند و نژادپرست و بی عرضه نمی‌داند اما با استفاده از این ضمیر «مُجاز» می‌شود تا این خصلت‌ها را به کل جامعه نسبت بدهد. این ضمیر «ما»ی قُلابی سه کارکرد دارد؛ اول این‌که «خشونت» واقعی کلام گوینده را پشت لایه‌ای از دلسوزی و تواضع مصنوعی پنهان می‌کند. دوم این‌که از تحلیل دقیق و گفتگوی صادقانه و سازنده جلوگیری می‌کند - چرا که مخاطبان چنین متن‌هایی ناگزیرند که سخن گوینده را تایید کنند و با او همراه شوند تا خود را از خشونت پنهان سخنش تبرئه کنند. و سوم این‌‌که «خودزنی»٬ «جمع‌بندی» و «برچسب‌زنی» به کل یک ملت را تسهیل و مجاز می‌کند. در مواجهه با چنین متن‌هایی کافی است تا ضمیر «ما»ی قلابی را به «شما» تغییر بدهیم تا پرده تواضع‌ بیافتد و خشونت پنهان‌ مطلب آشکار شود «ما»ی قلابی٬ شکل پنهان انگشت اتهام به سوی یک جمع گرفتن و برچسب کلی به او زدن است که هم به عنوان یک روش تحلیلی و هم از نظر اخلاقی مردود است. پیشنهاد می‌کنم مدتی این ضمیر قلابی را در نوشته‌ها و سخنانمان شناسایی و حذف کنیم تا تاثیرش را در کیفیت تحلیل‌‌ها و میزان خشم و خشونت در گفتگوهایمان امتحان کنیم. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
جوانی با دوچرخه اش با پيرزنی برخورد کرد و به جاي اينکه از او عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جايش بلندشود، شروع به خنديدن و مسخره کردن او نمود؛ سپس راهش را کشيد و رفت! پيرزن صدايش زد و گفت: چيزی از تو افتاده است. جوان به سرعت برگشت وشروع به جستجونمود؛ پيرزن به او گفت: زياد نگرد؛ مروت و مردانگی ات به زمين افتاد و هرگز آن را نخواهی يافت.. "زندگی اگر خالي از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هيچ ارزشی ندارد" "زندگی حکايت قديمي کوهستان است! صدا می کنی و مي شنوی؛پس به نيکی صدا کن، تا به نيکی به تو پاسخ دهد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه از شلوغ‌کاری و ریخت‌وپاش بچه‌ها خسته شدین، این ویدیو رو حتماً ببینید... 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2702376999C863e8a3b7b کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
📚 یک قرن مدرسه‌سازی در استان مرکزی منتشر شد کتاب «یک قرن مدرسه‌سازی در استان مرکزی» برگ زرینی از حیات پربرکت خیرین مدرسه‌ساز در یکصد سال اخیر است. با اطمینان می‌توان گفت مجموعه‌ای با این سبک و ساختار، برای نخستین‌بار در استان مرکزی و حتی در سطح کشور، در حوزه معرفی و تکریم خیرین مدرسه‌ساز منتشر شده و به زیور طبع آراسته گردیده است. ✨ ✍️ درباره کتاب 📖 نویسنده: بهرام حسین‌آبادی فراهانی 📗 به سفارش مجمع خیرین مدرسه‌ساز استان مرکزی 📊 مشخصات کتاب 📘 تعداد صفحات: ۶۸۰ صفحه 📸 به‌صورت مصور و تمام‌رنگی 🖨 منتشرشده در قطع وزیری نفیس اشاعه امر خیر ▪️عزت‌بخشی به علم و کرامت معلم شایان ذکر است اکثریت همیاران و دست‌اندرکاران این مجموعه، خود از جامعه فرهنگیان و معلمان و دوستداران علم و ادب استان هستند. 🍃📚 📑 ساختار کتاب 📌 خیرین هر شهرستان به‌صورت مجزا و بر اساس حروف الفبا معرفی شده‌اند تا دسترسی مخاطبان به اطلاعات مورد نظر، آسان و سریع باشد. 📄 برای هر خیر مدرسه‌ساز، یک صفحه اختصاص یافته که شامل موارد زیر است: ▪️تصویر خیر ▪️تصویر مدرسه احداث‌شده ▪️شرح مختصری از زندگی‌نامه و اقدامات خیرخواهانه ▪️جمله‌ای تأثیرگذار با عنوان «حرف دل» 🔎 قابلیت تکمیلی دیجیتال در پایین هر صفحه، بارکد اختصاصی مربوط به همان خیر درج شده است که با اسکن آن می‌توان به اطلاعات تکمیلی شامل تصاویر بیشتر، اخبار، فیلم و کلیپ مرتبط دسترسی یافت. این بخش در حال تکمیل و توسعه است. 📱📷 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💠شرح دعای روز دهم ماه مبارک رمضان 🔹اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَهَ الطَّالِبِینَ 🔸خدایا! مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند و نزدت فوز و سعادت یابند، قرار ده و مرا از آنان که مقربان درگاه تو باشند، قرار ده. به حق احسانت، ای منتهای آرزوی طالبین! 🔰پیام‌های دعا 1- توکل بر خدا 2- قرارگرفتن جزء رستگاران 3-قرارگرفتن جزء مقربان درگاه الهی 4- احسان خداوند به بندگان 🔰پیام منتخب ✍️انسان باايمان، بايد در امور گوناگون به خداوند توكل کند و معتقد باشد كه خدا خير او را می‌خواهد: «وَ عَلَی اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمؤمِنونَ؛ و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند!» آل‌عمران، آيۀ ۱۲۲ اما از اين نكتۀ مهم نبايد غافل شد، توكل هنگامی معنا پيدا می‌كند كه ما وظيفه و عمل صحيح خويش را انجام داده باشيم و پس از آن توكل كنيم. مردی در زمان رسول خدا(ص)، می‌خواست با توكل به خدا شترش را نبندد و آن را رها سازد؛ اما پيامبر به او فرمود: «ابتدا شترت را ببند و سپس توكل كن.» ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ‌ج ۱۱، ص ۲۰۱ نتیجۀ توكل بر خدا: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبَهُ؛ هركس بر خدا توكل و اعتماد كند، او برايش بس است.» طلاق، آيۀ ۳
اِنَّ اللهَ تعالی اِختارَ مِنْ النِساءِ اربعَ: مریمَ و آسیةَ و خدیجةَ و فاطمةَ./ پیامبر اکرم (ص) 👈 همانا خداوند متعال چهار تن از زنان را برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه را. 📚 بحار الانوار ، ج ۴۳ ، ص ۱۹ -------------------------- @hamkalam --------------------------
یک مثل فرانسوی می گوید: بهترین آبیاری و کود برای یک مزرعه ، چیدن علف های هرز آن است. گاهی برای رسیدن به کمال و معرفت، کافی است برخی گناهان را که مانند علف هرز است و مانع رسیدن میوه کمال می شود را از ریشه نفس خود ریشه کن کنیم. که به فرمایش حضرت علی (ع) بهتر از تحصیل ثواب، ترک گناه است. کانال داستان بچه‌های 👇 @hamkalam
ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺒﻮﺭ می کنند. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﻨﺪ، می تواند ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ. ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ. ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻓﺖ . ﺍﻣﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﮔﺮﯾﺨﺖ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ. ﮔﺮﮒ ﮔﻤﺎﻥ می کرد ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺧﻮﺭﺩ. ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﯾﮏ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﻭﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺍﺯ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﭼﮏﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻗﺒﻠﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ. ﮔﺮﮒ ﺳﻮﺭﺍﺥﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕنمی توانند ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﻣﻦ ﺑﮕﺮﯾﺰﻧﺪ. ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺪ . ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺳﻨﺠﺎﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺑﺴﯿﺎﺭ کوچکی ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ. ﮔﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻠﯿﻪ ﺳﻮﺭﺍﺥﻫﺎﯼ ﻏﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﮐﺮﺩ. ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﯾﮏ ﺑﺒﺮ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻏﺎﺭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﺑﺒﺮ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﮐﺮﺩ . ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻏﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮﯾﯽ می دوید ﺍﻣﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻃﻌﻤﻪ ﺑﺒﺮ ﺷﺪ. 🔴 ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻤﻊ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺒﻨﺪ. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
با وجود آنکه ثروتمندترین زن مکه به شمار می رفت و خواستگاران فراوانی از میان مردان ثروتمند داشت با رضایت کامل حاضر به ازدواج با محمد امین صلوات الله علیه گردید . هر چند این اقدام موجب تمسخر زنان قریش شد . ازدواج با مردی فقیر و یتیم نشانگر آن بود که ایشان ارزش را در وجود کمالات روحی جستجو می کند نه در وفور ثروت دنیوی و این درسی است برای همیشه تاریخ . مراسم خواستگاری با حضور عموی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جناب ابوطالب علیه السلام و ورقة بن نوفل پسر عموی خدیجه که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بت ها بود ، انجام شد پس از خواندن خطبه عقد توسط حضرت ابوطالب علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از جای برخواستند و آماده رفتن شدند . در این هنگام حضرت خدیجه به ایشان عرض کرد : إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم . در نظر داشتن موقعیت اجتماعی و مادی حضرت خدیجه علیهاالسلام اهمیت این کلام را روشن می سازد که فردی در چنان جایگاهی چگونه نسبت به عظمت روحی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم اظهارخضوع می کند کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam