eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
911 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
امیرالمومنین عليه السلام فرمودند : 🌾 نیک بخت ‌ترین مردم کسى است که فضل ما را شناخت و با ما به خدا تقرّب جست و محبّت ما را خالص گرداند و بدان چیزى پرداخت که ما بر آن مى ‌خوانیم و از آن چه ما باز مى‌ داریم دست شست. چنین کسى از ماست و در فردوس برین با ما خواهد بود. 📗 (غررالحکم، ح ۳۲۹۷)
🔷 نامه شهید آوینی به برادرش محمد ( ساکن آمریکا ) درباره امام خمینی «ره» 🔸«برادر، گرفتار تاریکی بودیم که امام خمینی از قلب تاریخی که می رفت تا فراموش شود، چون محمد فریاد برآورد که «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» و ما که هنوز دست و پا می زدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم، از این سخن تازه شدیم و دریافتیم که آن چه می جستیم، یافته ایم! 🔸با همان عشقی که اباذر با محمد بیعت کرد، ما به امام خمینی پیوستیم و برادر، او را ندیده ای: دست خداست بر زمین؛ آن همه به صفات خداوندی آراسته است که هنگامی که دست محبتش را بر سر شیفتگان بالا می آورد، سایه اش زمین و آسمان را می پوشاند. 🔸من بوی خوشش را از نزدیک شنیده ام و صورتش را دیده ام که قهر موسی را دارد و لطف عیسی را و آرامش سنگین محمد را برادر! 🔸مادر به تو گفت (در پشت تلفن) که من کار پیدا کرده ام. این چنین نیست؛  من زندگی یافته ام. عشق خمینی بزرگ و عظمت فرهنگی آن چه می گوید، مرا آن چنان شیفته ی خود ساخته است که نمی توانم جز به حکمتی که در حال تدوین آن هستم بیندیشم و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم. 🔸کارم در راه خداست (فی سبیل الله) و برای آن پولی دریافت نمی کنم. تنها سهمی اندک از بیت المال می برم که خورد و خوراک را بس باشد و بس. جهادی را که آغاز کرده ایم، امام خمینی «جهاد سازندگی» نام نهاده است. شمشیرمان قلم است و بیل و کلنگ و در راه سازندگی ایرانی آزاد گام نهاده ایم؛ ایرانی که منشا حرکت نوین تاریخ و خاستگاه فرهنگ نوینی است که دنیای تاریخ را سراسر دربر خواهد گرفت.» شادی روح شهید آوینی ذکر صلوات کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴پیام سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا به زبان عربی: ما فقط برای کشور خود نمی‌جنگیم بلکه برای دفاع از امت مظلوم اسلامی و ملت فلسطین نیز می‌جنگیم 🔸این سخنان یعنی داریم هوشمندانه می‌جنگیم و همزمان با جنگ سخت، جنگ نرم را هم فراموش نکردیم و درحال یارگیری از مردم و نخبگان ضد امپریالیستی در سراسر جهان هستیم. 🔹همراه با زیر نویس انگلیسی جهت ارسال به سایر کشورها ـــــــــــــــــــــــــ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
هدایت شده از خبرگزاری تلنگر
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 سپاه: چهارمین جنگنده راهبردی آمریکا، از نوع F18 شکار شد 👤 روابط عمومی سپاه: 🔹جنگنده F18 ارتش متجاوز آمریکا در آسمان چابهار عصر امروز توسط موشک های سامانه نوین پدافند هوایی پیشرفته بسیج نیروی دریایی سپاه ، تحت فرماندهی شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور مورد اصابت دقیق قرار گرفت و در اقیانوس هند سقوط کرد. 🔸این عملیات افتخارآفرین چهارمین شکار موفق جنگنده‌های راهبردی ارتش متخاصم آمریکایی و صهیونیستی توسط سامانه‌های پدافند هوایی نوین کاملا بومی ایران است. 🔹سپاه پاسداران این افتخار بزرگ را به ملت شریف ایران بویژه شهدای دانشجوی ایران اسلامی هدیه می کند. 🟥 || @aums_talangor🇮🇷🇮🇷
پسر جوانی نزد پدر آمد و گفت: پدرم، نزد نجاری کار کردم که مزد مرا کامل نداد، چه کنم؟ مگر من چه گناهی کرده ام؟ پدر گفت: تو گناهی نکرده‌ای، این لطف خدا در حق توست که می‌خواهد تلخی ظلم را بچشی و زمانی که بزرگ شدی، بدانی ظلم چه اندازه سنگین است. ای پسرم، می‌دانی که من هر زمان به سائلی که دستش را به طرف من دراز کند، کمک می‌کنم. دلیل آن را می‌دانی چیست؟ چون روزی در دیار غربت پول‌های خود گم کردم و دست به هر کسی دراز کردم دست مرا رد کرد. این لطف خدا بود در حق من. اکنون دست کسی را رد نمی‌کنم چون تلخی آن را چشیده‌ام. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸🔹📹استفاده از نوعی مهمات جدید توسط جنگنده های رژیم صهیونسیتی و آمریکایی، بسیار خطرناک، شبیه به کنسرو تن است. احتمال قطع دست و پا در صورت تماس، مراقب باشید و دیگران را نیز از این نوع مهمات جدید که از قضا روی مسکونی ها بیش تر میریزند مطلع کنید. 🔸به صورت کلی هرجایی تجهیزات نظامی، مهمات عمل نکرده و.... دیدید به هیچ عنوان نزدیک نشده و مقامات امنیتی را مطلع نمایید @markazi_iribnews
هدایت شده از کانال حمید کثیری
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانم به حاج قاسم 😍 این فیلم سال‌ها در آرشیو گوشی بوده تا امروز منتشر بشه. دقیقا وقتش امروز بوده ... 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
🔺حدیث روز امام على عليه السلام: المُواصِلُ لِلدُّنيا مَقطوعٌ آن كه به خاطر دنيا پيوند برقرار كند، پيوندش گسستنى است 📙غررالحكم حدیث628
لباس های شسته شده سرهنگ خلیل صرّاف زمانی که در قرارگاه رعد بودیم.گاهی بچه ها هنگام رفتن به حمام لباسهای چرک خود را کنار حمام می گذاشتند تا بعدا آنها را بشویند.بارها پیش آمده بود که وقتی برای شستن لباس هایشان رفته بودند،آنها را شسته و پهن شده می یافتند و با تعجب از این که چه کسی این کار را انجام داده،در شگفت می ماندند. سرانجام یک روز معما حل شد و شخصی خبر آورد که آن کس که به دنبالش بودید،کسی جز تیمسار بابایی،فرمانده قرارگاه نیست.از آن پس بچه ها از بیم آنکه مبادا زحمت شستن لباس هایشان بر دوش جناب بابایی بیفتد،یا آنها را پنهان می کردند و یا زود می شستند و دیگر لباس چرک در حمام وجود نداشت.
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه در استراحت گاهی در آنجا استراحت می کنند. آنها اگر صبح زود کوهنوردی را شروع کنند، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شد که اتفاق جالبی رخ می دهد: وقتی که کوهنوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد برخی از آنها وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم. وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد. در همین هنگام بقیه گروه لباسهایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند. در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در فضای آرام خانه ی کوچک سپری می کنند. اما حدود سه ساعت بعد آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند نگاه می کنند. جَو موجود در استراحتگاه از شادی و لذت تبدیل به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه تبدیل می شود. آنها متوجه می شوند که دوستانشان بهای بالا رفتن از قله را پرداخته اند. چه اتفاقی افتاد؟ راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن اهدافمان شود؟! در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد. خطری شما را تهدید نمی کند. اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج باید با چالش قله روبرو شد و بر آن غلبه کرد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔸🔹📹پیام یحیی ابوزکریا، متفکر شهیر الجزایری خطاب به سپاه پاسداران به زبان فارسی: 🔹آرزو دارم یک دست لباس نظامی از لباس‌های سپاه پاسداران به من هدیه دهید تا آن را به فرزندان و نوه‌هایم به ارث بسپارم و به آن‌ها بگویم این لباس قهرمانان و انسان‌های شریف است... @markazi_iribnews
🔹شهید سید مرتضی دادگر🌷 🔹می گفت : اهل تهران بودم و عضو گروه تفحص و پدرم از تجار بازار تهران..... 🔹علیرغم مخالفت شدید خانواده و به خاطر عشقم به شهداء حجره ی پدر را ترک کردم و به همراه بچه های تفحص لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) راهی مناطق عملیاتی جنوب شدم.... 🔹یکبار رفتن همان و پای ثابت گروه تفحص شدن همان.... بعد از چند ماه ، خانه ای در اهواز اجاره کردم و همسرم را هم با خود همراه کردم.... 🔹یکی دو سالی گذشته بود و من و همسرم این مدت را با حقوق مختصر گروه تفحص میگذراندیم.... سفره ی ساده ای پهن می شد اما دلمان ، از یاد خدا شاد بود و زندگیمان ، با عطر شهدا عطرآگین... تا اینکه.... 🔹تلفن زنگ خورد و خبر دادند که دو پسرعمویم که از بازاری های تهران بودند برای کاری به اهواز آمده اند و مهمان ما خواهند شد... آشوبی در دلم پیدا شد... حقوق بچه ها چند ماهی می شد که از تهران نرسیده بود و من این مدت را با نسیه گرفتن از بازار گذرانده بودم ... نمی خواستم شرمنده ی اقوامم شوم.... 🔹با همان حال به محل کارم رفتم و با بچه ها عازم شلمچه شدیم.... 🔹 بعد از زیارت عاشورا و توسل به شهدا کار را شروع کردیم و بعد از ساعتی استخوان و پلاک شهیدی نمایان شد.... 🔹شهیدسیدمرتضی‌دادگر...🌷 فرزند سید حسین... اعزامی از ساری... گروه غرق در شادی به ادامه ی کار پرداخت اما من.... 🔹استخوان های مطهر شهید را به معراج انتقال دادیم و کارت شناسایی شهید به من سپرده شد تا برای استعلام از لشکر و خبر به خانواده ی شهید ، به بنیاد شهید تحویل دهم..... 🔹قبل از حرکت با منزل تماس گرفتم و جویای آمدن مهمان ها شدم و جواب شنیدم که مهمان ها هنوز نیامده اند اما همسرم وقتی برای خرید به بازار رفته بود مغازه هایی که از آنها نسیه خرید می کرد به علت بدهی زیاد ، دیگر حاضر به نسیه دادن نبودند و همسرم هم رویش نشده اصرار کند.... 🔹با ناراحتی به معراج شهدا برگشتم و در حسینیه با استخوانهای شهیدی که امروز تفحص شده بود به راز و نیاز پرداختم.... 🔹"این رسمش نیست با معرفت ها... ما به عشق شما از رفاهمان در تهران بریدیم.... راضی نشوید به خاطر مسائل مادی شرمنده ی خانواده مان شویم.... " گفتم و گریه کردم.... 🔹دو ساعت در راه شلمچه تا اهواز مدام با خودم زمزمه کردم : «شهدا! ببخشید... بی ادبی و جسارتم را ببخشید... » 🔹وارد خانه که شدم همسرم با خوشحالی به استقبال آمد و خبر داد که بعد از تماس من کسی درب خانه را زده و خود را پسرعموی من معرفی کرده و عنوان کرده که مبلغی پول به همسرت بدهکارم و حالا آمدم که بدهی ام را بدهم.... هر چه فکرکردم ، یادم نیامد که به کدام پسرعمویم پول قرض داده ام.... با خودم گفتم هر که بوده به موقع پول را پس آورده... 🔹لباسم را عوض کردم و با پول ها راهی بازار شدم.... به قصابی رفتم... خواستم بدهی ام را بپردازدم که در جواب شنیدم : 🔹بدهی تان را امروز پسرعمویتان پرداخت کرده است... به میوه فروشی رفتم...به همه ی مغازه هایی که به صاحبانشان بدهکار بودم سر زدم... جواب همان بود....بدهی تان را امروز پسرعمویتان پرداخت کرده است... گیج گیج بودم... مات مات... خرید کردم و به خانه بر گشتم و در راه مدام به این فکر می کردم که چه کسی خبر بدهی هایم را به پسرعمویم داده است؟ آیا همسرم ؟ 🔹وارد خانه شدم و پیش از اینکه با دلخوری از همسرم بپرسم که چرا جریان بدهی ها را به کسی گفته .... با چشمان سرخ و گریان همسرم مواجه شدم که روی پله های حیاط نشسته بود و زار زار گریه می کرد.... 🔹جلو رفتم و کارت شناسایی شهیدی را که امروز تفحص کرده بودیم را در دستان همسرم دیدم.... اعتراض کردم که: چند بار بگویم تو که طاقت دیدنش را نداری چرا سراغ مدارک و کارت شناسایی شهدا می روی؟ 🔹همسرم هق هق کنان پاسخ داد : خودش بود.... بخدا خودش بود.... کسی که امروز خودش را پسرعمویت معرفی کرد صاحب این عکس بود.... به خدا خودش بود.... گیج گیج بودم.... مات مات.... کارت شناسایی را برداشتم و راهی بازار شدم... مثل دیوانه ها شده بودم.... عکس را به صاحبان مغازه ها نشان می دادم.... می پرسیدم : آیا این عکس ، عکس همان فردی است که امروز.....؟ 🔹نمی دانستم در مقابل جواب های مثبتی که می شنیدم چه بگویم...مثل دیوانه هاشده بودم.. به کارت شناسایی نگاه می کردم.... 🔹شهید سید مرتضی دادگر.... فرزند سید حسین... اعزامی از ساری... وسط بازار ازحال رفتم... 🔹ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون🌹 شهدا را همراهی کنید با یک صلوات