از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که در بنی اسرائیل قحطی شدید پی در پی اتفاق افتاد.
زنی بیش از یک لقمه نان نداشت، آنرا در دهان گذاشت تا بخورد، فقیری فریاد زد ای کنیز خدا، وای از گرسنگی.
زن گفت در چنین زمان سختی، صدقه دادن روا است.
لقمه را از دهان بیرون آورد و به فقیر داد.
زن، فرزندی کوچک داشت که در صحرا هیزم جمع میکرد، گرگی رسید و طفل صغیر را با خود برداشت و برد، مادر به دنبال گرگ دوید.
خداوند جبرئیل را مأمور نجات طفل فرمود.
جبرئیل پسربچه را از دهان گرگ گرفت و به سوی مادرش انداخت و به مادر گفت ای کنیز خدا، از نجات فرزندت راضی شدی، لقمه ای در برابر لقمه ای.
منبع: ثواب الاعمال، صفحه 126
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔴🔵 فضیلت عجیب زیارت امام رضا (ع ):
🌺 شهید دستغیب در کتاب داستانهای شگفت انگیز نقل می کند:
🔴 حیدر آقا تهرانی گفت: در چند سال قبل، روزی در رواق مطهر حضرت رضا علیه السلام مشرف بودم پیرمردی را که از پیری خمیده و موی سر و صورتش سفید و ابروهایش بر چشمانش ریخته بود - دیدم؛ حضور قلب و خشوعش مرا متوجه او ساخت.
وقتی که خواست حرکت کند دیدم از حرکت کردن عاجز است؛ او را در بلند شدن یاری کردم؛ آدرس منزلش را پرسیدم تا او را به منزلش رسانم؛ گفت:
حجره ام در مدرسه خیرات خان است او را تا منزل همراهی کردم و سخت مورد علاقه ام شد؛ به طوری که همه روزه می رفتم و او را در کارهایش یاری می کردم نام و محل و حالاتش را پرسیدم.
گفت: نامم ابراهیم و از اهل عراقم و زبان فارسی را هم خوب می دانم؛ ضمن بیان حالاتش گفت: من از سن جوانی تا حال هر سال برای زیارت قبر حضرت رضا علیه السلام مشرف می شوم و مدتی توقف کرده، باز به عراق بر می گردم؛
در سن جوانی که هنوز اتومبیل نبود دو مرتبه، پیاده مشرف شده ام؛ در مرتبه اول سه نفر جوان، که با من هم سن و رفاقت ایمانی بین ما بود و سخت به یکدیگر علاقه داشتیم؛مرا تا یک فرسخی مشایعت کردند و از مفارقت من و این که نمی توانستند با من مشرف شوند، سخت افسرده و نگران بودند؛ هنگام وداع با من می گریستند و گفتند: تو جوانی و سفر اول پیاده و به زحمت می روی؛ البته مورد نظر واقع می شوی؛ حاجت ما از تو این است که از طرف ما سه نفر هم سلامی تقدیم امام علیه السلام نموده،در آن محل شریف، یادی هم از ما بنما.
پس آنها را وداع نموده،به سمت مشهد حرکت کردم. پس از ورود به مشهد مقدس با همان حالت خستگی و ناراحتی به حرم مطهر مشرف شدم. پس از زیارت، در گوشه ای از حرم، و حالت بیخودی و بی خبری به من عارض شد؛ در آن حالت دیدم حضرت رضا علیه السلام به دست مبارکش رقعه های بیشماری بود که به تمام زوار، از مرد و زن، حتی به بچه ها هم رقعه ای می داد؛ چون به من رسیدند، چهار رقعه به من مرحمت فرمود: پرسیدم چه شده است که به من چهار رقعه دادید؟
فرمود: یکی از برای خودت و سه تای دیگر برای سه رفیقت؛عرض کردم این کار، مناسب حضرتت نیست خوب است به دیگری امر فرمائید تا این رقعه ها را تقسیم کند.
حضرت فرمود: این جمعیت همه به امید من آمده اند و خودم باید به آنها برسم. پس از آن یکی از رقعه ها را گشودم دیدم چهار جمله در آن نوشته شده بود.
🔴 برائة من النار و امان من الحساب و دخول فی الجنة و انا بن رسول الله صلی الله علیه و آله
🔵 خلاصی از آتش جهنم و ایمنی از حساب و داخل شدن در بهشت منم فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله
📚 داستانهای شگفت انگیزص 164
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
زائرین و مجاورین شمس الشموس اگر در کنار ملجأ شریف حضرت رضا علیه السلام هستید از جانب ما هم به ذکر سلامی یاد کنید
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵منتشر شد
ترانه بسیار زیبای آفریقایی برای جنگ ایران
زادگاه شیران✌️ /د
تــا پـای جـــان بــرای ایــــراݩ
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
جرعهای نهجالبلاغه 🌱
حکمت_347_نهج_البلاغه
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
الثَّنَاءُ بِأَکْثَرَ مِنَ آلاِسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ، وَالتَّقْصِيرُ عَنِ آلاِسْتِحْقَاقِ عِيٌّ أَوْ حَسَدٌ.
امام (عليه السلام) فرمود:
مدح و ستايشِ بيش از حدّ استحقاق، تملّق است و کمتر از استحقاق، عجز و درماندگى و يا حسد است.
🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وعجل فرجهم🍃🌸
✴️«خلیجفارس»، پاسداشت یک هویت
🔸دهم اردیبهشت در تقویم جلالی روز ملی خلیج فارس ثبت شده است، روزی که بر اساس تاریخ مستند، طی آن اشغالگران پرتغالی از سواحل و جزایر ایرانی بیرون رانده شدند و تمامیت ارضی و مرزی در این منطقه برای دستکم 370 سال (تا زمانی که انگلیسیها جزایر سهگانه و برخی از جزایر ایرانی در خلیجفارس مانند مجمعالجزایر بحرین) در این مناطق برقرار بود. در حالی که به باور بسیاری، روز خلیجفارس روز گرامیداشت یک دریا است و دعوا بر سر نام آن، اما در واقع این روز، پاسداشت یک هویت به بلندای تاریخ است.
🔸در همین سواحل روزگاری بندر پر افتخار «تیس» که امروز ویرانههای آن در نزدیکی بندر اقیانوسی ایران، یعنی چابهار «چاهبهاریا چهاربهار» قابل مشاهده است، در حرکتی به سمت شرق و در دهانه تنگه هرمز ما ملوک هرمز را داریم، دولتی که در طول دوران حکومت خود بسیار درخشان ظاهر شده و توانستند نقشی سترگ در گسترش فرهنگ ایرانی در جزایر و سواحل اقیانوس هند تا جنوب شرق آسیا ایفا کنند. در همین سواحل ما دورهای شاهد درخشش جزیره کیش بودیم، بندر تاریخی سیراف که بسیاری در مورد آن میدانند و دین اسلام از همین بندر آرام آرام در همه اقیانوس هند پراکنده شد.
🔸بندر تاریخی لیان که ریشه در تاریخ عیلامیان دارد، بنادر سینیز، مهروبان، جنابه، ریشهر، ابله و... همگی در دورهای تاریخ و تمدنساز شدند و اثری بر خود بر جای گذاشتند. هویتهای شکلگرفته در این مناطق که ما امروز آثار آن را در تانزانیا تا برونئی میبینیم حاصل تلاش سترگ و جاودانه پدران ما است که در یک حرکت تاریخی و خستگیناپذیر برای قرنها میخ ایران را در همه سرزمینها کوبیدند. تا همین 5 قرن پیش، بخش عمدهای از ثروت جهان (همان که امروز به آن تولید ناخالص ملی میگویند) در ایران قرار داشت و آن هم به دلیل تجارت دریایی و خطوط ارتباطی و کشتیرانی که در بنادر ایرانی را به اروپا، آسیای مرکزی و قفقاز متصل میکرد.
🔸روز خلیجفارس بیش از آنکه دعوای نام و عنوان یک دریا باشد، دعوای هویتسازی این دریا است. باید نگاه کنیم که در این مسیر چه گامی برداشتهایم، چه کردهایم و کار اثرگذار ما چه بوده است. چه تولیدات فرهنگی و هنری داشتهایم، انتقال هویتی چگونه صورت میگیرد و چند نفر از ما ایرانیها میدانیم که ملوک هرمز چه نقشی در تاریخ جهان ایفا کردهاند؟ چند نفر از ما ایرانیها از دریانوردی و نقش دریانوردان و ناخدایان ایرانی در مکتوب کردن علم دریانوردی داشتهاند؟ اصولاً چند نفر از این ناخداها را میشناسیم؟
🔸برای آنکه بتوانیم یکبار دیگر خلیجفارس را «خلیجفارس» کنیم، باید عناصر هویتساز را بیرون آورده، آنها را پرورش داده و به نسلهای بعد انتقال دهیم. بخشی از این عنصر، عنصر قدرت است. ایرانیها به قول لرد کرزن در آن سفر کذایی که با ناوگان دریایی کمپانی هند شرقی از بمبئی به خلیجفارس سفر کرد، در بدترین روزگار خود یعنی دوره مظفرالدین شاه هم نظارت سفت و سختی بر مرزهای خود داشته و مرزبانان ایرانی، چه نیروهای دولتی و چه خوانین و عشایر محلی با قدرت هر چه تمامتر حاکمیت ملی ایران را اعمال میکردهاند.
🔸به همین دلیل امروز هم باید عنصر قدرت را در ساخت هویت ملی در خلیجفارس باید دخیل کرد و این همان کاری است که این روزها نیروی دریایی سپاه ایران در حال انجام آن است. اینکه وزیر امور خارجه امریکا به همراه ارتش تروریستی امریکا به خلیجفارس میگویند «خلیج کذا» نشان میدهد که ایرانیها به درستی در این حوزه قدم گذاشته و در حال برداشتن گامهای نهایی هستند. این رفتار امریکاییها انفعالی است و نه تهاجمی. در این زمینه بخش فرهنگی جامعه باید در کنار بخش قدرتساز در حیطه اقلیمی کشور قرار گرفته و برای آن ادبیات لازم را تولید کند. این ادبیات باید به زبانهای مختلف ترجمه شود و با در کنار هم قرار گرفتن سایر دستاوردهایی که در طول 20 سال گذشته در روز ملی خلیجفارس داشتهایم به جهانیان عرضه گردد.
#خلیج_فارس
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔸 پیرزن قدی خمیده و چهرهای خندان و دوستداشتنی داشت.
تصویر درون قاب عکسی که در آغوش داشت را بوسید و قرآن را برداشت.
پرسیدم: «مادر این عکس پسرتونه؟»
چشمانش خیس شد و با صدایی لرزان گفت: «نه دخترم، عکس نوهمه.»
به عکس نگاه کردم؛ چشمان جوان میخندید، جوری که انگار همانجا حضور داشت.
پیرزن سفرهٔ دلش را گشود: «میخواست بره جبهه اما من اجازه نمیدادم. خیلی اصرار میکرد اما راضی نمیشدم. یک روز بهش گفتم: هر وقت بهم قرآن خوندن یاد دادی، میذارم بری. از همون روز شروع کرد و بهم سواد یاد داد. اونقدر قشنگ و باحوصله، که تو یک ماه، همه چی رو یاد گرفتم.»
🔹 آهی کشید و با گوشه روسری، اشک چشمانش را پاک کرد و ادامه داد: «روزی که میخواست بره جبهه، بهم گفت: یادت نره! قول دادی به همه این محله قرآن یاد بدی و بشی معلم قرآن و برای امام زمان سرباز تربیت کنی.»
پیرزن لبخندی زد و قرآن را گشود.
در جواب چشمان مهربانش، لبخند زدم و گفتم: «از اهل محل شنیدم که شما معلم قرآن بینظیری هستید.»
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#معلمان_ماندگار
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
⚠️ آمریکاییها جایی در خلیج فارس ندارند مگر در قعرِ آبهایش!
📝 به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. و زنجیرهی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایهی تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعهی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.
🗓 حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی | ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانشآموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که خیلی دوست دارند، نقاشی کنند.
او با خود فکر کرد که این بچههای فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر غذا را نقاشی خواهند کرد.
ولی وقتی یکی از دانشآموزان نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد.
او تصویر یک دست را کشیده بود. ولی این دست چه کسی بود؟
بچههای کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند. یکی از بچهها گفت: «من فکر میکنم این دست خداست که به ما غذا میرساند.»
یکی دیگر گفت: «شاید این دست کشاورزی است که گندم میکارد و بوقلمونها را پرورش میدهد.»
هر کس نظری میداد تا این که معلم بالای سر پسر رفت و از او پرسید: «این دست چه کسی است؟»
پسر در حالی که خجالت میکشید، آهسته جواب داد: «خانم معلم، این دست شماست.»
معلم به یاد آورد از وقتی که این دانشآموز پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانههای مختلف نزد او میآمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد.
شما چطور؟! آیا تا بحال بر سر کودکی یتیم دست نوازش کشیدهاید؟ بر سر فرزندان خود چطور؟
✅ ما همیشه به فکر غذای جسم خود و دیگران هستیم اما بدانیم روح انسانها هم نیاز به غذا دارد که همان مهربانیست!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#داستان
✨﷽✨
#پندانه
✅دفتر زندگیات را تمیز نگه دار
✍پدری فرزند خود را خواند.
دفتر مشق او را كه بسيار تميز و مرتب بود، نگاه كرد و گفت:
فرزندم! چرا در اين *دفتر كلمات زشت و ناپسند ننوشتی و آن را #كثيف نكردی؟
پسر با تعجب پاسخ داد:
چون معلم هر روز آن را نگاه میكند و نمره میدهد.
پدر گفت:
درست است. پس #دفتر_زندگی خود را نيز پاک نگاه دار، چون معلمِ هستی، هر لحظه آن را مینگرد و به تو نمره میدهد.
ألَم يَعلَم بأنَّ اللهَ يَري؛
آيا انسان نمیداند كه خدا او را میبيند.(علق:14)
┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشعار ناب در وصف معلم👏👏
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
"علی خسرو شاهی" مدیر و کارخانه دار، صاحب کارخانجات پارس مینو در کتاب خاطراتش آورده است:
یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است.
مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.
با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت:
بله درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد.
نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم.
فردای آن روز با اعضای هیت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟
گفت: ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون.
نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود.
به کارگر خلاق که ما را از شر٬ یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم.
•گاهى ساده ترين راه حل پيش روى ماست اگر مشكلات را بزرگ و پيچيده نبينيم...👌
روز کارگر بر کارگران عزیز مبارک باد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam