eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
914 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مرد میدان هارداسان؟ قطعه هارداسان با نوای مهدی رسولی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
گفتگوی جالب یک آلمانی با یک ایرانی درباره‌ی دو سوی جبهه‌ی جنگ @hamidkasiri_ir
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: ازدواج کنید تا صاحب فرزند شوید و نسل شما زیاد گردد. من در روز قیامت به زیادی افراد امتم بر امت های دیگر مباهات می کنم. حتی به فرزندان سقط شده از آنها 📚جامع الأخبار ص101
پادشاهی را کار مهمی پیش آمد. گفت اگر انجام شود، چندین درهم به زاهدان دهم. چون حاجتش برآمد، غلامی را کیسه­ ای درهم داد که به زاهدان دهد. غلام، همه‌ روزه بگردید و شبانگاه باز آمد و درهم­ ها را پیش شاه نهاد و گفت زاهدان را نیافتم. شاه گفت این چه حکایت است؟ آنچه من می ­دانم، در این شهر چهارصد زاهدند. گفت پادشاها، آنکه زاهد است نمی­ ستاند و آن‌ که می ‌ستاند زاهد نیست. 📚 منبع: گلستان سعدی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ...! از گرما می نالیم، از سرما فرار می کنیم در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض میکنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ: ﻣﺪﺭﺳﻪ ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ، ﮐﺎﺭ... ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﻔﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ... ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ... 👤 پروفسور محمود حسابی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
24.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 شعرخوانی حاج محمدرضا بذری در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
امیرالمومنین علی علیه السلام: سزاوارترین مردم به نیکی کردن، کسی است که خداوند به او نیکی کرده و قدرت در اختیارش نهاده است. 📚 غرر الحکم: 3369.
یک زندگیِ کامل باید همه چیزش جور باشد. باندازه کافی لذت برده باشی، رنج دیده باشی، مبارزه کرده باشی، جسورانه عاشق شده باشی، از خشم بر میزی مشت کوبیده باشی در بزم و عزا، اشک شوق و اندوه ریخته باشی، از پسِ فراز و فرودها، برنده و بازنده بوده باشی، گاه روزهايی بر بستر پوچی افتاده باشی و گاه شب‌های طولانی از رویای بزرگ بخواب نرفته باشی، بارها برای غلبه بر یأس و خستگی به خود گفته باشی: «یک گام، فقط یک گام دیگر بردار!» و بارها برای احضار شجاعت‌ات خیره در هیولاها نگریسته باشی. ماورا را تجربه كرده باشی، با روحت آشنا شده باشی، بر تقدیرت شوریده باشی و با خود آشتی كرده باشی و خود اصیل درونت را بتمامی متبلور کرده باشی؛ و زخم هايی خورده باشی نه چندان كم! ... آنچنان که سزاوار جنگجويان است... آنوقت بعدِ سال‌ها، این همه ماجرا بشود مایه‌ی افتخار و آرامشت و بریزد در عمقِ نگاهت و بشود لبخندی محو در گوشه‌ی لبت، چهره‌ات مختصِّ خودت بشود، بشَوی همان آدمی که باید می‌شدی، رفته باشی به همان راهی که تو را فرامی‌خوانده، رسیده باشی به همانجایی که در رويا می‌خواسته‌ای ... بعد به هنگام مرگ، آرامِ جانی زير گوش ات بپرسد: دوباره برایم از قصه‌ات بگو! با بضاعتِ خود چه کرده‌ای؟ و تو با آخرین نفس ها در سینه‌ات زیر لب زمزمه‌کنی: زندگی کردم، یک زندگی کامل ... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی می کرد که وزیری داشت. وزیر همواره می گفت : هر اتفاقی که رخ می دهد به صلاح ماست. روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید، وزیر که در آنجا بود گفت : نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست ! پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد… چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد، در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیله ای رسید که مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه می توانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!! به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد. پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت : ا کنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ می دهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!! وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمی بینید، اگر من به زندان نمی افتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب می کردند، بنابراین می بینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!!! ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ می دهد خواست خداوند است تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گمان نمی‌کنم رهبر ادیب و شهیدمان هیچ بار دیگری این طور خندیده باشند. خدا خیرت بدهد ناصر فیض. شادی روح رهبر شهیدمان صلوات کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💢 امام محمد باقر (ع) فرمودند: یکی از محبوبترین بندگان خدا در نزد خداوند کسی است که نیکوکار و بسیار توبه کننده باشد. شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت باد.
امام باقر علیه السّلام فرموده‌اند: طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذت آمیخته شده است جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیا و تنزّه مهار کرده‌اند. موقعی‌که نفس متجاوزت، تو را به گناه می‌خواند به آسمان با عظمت و کیهان حیرت‌زا نگاه کن و از خداوند بزرگی که جهان را آفریده و بر آن حکومت می‌کند بترس و از گناه خودداری کن، اگر از خداوند توانا خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی و مرتکب معصیت نشوی. اگر جرأت و جسارتت به جایی رسیده که نه از حکومت الهی می‌ترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسان‌ها خارج بدان و در عداد بهائم و حیوانات به حساب آور. 📚 مستدرک ۲ ، ص ۲۸۷ -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------