eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
914 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
24.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 شعرخوانی حاج محمدرضا بذری در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
امیرالمومنین علی علیه السلام: سزاوارترین مردم به نیکی کردن، کسی است که خداوند به او نیکی کرده و قدرت در اختیارش نهاده است. 📚 غرر الحکم: 3369.
یک زندگیِ کامل باید همه چیزش جور باشد. باندازه کافی لذت برده باشی، رنج دیده باشی، مبارزه کرده باشی، جسورانه عاشق شده باشی، از خشم بر میزی مشت کوبیده باشی در بزم و عزا، اشک شوق و اندوه ریخته باشی، از پسِ فراز و فرودها، برنده و بازنده بوده باشی، گاه روزهايی بر بستر پوچی افتاده باشی و گاه شب‌های طولانی از رویای بزرگ بخواب نرفته باشی، بارها برای غلبه بر یأس و خستگی به خود گفته باشی: «یک گام، فقط یک گام دیگر بردار!» و بارها برای احضار شجاعت‌ات خیره در هیولاها نگریسته باشی. ماورا را تجربه كرده باشی، با روحت آشنا شده باشی، بر تقدیرت شوریده باشی و با خود آشتی كرده باشی و خود اصیل درونت را بتمامی متبلور کرده باشی؛ و زخم هايی خورده باشی نه چندان كم! ... آنچنان که سزاوار جنگجويان است... آنوقت بعدِ سال‌ها، این همه ماجرا بشود مایه‌ی افتخار و آرامشت و بریزد در عمقِ نگاهت و بشود لبخندی محو در گوشه‌ی لبت، چهره‌ات مختصِّ خودت بشود، بشَوی همان آدمی که باید می‌شدی، رفته باشی به همان راهی که تو را فرامی‌خوانده، رسیده باشی به همانجایی که در رويا می‌خواسته‌ای ... بعد به هنگام مرگ، آرامِ جانی زير گوش ات بپرسد: دوباره برایم از قصه‌ات بگو! با بضاعتِ خود چه کرده‌ای؟ و تو با آخرین نفس ها در سینه‌ات زیر لب زمزمه‌کنی: زندگی کردم، یک زندگی کامل ... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی می کرد که وزیری داشت. وزیر همواره می گفت : هر اتفاقی که رخ می دهد به صلاح ماست. روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید، وزیر که در آنجا بود گفت : نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست ! پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد… چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد، در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیله ای رسید که مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه می توانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!! به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد. پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت : ا کنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ می دهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!! وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمی بینید، اگر من به زندان نمی افتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب می کردند، بنابراین می بینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!!! ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ می دهد خواست خداوند است تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گمان نمی‌کنم رهبر ادیب و شهیدمان هیچ بار دیگری این طور خندیده باشند. خدا خیرت بدهد ناصر فیض. شادی روح رهبر شهیدمان صلوات کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💢 امام محمد باقر (ع) فرمودند: یکی از محبوبترین بندگان خدا در نزد خداوند کسی است که نیکوکار و بسیار توبه کننده باشد. شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت باد.
امام باقر علیه السّلام فرموده‌اند: طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذت آمیخته شده است جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیا و تنزّه مهار کرده‌اند. موقعی‌که نفس متجاوزت، تو را به گناه می‌خواند به آسمان با عظمت و کیهان حیرت‌زا نگاه کن و از خداوند بزرگی که جهان را آفریده و بر آن حکومت می‌کند بترس و از گناه خودداری کن، اگر از خداوند توانا خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی و مرتکب معصیت نشوی. اگر جرأت و جسارتت به جایی رسیده که نه از حکومت الهی می‌ترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسان‌ها خارج بدان و در عداد بهائم و حیوانات به حساب آور. 📚 مستدرک ۲ ، ص ۲۸۷ -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------
در گذشته که لوازم آرایشی چندانی وجود نداشت، یکی از معدود موادی که برای افزایش زیبای و همچنین با توجه به خاصیت درمانی که داشت مورد استفاده قرار می گرفت، حنا بود. معمولا مردان و زنان در حمام به دست و پای و موهای خود حنا می زدند، این کار بدین صورت انجام می شد، که حنا توسط دلاک حمام آماده می شد و در شاه نشین حمام به دست و پای هر آنکس که خواهان آن بود زده می شد. از آنجا که حنا مدت نسبتا زیادی طول می کشید که به رنگ نارنجی رنگ خود برسد در نتیجه کسی که به دست و پایش حنا زده شده بود باید مدتی بدون حرکت در شاه نشین حمام صبر می کرد تا به اصطلاح دست و پایش حنا بگیرد در نتیجه چون کاری نمی توانست انجام دهد این مدت با شخصی دیگر که مانند او بود یا با دلاک به گپ و گفتگو می پرداخت. از آنجا مثل "دست و پای کسی را در حنا گذاشتن باب شد، یعنی شخص مورد نظر در شرایطی به اجبار قرار گیرد، که کاری نتواند برای رهایی خویش آنجام دهد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
* خرمشهر؛ از ارزنةالروم تا معاهده پاریس «ایران از سلیمانیه صرف نظر می‌‌کند و عثمانی متعهد می‌‌شود که شهر و بندر محمره (خرمشهر) و جزیرة‌الخضر (آبادان) و لنگرگاه و به‌طور کل اراضی ساحل شرقی اروندرود را که در تصرف ایران است، متعلق به ایران شناخته و در آن مداخله نکند.»۱ آن‌چه نقل شد بخشی از دومین بند عهدنامه‌ی مشهور «ارزنةالروم» است؛ عهدنامه‌‌ای که یکی از مشهورترین رجال ایران یعنی میرزا تقی‌‌خان امیرکبیر به عنوان نماینده‌ی ایران با دولت عثمانی منعقد کرد. هرچند میرزا تقی‌‌خان اتمّ تلاش و کوشش و همه‌ی استعداد و توان خود را به‌کار گرفت تا معاهده‌‌ای منطقی با همسایه غربی منعقد نماید، اما چنان‌‌که اشاره شد، ایران برای شناساندن حاکمیتش بر بخشی از سرزمین‌‌های خود مجبور شد فدیه دهد. این البته آخرین باری نبود که ایران در ازای حفظ خرمشهر تاوان پرداخت کرد. خرمشهر از تاریخ تأسیس خود در سال ۱۲۲۷ ه.ق تاکنون، چهار بار مورد اشغال نیروهای بیگانه قرار گرفته است. این شهر اولین‌بار در سال ۱۲۵۳ ه.ق از سوی علیرضا پاشا حاکم بغداد اشغال شد؛ ۲۰ سال بعد یعنی در سال ۱۲۷۳ ه.ق نیروهای انگلیسی خرمشهر را اشغال کردند؛ در سال ۱۳۲۰ه.ش نیز خرمشهر به اشغال نیروهای این کشور درآمد و نهایتاً در آبان‌‌ماه ۱۳۵۹ه.ش ارتش بعثی عراق خرمشهر را اشغال کرد.
* کلید بصره در ازای فتح خرمشهر! بنی‌‌صدر با حکم امام خمینی رحمة‌الله‌علیه در بیستم خردادماه ۱۳۶۰ از فرماندهی کل قوا عزل شد۱۱ و ۱۰ روز بعد مجلس شورای اسلامی لایحه‌ی عدم کفایت سیاسی وی را تصویب کرد. پس از این تغییرات و به‌ویژه بعد از انتخاب آیت‌الله خامنه‌‌ای به ریاست جمهوری، طرح‌‌های آزادسازی مناطق اشغالی آماده و اجرا شد و در پی سه عملیات «ثامن‌الائمه»، «طریق‌القدس» و «فتح‌المبین» بسیاری از سرزمین‌‌های تحت اشغال آزاد شد. با این وجود، هنوز آخرین خاکریز و شاید مهم‌‌ترین و حساس‌‌ترین منطقه‌ی تحت اشغال یعنی خرمشهر همچنان در دست دشمن باقی بود. دولت عراق که در پی سه عملیات پیشین، حیثیت و اعتبار نظامی خود را به‌شدت ضعیف شده می‌‌دید، همه‌ی تلاش خود را متمرکز حفظ خرمشهر کرده بود؛ به‌گونه‌‌ای که صدام اظهار داشت در صورت بازپس‌‌گیری خرمشهر از سوی ایران، کلید بصره را تقدیم ایرانیان خواهد کرد.۱۲ روزنامه‌ی «دویچه‌سایتونگ» چاپ آلمان نوشت: «خطر پیروزی ایران و درنتیجه درهم ریختن عراق، نظام‌‌های حاکم منطقه را پس از سقوط رژیم بعثی بغداد تهدید می‌‌کند و احتمال مداخله‌ی ابرقدرت‌ها را نیز به دنبال دارد.» رادیو عربستان سعودی نیز گفت: «کشورهای عربی به‌طور جمعی درس فراموش‌نشدنی به ایران خواهند داد.»
این اظهارات رئیس‌جمهور عراق مستظهر به واقعیات نظامی بود؛ زیرا «دشمن در طول یک‌سال‌ونیم اشغال این شهر بندری، طی یک رشته عملیات مهندسی پیچیده، آن را به صورت یکی از محکم‌‌ترین مواضع پدافندی خود درآورده بود. واحدهای مهندسی تابع سپاه سوم ارتش عراق با تخریب سیستماتیک قسمت اعظم شهر و ایجاد میادین مین و کانال‌‌های زیرزمینی، چنان ساختار دفاعی مستحکمی در این شهر ایجاد کرده بودند که به فرض احتمال رخنه‌ی نیروهای ایرانی از کلیه‌ی مواضع و استحکامات پیرامونی به داخل خرمشهر، باز او قادر بود در صورت لزوم، وارد یک جنگ شهری طولانی با نیروهای ایرانی شود.»۱۳ شهید محمد ابراهیم همت درخصوص وضعیت استحکامات متعدد و خطوط متعدد پدافندی دشمن در اطراف خرمشهر گفته است: «... وقتی عراق خرمشهر را اشغال کرد، مستشاران روسی و آمریکایی به پیشنهاد صدام، طرح ۲۰ ساله‌‌ی دفاع از خونین‌شهر را طرح‌‌ریزی و اجرا کردند و در این طرح، میادین وسیع مین، احداث کانال‌‌ها و خندق‌‌هایی در دور شهر و تمام پیش‌‌بینی‌‌های بازدارنده برای ادامه‌‌ی اشغال خرمشهر انجام شده بود؛ به‌طوری که سه رده خاکریز (دژ اول، دژ دوم و خاکریز مارد از کارون تا جاده‌‌ی آسفالت اهواز ـ خرمشهر) و از جاده‌‌ی آسفالت تا شلمچه هم یک خاکریز ممتد شرقی ـ غربی احداث کرد.»۱۴ از نظر نیروی انسانی نیز بر اساس اسناد قرارگاه مرکزی کربلا، استعداد دشمن در منطقه‌ی عملیاتی به این شرح بود: نیروی پیاده: ۳۶۰۰۰ تن؛ نیروی زرهی: ۴۱ گردان تانک شامل ۱۴۳۵ دستگاه تانک؛ نیروی مکانیزه: ۳۸ گردان شامل ۱۳۳۰ دستگاه نفربر و توپخانه: ۵۳۰ قبضه توپ».