شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود. چوب های سقفش بسیار صدا میکرد. به صاحب خانه از بهر مرمت سخن بگشاد. پاسخ داد که چوب های سقف ذکر خدا می کنند.
گفت: نیک است، اما می ترسم این ذکر به سجده منجر شود.
👤 عبید زاکانی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#جوانمردی
مردي نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکي ميخواهم.
جامه ات را به من بده تا من نيز همچون تو از جوانمردي بهره اي ببرم!!
جوانمرد گفت: جامه ي مرا بهايي نيست.
اما سوالي دارم؟ مرد گفت: بپرس.
جوانمرد گفت: اگر مردي چادر بر سر کند زن مي شود؟
مردگفت: نه
جوانمرد گفت اگر زني جامه مردانه بپوشد مرد مي شود؟
مرد گفت: نه.
جوانمرد گفت: پس در پي آن نباش که جامه اي از جوانمردان را در بر کني که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشي جوانمرد نخواهي شد .
زيرا جوانمردي به جان است نه به جامه.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🟣 دعا برای امام زمان عجلالله تعالی فرجه
▫️یکی از وظایف انسان منتظر، دعا کردن برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه است.
▫️ اَللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَـرِّ كُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِکَ
▫️ از خدا میخواهیم که خدایا امام زمان علیهالسلام را از شرّ هر ظالم و طغیانگر و از شرّ همه مخلوقاتت حفظ كن.
📌 این طریق دعا کردن نشانه عشق و علاقه زیاد انسان به مولایش امام زمان علیهالسلام است.
📚 مفاتیح الجنان، فرازی از زیارت آل یاسین.
#امام_زمان
#اعمال_منتظران
📖 چقدر با صحیفه سجادیه مأنوس هستیم؟
خانم آنه ماری شیمل [Annemarie Schimmel] (فوت شده در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳)؛ پژوهشگر، اسلام پژوه، خاورشناس و مولوی شناس سرشناس آلمانی است.
این پژوهشگر معروف آلمانی ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ من خود همواره دعاها، احادیث و اخبار اسلامی را از اصلِ عربیِ آن می خوانم و به هیچ ترجمه ای مراجعه نمی کنم.
من خودم بخشی کوچک از کتاب مبارک صحیفه سجادیه را به آلمانی ترجمه و منتشر کرده ام، قریب هفت سال پیش.
وقتی مشغول ترجمه این دعاها بودم، مادرم در بیمارستان بستری بود و من مدام به او سر می زدم و کاملا در جریان احوالش بودم.
پس از آنکه او به خواب می رفت، در گوشه ای از آن اتاق به کار پاک نویس کردن ترجمه ها مشغول می شدم.
اضافه کنم که اتاق مادرم دو تختی بود و در تخت دیگر، خانمی که عقایدِ کاتولیکیِ محکم و راسخ و در عین حال متعصبانه داشت بستری بود.
او از روی ایمانی که به مذهب خویش داشت، وقتی متوجه شد من مشغول ترجمه دعاهایی از یک متن شیعی هستم، آزرده خاطر گردید و با ناگواری و نگرانی گفت مگر در مسیحیت و در کتب مقدس خودمان از نظر ادعیه کمبودی داریم که تو اکنون به دعاهای مسلمانان روی آورده ای؟
جوابی به وی ندادم اما وقتی کتابم چاپ شد، نسخه ای از آن را برایش فرستادم.
یک ماه بعد، این خانم متعصب مسیحی با بنده تماس گرفت و گفت خانم شیمل، صمیمانه از هدیه این کتاب ارزشمند متشکرم.
از وقتی این کتاب صحیفه را به من داده اید، هر روز به جای دعاهای کتب مقدس خودمان، از روی این کتاب می خوانم.
بر روی سنگ قبر این اندیشمند آلمانی، طبق وصیتش، حدیث معروف امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به زبان عربی نوشته شده است:
«مردم خوابند و هنگامی که بمیرند، بیدار می شوند»
📚 منبع: مجله پیام زن، شماره ۱۲۱، صفحه ۳۲
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
💠#داستان
💢 عجب و تکبر
🔹 بشر بن منصور، یک شب در مسجد، نماز شب مى خواند.
کسى کنار او نشسته بود و نماز وى را مى نگریست. پیش خود، بشر را تحسین مى کرد و حسرت مى خورد.
بشر نماز خود را پایان داد و همان دم، رو به مردى که در گوشه نشسته بود و او را مى نگریست، کرد و گفت: اى جوانمرد! تعجب مکن. کسى را مى شناسم که چون به نماز مى ایستاد، فرشتگان صف در صف مى ایستادند و به او اقتدا مى کردند. اکنون در چنان حالى است که دوزخیان نیز از او ننگ دارند.
مرد گفت: او کیست؟
گفت: ابلیس.
🔍 ما که مذهبی و مسجدی هستیم باید خیلی مراقب عجب و تکبر در عبادت باشیم، نمازی بخوانیم و روزه ای بگیریم و فکر کنیم از همه بهتریم.
📗 در فرازی از دعای بیستم صحیفه سجادیه از امام سجاد علیهالسلام که دعای «مکارم الاخلاق» است، آمده است:
✨ «و عبدنی لک» خدایا من را برای خودت بنده قرار بده «و لا تفسد عبادتی بالعجب» خدایا عبادت من را با عجب و غرور باطل نکن.
📍 آن چیزی که عبادت را از بین می برد غرور و تکبر در عبادت است.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
پادشاهی قصد کشتن اسيری کرد. اسير در آن حالت نااميدی شاه را دشنام داد.
شاه به يکی از وزرای خود گفت: او چه میگويد؟
وزير گفت: به جان شما دعا میکند.
شاه اسير را بخشيد.
وزير ديگری که در محضر شاه بود و با آن وزير اول مخالفت داشت گفت: ای پادشاه آن اسير به شما دشنام داد.
پادشاه گفت: تو راست میگويی اما دروغ آن وزير که جان انسانی را نجات میدهد بهتر از راست توست که باعث مرگ انسانی میشود.
جز راست نباید گفت
هر راست نشاید گفت
📚 گلستان سعدی
--------------------------
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
--------------------------
#داستان
روزی معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند :
📢آیا می دانی که ابن عباس تفسیر قرآن می کند؟
معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟!
گفتند: آیات را به نفع #علی بن ابیطالب تفسیر می کند و ما از این قضیه شاکی هستیم!
معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس می شوم و جمع شان را بر هم می زنم.
معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس می شود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات می کرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید!
بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت:
ابن عباس تو #تفسیر_آیات می کنی یا #فضائل_علی بن ابیطالب را بازگو می کنی؟!
ابن عباس گفت:
معاویه به من بگو کجای #قرآن است که #فضائل_علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال می کنم جواب می دهی؟
"انَّما اَنتَ مُنذِرُ و َلِکُلِ قَومِ هاد" این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت:
رسول خدا فرمود ؛ منذر این امت منم و هادی وجود #علی بن ابیطالب است!
ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!
ابن عباس گفت: "اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" بگو این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت: این هم قصه ی طهارت و #عصمت_علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟
ابن عباس گفت: "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون" معاویه این آیه برای کیست؟
معاویه گفت: زمانی که #علی بن ابیطالب #انگشتر در راه خدا داد این آیه_بر_حق_علی_نازل شد، قبول دارم!
ولی حتما این را باید بخوانی؟
ابن عباس گفت: "عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" معاویه بگو این آیه در حق کیست؟
معاویه گفت: رسول خدا فرمود ؛ #خبر_عظیم #علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش می پرسند و هم من از #علی خواهم پرسید،
ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟
ابن عباس گفت: "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا" بگو ببینم این آیه برای کیست؟
معاویه گفت: پیغمبر فرمود ؛ #حبل_الله #علی_بن_ابیطالب است دست به دامن #علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید.
ولی باید همین را تفسیر کنی؟
ابن عباس گفت: "کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم" این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: این قصه قصه ی #علم_علی بن ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند،
ولی لازم است حتما این را بخوانی؟
ابن عباس گفت: "قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا و َأَبْنَاءَکُمْ و َنِسَاءَنَا و َنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" بگو به من که این آیه برای کیست؟
معاویه گفت: این هم #ماجرای_مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه #علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند،
ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟
ابن عباس گفت: "ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع" این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود ، شخص رو به پیغمبر کرد و گفت ؛ به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل #ولایت_علی را ندارم و خداوند جلوی همگان #دشمن_علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم !
آیا باید فقط همین آیه را بخوانی؟
ابن عباس گفت: "یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" این آیه دیگر برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: این هم #ماجرای_ابلاغ_ولایت #علی_بن_ابیطالب است قبول دارم!
ولی این را حتما باید بازگو کنی؟
ابن عباس گفت: "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم" معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟
معاویه گفت: این آیه هم #اکمال_دیانت در پرتوی #ولایت_علی_بن_ابیطالب است
ولی آیه ای دیگر بخوان نه این را !
ابن عباس از جا بلند شد و گفت:
معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که #فضل_علی_بن_ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از #علی بیان نشده باشد؟!
معاویه گفت: اصلا ابن عباس بخوان "اِذا زُلزِلَتِ الارض زلزالها
ابن عباس: این آیه هم #فضل_علی بن ابیطالب است!
معاویه گفت: #علی در این آیه دگر چه می کند ابن عباس؟!
ابن عباس گفت: نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و #علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود:
📢زمین ! #ابوتراب بر تو امر می کند آرام گیر!
معاویه که از غضب بر خود می پیچید گفت:
ابن عباس راحت بگو #تا_قرآن_باشد ، #علی_هم_خواهد_بود...
📚بحار الانوار ج ۴۴
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
روزی واعظی به مردمش میگفت: ای مردم! هر کس دعا را از روی اخلاص بگوید، میتواند از روی آب بگذرد، مانند کسی که در خشکی راه میرود.
جوانی ساده و پاکدل، که خانهاش در خارج از شهر بود و هر روز میبایست از رودخانه میگذشت، در پای منبر بود.
چون این سخن از واعظ شنید، بسیار خوشحال شد. هنگام بازگشت به خانه، دعاگویان، پا بر آب نهاد و از رودخانه گذشت.
روزهای بعد نیز کارش همین بود و در دل از واعظ بسیار سپاسگزاری میکرد. آرزو داشت که هدایت و ارشاد او را جبران کند.
روزی واعظ را به منزل خویش دعوت کرد، تا از او به شایستگی پذیرایی کند. واعظ نیز دعوت جوان پاکدل را پذیرفت و با او به راه افتاد.
چون به رودخانه رسیدند، جوان دعا گفت و پای بر آب نهاد و از روی آن گذشت، اما واعظ همچنان برجای خویش ایستاده بود و گام بر نمیداشت.
جوان گفت: ای بزرگوار! تو خود، این راه و روش را به ما آموختی و من از آن روز چنین میکنم، پس چرا اینک بر جای خود ایستادهای؟ دعا را بگو و از روی آب گذر کن!
واعظ، آهی کشید و گفت: حق، همان است که تو میگویی، اما دلی که تو داری، من ندارم.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#داستان
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوربین مخفی😂😂
♡♡♡🌺🍃🌺♡♡♡
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam