eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
900 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحیم🌼 ✍امام حسن عسکری علیه السَّلام می‌فرمایند: کسی که پاکدامنی خصلت او باشد و بخشندگی زیورش، با تمجید و ستایشی که از او می‌شود از دشمنانش انتقام گیرد و به سبب نیک نامی از عیب‌جویی دیگران مصون ماند.
پسرجان زندگی بازیگری نیست جهان با این شکوهش سرسری نیست نپنداری هماره کودکی هست مرادت آید این‌سان زود در دست پدر پیوسته تاب کار دارد توان بردن این بار دارد که بار زندگیش آن‌سان کند خرد که یک چندی دگر نتواندش برد بزودی این گران بار توان کاه به دوش توست روزی خواه ناخواه هم اکنونش تو ای فرزانه فرزند به هشیاری و چالاکی کمر بند که راه زندگی پر پیچ و تاب است هر آنچش آب می‌بینی سراب است نشیبش با در افتادن قرین است فرازش صخره‌های سهمگین است به هر کوهش پلنگی حکمران است به هر دشتیش غولی دشتبان است حرامی رهزنان اندر کمینند نه دزد مال بل دزدان دینند حیا و غیرت و مردی و ناموس از این نامردمان می‌دار محروس جوانی آفت بسیار دارد جوان با خود سر پیکار دارد به راهی در سیه چشمی نگاهی بر آرد از دلت سوزی و آهی مبادا شعله‌ی این آتش تیز کند جام شکیباییت لبریز نگویم عشق ورزیدن حرام است ولی عشقی که پاک آمد کدام است بسا اهریمن گمراه و مکار لباس زهد پوشیده است هشدار بسا الفاظ شیرین و دلاویز که دام مکر و نیرنگ است بگریز ره تقوی و دانش گیر در پیش که ایمن باشی از غوغا و تشویش چو بر روح خود جویی صفا را مبر از یاد خود هرگز خدا را من اینک لب فرو بندم از این پند خدا حافظ تو را فرزانه فرزند .:استاد علایی:. «خطاب به فرزندش قبل از شهادت» کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam ------------------------
در يك شب زمستاني سرد ، ملا در رختخواش خوابيده بود كه يكباره صداي غوغا از كوچه بلند شد . زن ملا به او گفت كه بيرون برود و ببيند كه چه خبر است . ملا گفت : به ما چه ، بگير بخواب. زنش گفت : يعني چه كه به ما چه ؟ پس همسايگي به چه درد مي خورد . سرو صدا ادامه يافت و ملا كه مي دانست بگو مگو كردن با زنش فايده اي ندارد . با بي ميلي لحاف را روي خودش انداخت و به كوچه رفت . گويا دزدي به خانه يكي از همسايه ها رفته بود ولي صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود كه چيزي بردارد. دزد در كوچه قايم شده بود همين كه ديد كم كم همسايه ها به خانه اشان برگشتند و كوچه خلوت شد ، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پيش خود فكر كرد كه از هيچي بهتر است . بطرف ملا دويد ، لحافش را كشيد و به سرعت دويد و در تاريكي گم شد. وقتي ملا به خانه برگشت . زنش از او پرسيد : چه خبر بود ؟ ملا جواب داد : هيچي ، دعوا سر لحاف من بود . و زنش متوجه شد كه لحافي كه ملا رويش انداخته بود ديگر نيست . اين ضرب المثل هنگامي استفاده مي شود كه فردي در دعوائي كه به او مربوط نبوده ضرر ديده يا در يك دعواي ساختگي مالي را از دست داده است. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
هدایت شده از کانال حمید کثیری
سید مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه: ملت بصیر و غیور که در خونخواهی امام شهید مبعوث گشتید و در راه تحقق ارمانهای بلند انقلاب اسلامی و اقتدار و سرافرازی ایران عزیز، با امام حاضر عهدی تازه بستید، هوشیار باشید که از شئون متعهد بودن تبعیت کردن است. پس نه یک گام جلوتر و نه یک گام عقب‌تر، بلکه همراه با ولی خویش باشید. درست در مسیری که امام خمینی کبیر رحمه الله علیه فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیب نرسد. @hamidkasiri_ir
🔹 پیامبر خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله برای شهادت حسین علیه‌السلام، حرارت و گرمایی در دل‌های مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود. 🥀 📚 جامع احادیث الشیعه، ج١٢، ص۵۵۶
✍بسم‌الله الرحمن الرحیم دیروز آخرین کاروان حجاج ایرانی به سلامت وارد وطن شدند هرچند هنگام اعزام انتقادات زیادی انجام می شد. امروز هم رهبر عزیزم مطیع امر شما هستیم در خیابان خواهیم ماند تا حکم آنچه تو فرمایی.
آنکه غرق دنیایش بود عبدالله بن مطيع عدوي سرگرم کندن چاهش بود؛ که امام حسین بر او گذشت. گفت: پدر و مادرم فدايت، کجا؟ فرمود: آهنگ مکه دارم؛ شیعیان برایم نامه های فراوان نوشته اند و مرا به کوفه خوانده اند.عبدالله گفت پدر و مادرم فدايت نزد آنان مرو! از کوفه برحذر باش. چرا که شهري است شوم و پدرت در اين شهر کشته شد و... امام حسين (ع) نپذيرفت. عبدالله گفت: اين چاه را آماده کرده ام و امروز براي نخستين بار به دلو ما آب آمده است. کاش به درگاه خداوند دعا ميکرديد و برايش برکت ميخواستيد. امام (ع) قدری از آب چاه نوشيد، سپس آن را مزمزه کرد و در چاه ريخت. پس از آن، آب چاه گوارا و فراوان گشت: حسین (ع) رفت و عبد الله ماند در کنار چاهش .............................................. پی نوشت :ما به دشمنان اعتماد نداریم و به این تفاهم نامه ها اعتمادی نیست در کنار ولی فقیه خواهیم ماند. تا آخر ایستاده ایم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟ آهنگر سر به زیر اورد و گفت وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🏴 علیه السلام: أنَا قَتيلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُني مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ 🏴من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا ياد كند، اشكش روان شود. 📚 بحار الأنوار ، ج ۴۴، ص ۲۸۴
بازنده امتحانهای دشوار سلیمان بن صرد خزائی از یاران و شیعیان علی ع بود. همواره یاریگر امام خود بود مگر در جنگ جمل که دچار تردید شد پس از علی در سخت‌ترین شرایط در حلقه‌ی اول یاران امام حسن ع بود مگر در جریان صلح که دچار تردید شد، بر امام (ع) اعتراض آورد.سپس امام حسین (ع) را پیشوای خود خواند و از او پیروی نمودمگر در کربلا که تردید کرد و از قافله جاماند. سپس توبه کرد اما قافله رفته بود کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
مردی شتابان به دکاّن زرگری رفت و گفت: ترازو بده تا زری که دارم وزن کنم. زرگر گفت که غربال ندارم. مرد گفت: ترازو می‌خواهم، نه غربال! زرگر گفت:جارو در دکاّن موجود نیست! مرد عصبانی شد و گفت: لودگی بگذار و خود را به کری مَزن! ترازو بده می‌خواهم زر بسنجم! زرگر در پاسخ گفت: ای مرد! سخنت را شنیدم و منظورت را فهمیدم، امّا می‌بینم که تو پیرمردی هستی با دست لرزان و می‌دانم که چون زر بر ترازو بکشی، به زمین خواهد ریخت و آنگاه از من، جارو طلب خواهی کرد تا آن را بروبی و غربال خواهی خواست که زر از خاکروبه جدا سازی. من پایان کار تو را از نخست دانسته‌ام. هر که اوّل بنگرد پایان کار اندر آخر او نگردد شرمسار .:مولوی:. ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا