eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
900 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال حمید کثیری
سید مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه: ملت بصیر و غیور که در خونخواهی امام شهید مبعوث گشتید و در راه تحقق ارمانهای بلند انقلاب اسلامی و اقتدار و سرافرازی ایران عزیز، با امام حاضر عهدی تازه بستید، هوشیار باشید که از شئون متعهد بودن تبعیت کردن است. پس نه یک گام جلوتر و نه یک گام عقب‌تر، بلکه همراه با ولی خویش باشید. درست در مسیری که امام خمینی کبیر رحمه الله علیه فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیب نرسد. @hamidkasiri_ir
🔹 پیامبر خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله برای شهادت حسین علیه‌السلام، حرارت و گرمایی در دل‌های مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود. 🥀 📚 جامع احادیث الشیعه، ج١٢، ص۵۵۶
✍بسم‌الله الرحمن الرحیم دیروز آخرین کاروان حجاج ایرانی به سلامت وارد وطن شدند هرچند هنگام اعزام انتقادات زیادی انجام می شد. امروز هم رهبر عزیزم مطیع امر شما هستیم در خیابان خواهیم ماند تا حکم آنچه تو فرمایی.
آنکه غرق دنیایش بود عبدالله بن مطيع عدوي سرگرم کندن چاهش بود؛ که امام حسین بر او گذشت. گفت: پدر و مادرم فدايت، کجا؟ فرمود: آهنگ مکه دارم؛ شیعیان برایم نامه های فراوان نوشته اند و مرا به کوفه خوانده اند.عبدالله گفت پدر و مادرم فدايت نزد آنان مرو! از کوفه برحذر باش. چرا که شهري است شوم و پدرت در اين شهر کشته شد و... امام حسين (ع) نپذيرفت. عبدالله گفت: اين چاه را آماده کرده ام و امروز براي نخستين بار به دلو ما آب آمده است. کاش به درگاه خداوند دعا ميکرديد و برايش برکت ميخواستيد. امام (ع) قدری از آب چاه نوشيد، سپس آن را مزمزه کرد و در چاه ريخت. پس از آن، آب چاه گوارا و فراوان گشت: حسین (ع) رفت و عبد الله ماند در کنار چاهش .............................................. پی نوشت :ما به دشمنان اعتماد نداریم و به این تفاهم نامه ها اعتمادی نیست در کنار ولی فقیه خواهیم ماند. تا آخر ایستاده ایم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟ آهنگر سر به زیر اورد و گفت وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🏴 علیه السلام: أنَا قَتيلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُني مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ 🏴من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا ياد كند، اشكش روان شود. 📚 بحار الأنوار ، ج ۴۴، ص ۲۸۴
بازنده امتحانهای دشوار سلیمان بن صرد خزائی از یاران و شیعیان علی ع بود. همواره یاریگر امام خود بود مگر در جنگ جمل که دچار تردید شد پس از علی در سخت‌ترین شرایط در حلقه‌ی اول یاران امام حسن ع بود مگر در جریان صلح که دچار تردید شد، بر امام (ع) اعتراض آورد.سپس امام حسین (ع) را پیشوای خود خواند و از او پیروی نمودمگر در کربلا که تردید کرد و از قافله جاماند. سپس توبه کرد اما قافله رفته بود کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
مردی شتابان به دکاّن زرگری رفت و گفت: ترازو بده تا زری که دارم وزن کنم. زرگر گفت که غربال ندارم. مرد گفت: ترازو می‌خواهم، نه غربال! زرگر گفت:جارو در دکاّن موجود نیست! مرد عصبانی شد و گفت: لودگی بگذار و خود را به کری مَزن! ترازو بده می‌خواهم زر بسنجم! زرگر در پاسخ گفت: ای مرد! سخنت را شنیدم و منظورت را فهمیدم، امّا می‌بینم که تو پیرمردی هستی با دست لرزان و می‌دانم که چون زر بر ترازو بکشی، به زمین خواهد ریخت و آنگاه از من، جارو طلب خواهی کرد تا آن را بروبی و غربال خواهی خواست که زر از خاکروبه جدا سازی. من پایان کار تو را از نخست دانسته‌ام. هر که اوّل بنگرد پایان کار اندر آخر او نگردد شرمسار .:مولوی:. ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕌سوم محرم : ۱. «عمر بن سعد» یک روز پس از ورود امام علیه السلام یعنی سوم محرم با 4 هزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. ٢. امام حسین علیه السلام قسمتی از که قبر مطهرش در آن واقع می شد را از اهالی نینوا و به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و او را تا سه روز میهمان کنند. ٣. در این روز «عمر بن سعد» مردی بنام «کثیر بن عبداللّه » ـ که مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیه السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. کثیر بن عبداللّه به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهی در همین ملاقات حسین را به برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم. هنگامی که وی نزدیک خیام رسید، «ابو ثمامه صیداوی» (همان مردی که ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا کرد) نزد امام حسین علیه السلام بود. همین که او را دید رو به امام عرض کرد: این شخص که می آید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه السلام برو. گفت: هرگز چنین نمی کنم. ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ کنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت کاری هستی و من نمی گذارم بر امام وارد شوی. او قبول نکرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو کرد. سرانجام بن سعد با فرستادن پیکی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده ای؟ حضرت در جواب فرمود: «مردم کوفه مرا دعوت کرده اند و پیمان بسته اند، به سوی کوفه می روم و اگر خوش ندارید بازمی گردم... .» کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
آنکه لحظه ای اندیشید ابوحتوف بن حارث از خوارج بود و در لشگر ابن سعد با امام حسین ع و یارانش می جنگید. وقتی ندای «هل من ناصر» امام (ع) را شنید.لحظه ای اندیشید"اين حسين (ع) فرزند دختر پيامبر (ص) است. در حالى كه ما آرزوى شفاعت از جدّ او در روز قيامت داريم، چگونه با اين كه هيچ يار و ياورى ندارد با وى بجنگم؟" شمشير كشيد و در كنار امام (ع) جنگید تا به شهادت رسید. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥لحظه باز شدن پرچم غول آسای جمهوری اسلامی ایران در قلب آمریکا در زمین چمن استادیوم سوفای لس آنجلس پیش از شروع بازی مقابل نیوزیلند ⏪ترامپ ۷ فروردین: ایران دارد نابود می‌شود! 🔹۲۶ خرداد: اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران در قلب آمریکا در وسط لس آنجلس