eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
در دنیای قضاوت ها، تنها به این نکته توجه می شود که «دیگران بر اساس نظر ما چگونه اند؟»؛ فردی درترافیک جلوی ما بپیچید «احمق» ما که جلوی دیگران می پیچیم «زرنگ» کسی جواب تلفن ما راندهد «بی معرفت» ما که جواب ندهیم «گرفتار» فرد بلندتر از ما «دراز» کوتاهتر از ما «کوتوله» همسری که زیاد محبت بخواهد «وابسته» ما بیشتر بخواهیم «بی احساس» همکار جزئی نگر «ایرادگیر و وسواسی» ما جزنگرتر باشیم «شلخته و بی نظم» فردی لیوان آب ما را چپه کرد «کور» پای ما به لیوان دیگری خورد «شعور» ندارند لیوان را سر راه قرار داده است و... دنیای قضاوت ها یعنی تحلیل رفتار و گفتار دیگران بر اساس نیازها و ارزش های خودمان❗️ 📕 ارتباط بدون خشونت ✍ @HAMKALAM
27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت دردناک معاون ابومهدی از لحظه شهادت حاج قاسم: در میان پیکر شهدا هر چه گشتم اثری از حاج قاسم نبود 🔹کمی دورتر دست حاجی را وقتی دیدم دنیا روی سرم خراب شد بچه های عراقی منتظر بودن بگویم این دست حاج قاسم نیست. 🔹ترسیدم حتی به دست حاجی تعرض کنند و گفتم این تکه‌ای از قرآن است و آنرا برداشتم به داخل ماشین خودم بردم. 🎴@hamkalam
┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : (آن هنگام كه تهاجم ياران معاويه به شهر انبار و غارت كردن آن را شنيد، تنها و پياده به طرف پادگان نظامی كوفه (نخيله) حركت كرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند ای اميرمؤمنان ما آنان را كفايت می كنيم، فرمود:) شما از انجام كار خود درمانده ايد! چگونه كار ديگری را برايم كفايت می كنيد؟ اگر رعايای پيش از من از ستم حاكمان می ناليدند، امروز من از رعيت خود می نالم، گویی من پيرو و آنان حكمرانند، يا من محكوم و آنان فرمانروايانند. (دو نفر از ياران جلو آمدند و يكی گفت: من جز خود و برادرم را در اختيار ندارم، ای اميرمؤمنان فرمان ده تا هرچه خواهی انجام دهم، امام فرمود:) شما كجا؟ و آنچه من می خواهم كجا؟ ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 (حارث بن حوت نزد امام آمد و گفت: آيا چنين پنداری كه من اصحاب جمل را گمراه می دانم؟ چنين نيست، امام فرمود:) ای حارث تو زير پای خود را ديدی، اما به پيرامونت نگاه نكردی، پس سرگردان شدی، تو حق را نشناختی تا بدانی اهل حق چه كسانی می باشند؟ و باطل را نيز نشناختی تا باطل گرايان را بشناسی. (حارث گفت من و سعيد بن مالك و عبدالله بن عمر، از جنگ كنار می رويم، امام فرمود:) همانا سعيد و عبدالله بن عمر، نه حق را ياری كردند و نه باطل را خوار ساختند. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : همنشين پادشاه، شيرسواری را ماند كه ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولی خود می داند كه در جای خطرناكی قرار گرفته است. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : با بازماندگان ديگران نيكی كنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه دارند. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : گفتار حكيمان اگر درست باشد درمان و اگر نادرست، درد جان است. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : (شخصی از امام خواست تا ايمان را توصيف كند) و درود خدا بر او فرمود: فردا نزد من بيا تا در جمع پاسخ گويم، كه اگر تو گفتارم را فراموش كنی ديگری آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شكار رمنده است، يكی آن را به دست آورد و ديگری آن را از دست می دهد (پاسخ امام در حكمت ۳۱ آمد كه ايمان را بر چهار شعبه تقسيم كرد.) ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : ای فرزند آدم! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ 📒 : در دوستی با دوست مدارا كن، زيرا شايد روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن نيز مدارا كن، زيرا شايد روزی دوست تو گردد. ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄ https://eitaa.com/joinchat/3042902020Cab4e8d14dc
❤️پدر و پسر شهیدی که سالیان سال در آغوش هم بودند/دوپلاک معروف ۵۵۵و ۵۵۶ 🔹طی یک عملیات تفحص در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد. یکی از آنها در حالت نشسته با لباس و تجهیزات کامل به جایگاهی تکیه داده بود و شهید دیگر در پتو پیچیده شده بود. ◇ معلوم بود شهیدی که درازکش است مجروح شده و شهید نشسته سرِ وی را به دامن گرفته است. پلاک‌هایشان را بررسی کردیم، شماره‌ها پشت سر هم بود: 555 و 556. ◇ متوجه شدیم آنها با هم پلاک گرفته‌اند. معمولاً رزمنده‌هایی که خیلی رفیق بودند، با هم می‌رفتند پلاک می‌گرفتند. با مراجعه به سیستم کامپیوتر متوجه شدیم. ◇ شهیدی که نشسته، پدر و شهیدی که درازکشیده، پسر است. پدر سر پسر را به دامن گرفته بود. ◇ اینها شهید سیدابراهیم اسماعیل‌زاده پدر و سیدحسین اسماعیل‌زاده، اهل روستای باقرتنگه بابلسر بودند. ◇ پسر آرپی‌جی زن و پدر کمک آرپی‌جی زن پسر بود. پسر برای دید بهتر و انهدام تانک‌های دشمن به سمت دامنه قله حرکت می‌کند. ◇ پدر وقتی افتادن فرزندش را می‌بیند، خودش را به دامنه کوه می‌رساند و بالای سر فرزندش می‌رود. چون توان بالا بردن پیکرحسین را نداشت، پتویی می‌آورد و پسرش را در آن می‌پیچد. او را در آغوش می‌گیرد و سر پسرش را روی زانوهایش می‌گذارد ، لحظاتی بعد خودش هم به شهادت می‌رسد و هر دو برای سال‌های طولانی در همان حالت می‌مانند. برای شادی ارواح طیبه شهدا صلوات 🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷
🔴 زیبایی‌های ظهور (۱۸) 🔵 امام صادق علیه السلام فرمودند: 🌕 گویا قائم را مى بينم. پس وقتی استقرار یافت. هيچ مؤمن مرده‌اى باقى نمی‌ماند مگر اين كه شادى در قبرش بر او وارد مى‌شود و آنان در قبرهاى خود يكديگر را ملاقات مى‌كنند و مژده قيام قائم عليه السّلام را به يكديگر مى‌دهند. 📚 غیبت نعمانی، ص ۳۱۰ 🆔 eitaa.com/emame_zaman
🔻 کاظمی آشتیانی چرا دانشمند مهمی به شمار می‌آمد؟ 🔸اگر نام «پژوهشکده رویان»، «سلول‌های بنیادین»، «درمان ناباروری»، «بانک بند ناف» و اینجور چیز‌ها را جست‌وجو کنید، در نتایجی که به دست می‌آید، قطعا جایی نام سعید کاظمی آشتیانی را خواهید دید. 🔹وی از سال ۶۱ با همکاری دو نفر از همکارانش، جهاد گروه پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران تأسیس کرد. این گروه، هسته اولیه جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران بود که ۴ سال بعد شکل و سامان گرفت و سعید کاظمی تا سال ۷۰ مسئول بخش طرح‌ها و تحقیقات آن بود. 🔸از سال ۷۱ با تغییرات ساختار مدیریتی جهاد دانشگاهی، رئیس جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی ایران شد و تا آخر عمرش، در این مسئولیت باقی بود. او در همه این سال‌ها مراکز درمانی متعددی تأسیس و گروه‌های مختلف پژوهشی را راه‌اندازی کرد، اما مهم‌ترین جایی که راه انداخت، «پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی» در خرداد سال ۷۰ بود؛ جایی که در طول حدود ۳۰ سال گذشته، هزاران زوج نابارور را خوشحال و صاحب فرزند کرده است. 🔹او تا ۱۴ دی سال ۸۴ که در سن ۴۴ سالگی قلب و نفسش از حرکت ایستاد، در دو حوزه مدیریتی توانست گام‌های اساسی و مهمی در گسترش روش‌های پیشرفته درمان ناباروری، تولید و تکثیر و انجماد سلول‌های بنیادی جنینی و همانندسازی (کلونینیگ) حیوانات رقم بزند. همه اینها، منهای تدریس در دانشگاه، برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی، کار‌های تئوریک، مقاله‌نویسی و ... است. 🔸پس از درگذشت او، هر از گاهی مقام معظم رهبری در نشست‌های مختلف از او یاد می‌کردند. مثلا ۲۵ تیر سال ۸۶ در بازدید از پژوهشکده‌ی رویان از علت علاقه خود به او گفتند: «علت اینکه من به مرحوم سعید کاظمی اینقدر علاقه داشتم و الان هم در دلم و در ذهنم برای آن جوان عزیز، ارزش و جایگاه قائلم، حرکت او، نحوه‌ی کار او، مدیریت او و پیگیری اوست که یک مجموعه‌ی کاملی بود از آن چیزی که آدم دوست می‌دارد و آرزو دارد.» 🔸اما برخی رسانه‌ها به نقل از بعضی منابع اعلام کردند که در سال ۸۳ یعنی یک سال قبل از درگذشت سعید کاظمی، نام او به عنوان یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان غرب آسیا که با توسعه دانش سلول‌های بنیادی دست برتر علمی را برای ایران ایجاد کرده بود، در فهرست ترور موساد قرار گرفته است. 🔹این گمانه‌زنی، فرضیه‌ها درباره ترور بیولوژیک این دانشمند را تقویت کرد و چنین تصوری باز هم رو به فراموشی بود تا اینکه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی خود در فروردین سال ۹۵ و در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی، برای سعید کاظمی از لفظ «شهید» استفاده کردند و با آوردن نام او در کنار نام دانشمندانی مانند شهید طهرانی‌مقدم گفتند: «کاری که شهدای هسته‌ای ما در زمینه‌های هسته‌ای که بسیار هم حسّاس است پیشاهنگش بودند، کاری که شهید طهرانی‌مقدّم پیشاهنگش بود، کاری که شهید کاظمی در زمینه‌ی سلّول‌های بنیادی پیشاهنگش بود، کار‌های بسیار بزرگی است.» روحش شاد و یادش گرامی باد
موتور کشتی بزرگی خراب شد . مهندسان زیادی تلاش کردند تا مشکل را حل کنند اما هیچکدام موفق نشدند! سرانجام صاحبان کشتی تصمیم گرفتند مردی را که سالها تعمیر کار کشتی بود بیاورند.. وی با جعبه ابزار بزرگی آمد و بلافاصله مشغول بررسی دقیق موتور کشتی شد دو نفر از صاحبان کشتی نیز مشغول تماشای کار او بودند مرد از جعبه ابزارش آچار کوچکی بیرون آورد و با آن به آرامی ضربه ای به قسمتی از موتور زد بلافاصله موتور شروع به کار کرد و درست شد. یک هفته بعد صورتحسابی ده هزار دلاری از آن مرد دریافت کردند. صاحب کشتی با عصبانیت فریاد زد : او واقعا هیچ کاری نکرد! ده هزار دلار برای چه میخواهد بگیرد؟ بنابر این از آن مرد خواستند ریز صورتحساب را برایشان ارسال کند؟ مرد تعمیر کار نیز صورتحساب را اینطور برایشان فرستاد : ضربه زدن با آچار : ۲دلار تشخیص اینکه ضربه به کجا باید زده شود : ۹۹۹۸ دلار وذیل آن نیز نوشت : تلاش کردن مهم است اما دانستن اینکه کجای زندگی باید تلاش کرد میتواند همه چیز را تغییر بدهد. با کانال بچه‌های مدرسه در پیام رسان ایتا همراه ما باشید 👇👇👇👇 @hamkalam
🔴 هر کسی از ظن خود شد یار من توی یک جمع بی‌حوصله نشسته بودم طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم. خواندم سه عمودی. یکی گفت بلند بگو. گفتم یک کلمه سه حرفیه از همه چیز برتر است. دنیا دوست گفت: «پول». تازه عروس مجلس گفت: «عشق». شوهرش گفت: «یار». کودک دبستانی گفت: «علم». یکی هم پشت سر هم گفت: «پول»، اگه نمیشه «طلا»، «سکه». گفتم: اینها نمیشه. گفت: پس بنویس «مال». گفتم: بازم نمیشه. گفت: «جاه». خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه. مادر بزرگ گفت: مادرجان، «عمر» است. سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: «کار». دیگری خندید و گفت: «وام». یکی از آن وسط بلند گفت: «وقت». خنده تلخی کردم و گفتم: نه. اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی‌آید! هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر می‌کنم. شاید کودک پا برهنه بگوید: «کفش». کشاورز بگوید: «برف». لال بگوید: «حرف». ناشنوا بگوید: «صدا». نابینا بگوید: «نور». و من هنوز در فکرم که چرا کسی نگفت: «خدا». @hamkalam
پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می‌کنی؟ مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی‌دانم عزیزم، نمی‌دانم! پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه می‌کند؟ او چه می‌خواهد؟ پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همه‌ی زن‌ها گریه می‌کنند بی‌هیچ دلیلی! پسرک از اینکه زن‌ها خیلی راحت به گریه می‌افتند، متعجب بود. یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می‌کند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زن‌ها این همه گریه می‌کنند؟ خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژه‌ای آفریده‌ام؛ به شانه‌های او قدرتی دادم تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند. به بدنش قدرتی داده‌ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستانش قدرتی داده‌ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد. به او احساسی داده‌ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد؛ حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند. به او قلبی داده‌ام تا همسرش را دوست بدارد و از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی داده‌ام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد. این اشک را منحصراً برای او خلق کرده‌ام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده کند. -------------------------- @hamkalam --------------------------
زهرا بهانه‌ای‌ست که عالم بنا شود او آمده که مادر آئینه‌ها شود او آفریده گشت که یک چند مدتی نور خدا به روی زمین جابه‌جا شود او آفریده شد که در این روزهای سخت زهرا شود، علی شود و مصطفی شود او مادر تمامیِ دلهای حیدریست باید که کُفو فاطمه شیر خدا شود هر کس مگر که مادر معصوم می‌شود؟ او آمده که مادر کرب‌و‌بلا شود زهرا اگر نبود چگونه به عالمی؟ صدها روایت از مِی کوثر عطا شود بی‌اذن فاطمه کسی اصلاً اجازه داشت؟ بر روی خاک و اوج فلک پیشوا شود ای خوش بحال آنکه در آن لحظه حساب با انتخاب مادری او سَوا شود مادر سلام روز ظهورت مبارک است لعنت بر آنکه منکر صدق شما شود ما را گدای خانه لطفت حساب کن ما را برای نوکریت انتخاب کن مادر تویی که قدر شما بی‌نهایت است هر جمله‌ی تو شامل صدها روایت است در هر کجا که نام شما ذکر می‌شود تفسیر پایداری و صبر و صلابت است جبریل با هزار ملک ریزه‌خوار توست سوگندخورده هر شبِ اینجا ضیافت است هر کس مقام نوکریت را فروخته جان حسین و جان حسن بی‌لیاقت است تاریخ ثبت کرده که این جان‌نثاری‌ات بهر علی نمونه اصل ولایت است سلمان ز خاک خانه تو رزق می‌گرفت این است روز و شب همه کارش ارادت است شاگرد برترین تو واللهِ زینب است تندیس عفت است خداوند عصمت است از گرد چادرت همه عالم درست شد صدها هزار بیرق و پرچم درست شد خورشید سبز نیمه شبِ انتظار، تو شیرینی همیشه فصل بهار، تو ابری‌ترین هوای تو سجاده‌های شب هر روز تا به شب نفس روزه‌دار، تو ای رحمت تو شامل حال تمام خلق روی سرم دوباره ز رحمت ببار، تو ما هرچه هست از تو و لطفت گرفته‌ایم تا روز حشر پیش خدا اعتبار، تو ما با علی امام تو هم‌رأی می‌شویم هر دم برای شیر خدا ذوالفقار‌، تو آن روزکه تمامی مردم پیاده‌اند بر روی ناقه‌های بهشتی سوار، تو آنجا برای اینکه شفاعت شویم ما حتما دو دست ساقی خود را بیار، تو محشر به نام پاک تو محشور می‌شویم بی‌اذن تو ز درب جنان دور می‌شویم تو آمدی که در شب دلها قمر شوی در سینه‌ی شکسته‌ی دوران گُهر شوی تو آمدی که قامت دین را بپا کنی بر شاخه‌های نخل ولا برگ و بَرشوی تو آمدی که سوره کوثر بیاوری تو آمدی برای علی بال و پر شوی تو آمدی که مادری‌ات را نشان دهی تو آمدی که مادر کل بشر شوی معنای اصل ام‌ابیها فقط تویی تو آمدی که باعث فخر پدر شوی تو آمدی که در دل دریای شعله‌ها مثل کتاب سوخته‌ای شعله‌ور شوی تو آمدی که بر لب سادات روز و شب شعر بلند مادرم و میخ در شوی تو آمدی که باطن شهری عیان شود تو آمدی که شاهد مرگ پسر شوی من که برای مدح تو چیزی نداشتم تنها قلم به صفحه قلبم گذاشتم .:مهدی نظری:. -------------------------- @hamkalam --------------------------
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا