پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه میکنی؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمیدانم عزیزم، نمیدانم!
پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه میکند؟ او چه میخواهد؟
پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همهی زنها گریه میکنند بیهیچ دلیلی!
پسرک از اینکه زنها خیلی راحت به گریه میافتند، متعجب بود.
یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت میکند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه میکنند؟
خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژهای آفریدهام؛ به شانههای او قدرتی دادم تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند. به بدنش قدرتی دادهام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستانش قدرتی دادهام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد.
به او احساسی دادهام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد؛ حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند. به او قلبی دادهام تا همسرش را دوست بدارد و از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی دادهام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد.
این اشک را منحصراً برای او خلق کردهام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده کند.
--------------------------
@hamkalam
--------------------------
#داستان
زهرا بهانهایست که عالم بنا شود
او آمده که مادر آئینهها شود
او آفریده گشت که یک چند مدتی
نور خدا به روی زمین جابهجا شود
او آفریده شد که در این روزهای سخت
زهرا شود، علی شود و مصطفی شود
او مادر تمامیِ دلهای حیدریست
باید که کُفو فاطمه شیر خدا شود
هر کس مگر که مادر معصوم میشود؟
او آمده که مادر کربوبلا شود
زهرا اگر نبود چگونه به عالمی؟
صدها روایت از مِی کوثر عطا شود
بیاذن فاطمه کسی اصلاً اجازه داشت؟
بر روی خاک و اوج فلک پیشوا شود
ای خوش بحال آنکه در آن لحظه حساب
با انتخاب مادری او سَوا شود
مادر سلام روز ظهورت مبارک است
لعنت بر آنکه منکر صدق شما شود
ما را گدای خانه لطفت حساب کن
ما را برای نوکریت انتخاب کن
مادر تویی که قدر شما بینهایت است
هر جملهی تو شامل صدها روایت است
در هر کجا که نام شما ذکر میشود
تفسیر پایداری و صبر و صلابت است
جبریل با هزار ملک ریزهخوار توست
سوگندخورده هر شبِ اینجا ضیافت است
هر کس مقام نوکریت را فروخته
جان حسین و جان حسن بیلیاقت است
تاریخ ثبت کرده که این جاننثاریات
بهر علی نمونه اصل ولایت است
سلمان ز خاک خانه تو رزق میگرفت
این است روز و شب همه کارش ارادت است
شاگرد برترین تو واللهِ زینب است
تندیس عفت است خداوند عصمت است
از گرد چادرت همه عالم درست شد
صدها هزار بیرق و پرچم درست شد
خورشید سبز نیمه شبِ انتظار، تو
شیرینی همیشه فصل بهار، تو
ابریترین هوای تو سجادههای شب
هر روز تا به شب نفس روزهدار، تو
ای رحمت تو شامل حال تمام خلق
روی سرم دوباره ز رحمت ببار، تو
ما هرچه هست از تو و لطفت گرفتهایم
تا روز حشر پیش خدا اعتبار، تو
ما با علی امام تو همرأی میشویم
هر دم برای شیر خدا ذوالفقار، تو
آن روزکه تمامی مردم پیادهاند
بر روی ناقههای بهشتی سوار، تو
آنجا برای اینکه شفاعت شویم ما
حتما دو دست ساقی خود را بیار، تو
محشر به نام پاک تو محشور میشویم
بیاذن تو ز درب جنان دور میشویم
تو آمدی که در شب دلها قمر شوی
در سینهی شکستهی دوران گُهر شوی
تو آمدی که قامت دین را بپا کنی
بر شاخههای نخل ولا برگ و بَرشوی
تو آمدی که سوره کوثر بیاوری
تو آمدی برای علی بال و پر شوی
تو آمدی که مادریات را نشان دهی
تو آمدی که مادر کل بشر شوی
معنای اصل امابیها فقط تویی
تو آمدی که باعث فخر پدر شوی
تو آمدی که در دل دریای شعلهها
مثل کتاب سوختهای شعلهور شوی
تو آمدی که بر لب سادات روز و شب
شعر بلند مادرم و میخ در شوی
تو آمدی که باطن شهری عیان شود
تو آمدی که شاهد مرگ پسر شوی
من که برای مدح تو چیزی نداشتم
تنها قلم به صفحه قلبم گذاشتم
.:مهدی نظری:.
--------------------------
@hamkalam
--------------------------
#شعر
مثنوی هفتاد "من" مولوی:
مَن(۱) اگر با مَن(٢) نباشم میشَوَم تنهاترین
کیست با مَن(٣) گر شَوَم مَن(۴) باشد از مَن(۵) ماترین
مَن(۶) نمیدانم کیاَم مَن(٧) لیک یک مَن(٨) در مَن(٩) است
آن که تکلیف مَنَ(١۰) اَش با مَن(١١) مَنِ(١٢) مَن(١٣) روشن است
مَن(١۴) اگر از مَن(١۵) بپرسم ای مَن(١۶) ای همزاد مَن(١٧)
ای مَنِ(١٨) غمگین مَن(١٩) در لحظههای شاد مَن(٢۰)
هرچه از مَن(٢١) یا مَنِ(٢٢) مَن(٢٣) در مَنِ(٢۴) مَن(٢۵) دیدهای
مثل مَن(٢۶) وقتی که با مَن(٢٧) میشوی، خندیدهای
هیچ کس با مَن(٢٨) چنان مَن(٢٩) مردم آزاری نکرد
این مَنِ(٣۰) مَن(٣١) هم نشست و مثل مَن(٣٢) کاری نکرد
ای مَنِ(٣٣) با مَن(٣۴) که بی مَن(٣۵) مَن(٣۶) تر از مَن(٣٧) میشوی
هرچه هم مَن(٣٨) مَن(٣٩)کنی، حاشا شوی چون مَن(۴۰) قوی
مَن(۴١) مَنِ(۴٢) مَن(۴٣) مَن(۴۴) مَنِ(۴۵) بیرنگ و بیتأثیر نیست
هیچ کس با مَن(۴۶) مَنِ(۴۷) مَن(۴۸) مثل مَن(۴۹) درگیر نیست
کیست این مَن(۵۰)؟ این مَنِ(۵۱) با مَن(۵۲) زِ مَن(۵۳) بیگانهتر
این مَنِ(۵۴) مَن(۵۵) مَن(۵۶) کُنِ از مَن(۵۷) کمی دیوانهتر ؟
زیر بارانِ مَن(۵۸) از مَن(۵۹) پُر شدن دشوار نیست
ورنه مَن(۶۰) مَن (۶۱) کردنِ مَن(۶۲) از مَنِ(۶۳) مَن(۶۴) عار نیست
راستی . . . این قدر مَن(۶۵) را از کجا آوردهام !!؟
بعد هر مَن(۶۶) بار دیگر مَن(۶۷) چرا آوردهام !!؟
در دهانِ مَن(۶۸) نمیدانم چه شد، افتاد مَن(۶۹)
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من(۷۰) . . . !!!
@hamkalam
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشاپیش میلاد با سعادت فخر دو عالم ❤️
سرور زنان بهشت ❤️
ام ابیها ❤️
حضـــــرت فاطمه زهرا (س)❤️
بر تمام عاشقانش ❤️
مبارکــــــــَ باد....
🍃🌸🌺🍃🌹🍃🌺🌸🍃
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی حاج احمد واعظی در محضر مقام معظم رهبری
مدح خوانی فوق العاده حضرت زهرا(س)
حضرت فاطمه زهرا، دردانه هستی
حضرت زهرا (س) لقبهای فراوانی دارد؛ مانند: صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه که نمایانگر صفات و سجایای اخلاقی اوست.
دو صفت از صفتهای بارز او «زهرا» و «بتول» است و کنیهاش «اُمّأبیها» است؛ یعنی مادر پدرش، که نشاندهنده علاقه بسیار زیاد حضرت فاطمه است به پدر بزرگوارش و اینکه با وجود کمی سن، از آغاز کودکی، مانند مادرش خدیجه پناهگاه و تکیهگاهی روحی و معنوی برای پدر بزرگوارش بوده است.
👈 ولادت حضرت فاطمه
برخى تولد ایشان را در سال اول یا دوم بعثت و برخى پنج سال قبل از بعثت پیامبر (ص) سالى که قریش، کعبه را تجدید بنا کرد، میدانند.
حضرت فاطمه، آخرین دختر پیامبر اکرم (ص) که رسول خدا وی را بسیار دوست میداشت.
او به پدرش بسیار شباهت داشت. ایشان در محیطی پا به عرصه وجود نهاد که قحطی ایمان و فقدان عاطفه، فضایی خشن ساخته بود.
آنجا که زن دشنام بزرگ آفرینش و ننگ نشسته بر پیشانی زندگی بود و میلاد دختران برایشان بسیار تلخ و شرمآور، که تنها گریز به دامان بیابانها و زندهبهگور کردن دختران چارهساز آنان بود.
میلاد فاطمه، پایان گریههای مرگ و آغاز خندههای حیات بر لبهای دختران عرب قرار گرفت.
در سرزمین آفتهای شوم و روزگار شرور، حضرت فاطمه، «خیر کثیر» بود و تداوم سلسله خوبیها در خاندان رسالت.
میلادش طلیعه مهر بود. او از پدری که با تبلور حضورش، سرزمین خشکیده حجاز را نفسی دوباره بخشید و روح انسانیت را در باغ جانها شکوفا کرد و از مادری بهنام خدیجه، همان که بهعنوان اولین زن مسلمان در شرایط تاریک جاهلیت به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد و ثروت خویش را بر زخمهای قلب ایشان مرهم کرد، بهدنیا آمد.
👈 کودکی و نوجوانی
ایشان در خانه نبوّت و در مهبط فرشتگان رشد کرد. در محلی نشو و نما نمود که آیههای قرآن در آنجا نازل شدهاند.
خانه ایشان خانه زبدهترین و گرامیترین انسانهای روی زمین بود، پدرش خاتم انبیا و مادرش خدیجه کبری ایشان را چون دو بال ملکوتی در میان گرفتند و به رشد و پرورش ایشان همت گماشتند.
ایشان وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خدیجه شد؛ در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربیت وارث مادر و در سجایای ملکوتی وارث پدر. در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پیامبر (ص) نقشی نبسته بود و از ناپاکی دوران جاهلیت فرسنگها دور بود. ۹ سال در خانه پرصفای مادر و در کنار پدر زیست.
حکمت الهى بر آن قرار گرفت که زندگى فاطمه، بانوی بانوان از آغاز کودکى آمیخته با سختىها و رنجها و مشکلات باشد.
بههمین جهت هنگامى که دیده به روى زندگى گشود، پدر گرانمایهاش را غمگین یافت.
در حالى پدر را دید که نزدیکان و بیگانگان به جنگ با او برخاسته بودند و بیدادگران و شرکگرایان با او سر ستیز داشتند.
با توجه به سال ولادت او میتوانیم حدس بزنیم که احتمالاً ایام شیرخوارگی یا حداقل خردسالی را در شعب ابوطالب گذرانده است.
بههر حال حضرت فاطمه از جمله کسانی بود که سختترین دردها را در ابتدای دعوت اسلام تحمل کرد.
در تمام این دوران پدرش که مصداق «وإنک لعلی خلق عظیم» بود، توجه عمیقش را به ایشان مبذول داشت و مهر و محبتش را نثار ایشان میکرد و ایشان در همراهی با پدر به درجهای رسید که لقب «ام ابیها» گرفت و در همه این موارد عنایت خدا با ایشان قرین بود.
از همان دوران کودکی شاهد کشمکشهای پدر با مشرکان و در کنار ایشان بود.
وقتی شکمبه شتر یا گوسفند بر سر پدرش گذاشتند، ایشان با دستهای کوچکش سر و روی پدر را پاک میکرد.
وقتی رسول خدا (ص) به خانه برمیگشت و مهتاب رخسارهاش در پس ابری از خاک و خون پوشیده بود، دستهای کوچک فاطمه آسمان نگاه پدر را شفاف و روشن میساخت و آهنگ آرام و گوشنواز او تسلای دل رنجیده پدر بود.
حضرت فاطمه پس از تحمل سختىها و رنجها و مشاهده رخدادهاى دردناکى چون مرگ جانسوز مادر، هجرت پرخطر و سرنوشتساز پدر، یورش بىرحمانه و وحشیانه دشمنان کینهتوز در شب هجرت به خانه پیامبر، هجرت خطرخیز و پرفراز و نشیب خودش به سوى مدینه، تعقیب کاروان کوچک ایشان و محاصرهاش بهوسیله دشمن و دیگر رنجها و مشکلات، سرانجام زندگى آرامى را زیر سایه پدر آغاز کرد.
اما آیا بهراستى دردها و رنجها و حوادث تکاندهنده به پایان رسیده بود؟ هرگز! بلکه ایشان در مدینه نیز آرامش پیش از طوفان را مىگذراند و زمان، آبستن حوادث پیاپى و مشکلات شکننده دیگرى بود.
--------------------------
@hamkalam
--------------------------
#فاطمه زهرا
خط لوله گاز در ایران ۳۵۰ هزار کیلومتر است(حدود ۴۰هزار کیلومتر خطوط پرفشار و ۳۰۰هزار لوله فرعی).
این یعنی تقریبا ۹ برابر خط استوا؛ میتوانید با این خط لوله ۹ بار دور زمین را لولهکشی کنید؛ گاز رسانی به دورترین نقاط کشور از روستاهای لب مرز تا کوهستانهای برفگیر. این رکورد در جهان کمنظیر است.
آمریکا و روسیه اولین و دومین تولیدکننده گاز دنیا، 20 درصد از گاز مصرفی خود در پیک سرما را از طریق #ذخیرهسازی_گاز تامین میکنند.
اما در ایران سومین تولیدکننده گاز دنیا در سال 97 شرکت ذخیرهسازی گاز منحل شد!
*حالا در یکی از سردترین زمستانهای چند دهه اخیر قرار داریم. بدون سرگردانی برای پیداکردن نفت یا هیزم یا زغالسنگ یا پهن گاو، فقط فندک بخاری را فشار دادهایم؛ برای بهرهمندی از این نعمت، به فکر نقاط یخزده کشور باشیم.*