فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن.
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد. آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم.
بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا دادهای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است.
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود، روش بندهپروری داند
-------------------------
@hamkalam
-------------------------
#طنز
📢 رهبر انقلاب اهانتهای اخیر به قرآن در کشورهای اروپایی را محکوم کردند
👈 علیرغم توطئه استکبار، آینده از آن اسلام است
🔻 حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی اهانتهای اخیر به مقدسات اسلامی و قرآن کریم را در چند کشور اروپایی محکوم کردند. رهبر انقلاب اسلامی این اهانتها را نشانه دشمنی استکبار با اصل اسلام دانستند و همه آزادیخواهان جهان را به مقابله با سیاست پلید توهین به مقدسات و نفرتپراکنی، فراخواندند.
«اهانت جنون آمیز به قرآن با شعار آزادی بیان نشان میدهد هدف حملات استکبار، اصلِ اسلام و قرآن است. علیرغم توطئه استکبار، قرآن روزبهروز پرفروغتر شده و آینده از آن اسلام است. همه آزادیخواهان جهان باید درکنار مسلمانان با سیاست پلید توهین به مقدسات و نفرتپراکنی مقابله کنند.»
@hamkalam
بسمالله الرحمن الرحیم
أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد (صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ) / امام مهدی (عج)
👈 من باقيمانده آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.
📚 غیبت نعمانى صفحه ۲۸۱ حدیث ۶۷
-------------------------
@hamkalam
-------------------------
#حدیث
قوز بالا قوز
شبى مهتابی مردی صاحب قوز از خواب برخاست. گمان كرد سحر شده، بلند شد و به حمام رفت.
از سر آتشدان حمام كه گذشت صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و به داخل رفت.
وارد گرمخانه كه شد جماعتی را ديد در حال رقص و بزم و پايكوبى. او نيز بنا كرد به آواز خواندن و رقص و شادى.
در حال رقص چشمش به پاهاى جماعت رقصنده افتاد و متوجه سم آنها شد و پى برد كه اين جماعت از اجنه هستند. گرچه بسيار ترسید اما خود را به خدا سپرد و به روی آنها نيز نیاورد.
از ما بهتران نيز كه در شادى و بزم بودند از رفتار قوزی خوششان آمد و قوزش را برداشتند.
فردای آن روز رفیق قوزى خوشبخت كه او نيز قوزی بر پشت داشت، از او پرسید: چه كردی كه قوزت صاف شد؟ او هم ماوقع آن شب را شرح داد.
چند شب گذشت و رفیق به حمام رفت.
گرمخانه را دید كه اجنه آنجا جمع شدهاند. گمان كرد همین كه برقصد از اجنه نيز شاد شده و قوزش را برمیدارند.
پس شروع به خواندن و رقصیدن کرد، جنيان كه آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد و قوزى بالاى قوز اين بينوا افزودند.
آنوقت بود كه فهمید چه خطا و قياس بىموردى كرد و كارى نابجا انجام داده و گفت: ای وای دیدی چه به روزم شد، قوزی بالای قوزم شد.
-------------------------
@hamkalam
-------------------------
#ضرب_المثل