eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
902 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
سر ناهار قهر کردم،،،با گریه رفتم تو اتاقم و در رو قفل کردم،بعد از چند دقیقه دیدم.....داداشم اومده در میزنه!!✊ فکر کردم میخواد دلداریم بده!!😊 ......میگم:چیکار داری؟؟! میگه: بقیه ناهارتو نمیخوری؟؟بیا به اینا بگو که نمیخوری،اینا نمیذارن ناهارتو بخورم!!! یه همچین داداش مهربونی دارم من!😒😂👐 @hamkalam @hal_khosh
اصلاحیه اطلاعیه شماره ۴۸ ⬅️ مدارس ابتدایی شهر و روستا و مدارس متوسطه اول و دوم روستایی شهرستان اراک در نوبت صبح به صورت غیر حضوری فعالیت خواهند کرد ⬅️ مدارس ابتدایی شهرستان شازند نیز در نوبت صبح فردا به صورت غیرحضوری فعالیت خواهند کرد
بسم الله الرحمن الرحیم يُفْتَحُ اَبْوابُ السَّماءِ بِالرَّحْمَةِ فى اَرْبَعِ مَواضِعَ: عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ، وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فى وَجْهِ الْوالِدَيْنِ، وَ عِنْدَ فَتْحِ بابِ الْكَعْبَةِ، وَ عِنْدَ النِّكاحِ. / پیامبر اکرم (ص) 👈 درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى‌شود: ۱ ـ موقع بارش باران. ۲ ـ زمانى كه فرزند به چهره پدر و مادرش مى‌نگرد. ۳ ـ هنگام گشوده شدن در كعبه. ۴ ـ هنگام برپايى مراسم عقد و عروسى. 📚 بحار الانوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۱ -------------------------- @hamkalam --------------------------
ﺁﻥ ﺳﺒﻮ ﺑﺸﮑﺴﺖ ﻭ ﺁﻥ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪ ﺭﯾﺨﺖ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﯾﻌﺎﺕ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻇﺮﻑﻫﺎﯼ ﻣﺨﺼﻮﺻﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺳﻔﺎﻝ ﻣﯽﺭﯾﺨﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﺒﻮ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ. ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺷﮑﻨﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﻔﺎﻝ، ﺍﮔﺮ ﺿﺮﺑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺒﻮ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﻣﯽﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﻣﺎﯾﻊ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩ. ﻣﺮﺩﯼ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﻏﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭ ﺷﻬﺪ ﻣﯽﻓﺮﻭﺧﺖ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺭﯼ ﺍﺯ ﺑﻀﺎﻋﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﻮﺕ ﺯﺍﻫﺪ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. ﺯﺍﻫﺪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ می‌خورد ﻭ ﺑﺎﻗﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺒﻮﯾﯽ ﻣﯽﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﻃﺮﻓﯽ ﻣﯽﻧﻬﺎﺩ. ﺁﺧﺮ ﺳﺒﻮ ﭘﺮ ﺷﺪ. ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺪ ﺭﻭﻏﻦ ﺑﻪ ﺩﻩ ﺩﺭﻫﻢ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ ﻭ ﭘﻨﺞ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺨﺮﻡ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﻨﺞ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺰﺍﯾﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﻣﻪﻫﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺯﻧﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ. ﻻﺷﮏ ﭘﺴﺮﯼ ﺁﯾﺪ ﻧﺎﻡ ﻧﯿﮑﻮﺵ ﻧﻬﻢ ﻭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺮﺩﯼ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﺑﺪﯾﻦ ﻋﺼﺎ ﺍﺩﺏ ﻓﺮﻣﺎﯾﻢ. ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮﺕ ﭼﻨﺎﻥ ﻗﻮﯼ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻋﺼﺎ ﺑﺮﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻏﻔﻠﺖ ﺑﺮ ﺳﺒﻮﯼ ﺁﻭﯾﺨﺘﻪ ﺯﺩ. ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺸﮑﺴﺖ ﻭ ﺷﻬﺪ ﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪ. -------------------------- @hamkalam --------------------------
صبح جلوی پارکینگ مردم ماشین رو پارک کردم مرده اومد کلی تشکر کرد😳😥 🙏 گفت خانمم میخواست ماشین رو ببره نتونست 😂😜😜
بسم الله الرحمن الرحیم مَنْ زَوَّجَ اَعْزَبا كانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللّهُ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ اِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ. / امام صادق (ع) 👈 كسى كه مجردى را تزويج كند و امكان ازدواج او را فراهم نمايد از كسانى است كه در قيامت خداوند به آنان نظر لطف مى‌كند. 📚 وسائل الشيعه ، ج ۲۰ ، ص ۴۵ -------------------------- @hamkalam --------------------------
شخصی مى‌خواست زیرزمین خانه‌اش را تعمیر کند . در حین تعمیر، به لانه مارى برخورد که چند بچه مار در آن بود . آنها را برداشت و در کیسه‌اى ریخت و در بیابان انداخت .وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچه‌هایش را ندید ، فهمید که صاحبخانه بلایى سر آنها آورده است ؛ به همین دلیل کینه او را برداشت . مار براى انتقام ، تمام زهر خود را در کوزه ماستى که در زیرزمین بود ، ریخت .از آن طرف ، مرد ، از کار خود پشیمان شد و همان روز مارها را به لانه‌شان بازگرداند . وقتى مار مادر ، بچه‌هاى خود را صحیح و سالم دید، به دور کوزه ماست پیچید و آن قدر آن را فشار داد که کوزه شکست و ماست‌ها بر زمین ریخت. شدت زهر چنان بود که فرش کف خانه را سوراخ کرد . این کینه مار است ، امّا همین مار ، وقتى محبّت دید ، کار بد خود را جبران کرد ، امّا بعضى انسان‌ها آن قدر کینه دارند که هر چه محبّت ببینند ، ذرّه‌اى از کینه‌شان کم نمى‌شود. 🌹امام علی علیه السلام: دنيا كوچك تر و حقير تر و ناچيز تر از آن است كه در آن ازكينه ها پيروى شود. 📚غررالحكم، ج۲، ص۵۲ @hamkalam
نه سیخ بسوزه نه کباب! شجاع ‌السلطنه پسر فتحعلی ‌شاه، زمانى حاکم کرمان بود. او در آنجا متوجه شده بود که ترکه‌ های نازک انار می‌توانند نقش سیخ کباب را ایفا کنند. و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه ‌تر هم می‌شود. بدین جهت پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد؛ و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها میگفت: طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزد نه کباب. این دستور او بعدها ضرب‌المثل شد و در واقع مصداق همان اعتدال است که این روزها ورد زبان این و آن شده است... @hamkalam
سر ناهار قهر کردم،،،با گریه رفتم تو اتاقم و در رو قفل کردم،بعد از چند دقیقه دیدم.....داداشم اومده در میزنه!!✊ فکر کردم میخواد دلداریم بده!!😊 ......میگم:چیکار داری؟؟! میگه: بقیه ناهارتو نمیخوری؟؟بیا به اینا بگو که نمیخوری،اینا نمیذارن ناهارتو بخورم!!! یه همچین داداش مهربونی دارم من!😒😂👐 @hamkalam