eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
903 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
شخصی بر جمعی سخن می ‌گفت. او را گفتند یا شیخ، دل‌ های ما خفته است و سخن تو در دل‌ های ما اثر نمی‌ کند. گفت کاشکی خفته بودی که خفته را چون جنبانی بیدار شود، دل‌ های شما مرده است، هر چند بجنبانی زنده نگردد! 📚 منبع: شرح التعرف لمذهب التصوف، ابو ابراهيم اسماعيل بن محمد مستملی بخاری @hamkalam
بسم الله الرّحمن الرّحیم في تَقلُّبِ الأحْوالِ عُلِمَ جواهِرُ الرِّجالِ. / امام علی (ع) 👈 در دگرگونی‌هاى احوال و زمانه است كه گوهر مردان شناخته مى‌شود. 📚 ميزان الحكمه ، جلد ۲ ، صفحه ۴۳ @hamkalam -------------------------
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پسری در زندگی به مشکلی خورده بود وبسیار ناامید شده بود. روزی پدرش او را با خود به جنگل برد و شب در کنار رودی خوابیدند. صدای رود پسر را آرام کرد و پسر خواب رفت. شب بعد، صدای آب زیبا نبود و پسر را خواب نمی‌برد. از پدرش علت را پرسید. پدر گفت: چند سنگ در مسیر رود بود، من آن‌ها را برداشتم. صدای رود دیگر زیبا نشد. بدان مشکلات تو، سنگ‌های مسیر زندگی تو هستند که صدای زندگی را بهتر می‌کنند. پس زیاد فکر برداشتن برخی سنگ‌ها نباش. که خالق تو برای زیباشدن زندگی و دوری از یکنواختی، آن‌ها را در مسیر زندگی تو قرار داده است. @hamkalam
کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نيافت. از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه می‌گيرد. کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى بهمراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟ کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم. حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است... @hamkalam
🔹بابام اومده تو اتاقم نشسته رو تختم ببینه چیکار میکنم ... الان دو ساعته دارم زندگی نامه ی مهاتما گاندی رو میخونم : اگه بدونین چه انسان بزرگی بوده !!! @hal_khosh
وقتی هدهد نزد حضرت سلیمان (علیه السلام) آمد، حضرت سلیمان گفت کجا بودی که تو را عذاب و شکنجه ای شدید می کنم؟ هدهد گفت ای پیامبر خدا، ایستادن خود را در پیشگاه خداوند در عرصه قیامت به یاد آور که از تو سؤال می کنند. این سخن بر حضرت سلیمان تأثیر کرد و سخن به نرمی و لطف برگردانید و گفت چه می گویی که پر و بالت را بِکَنم و تو را در آفتاب گرم افکنم؟ هدهد گفت می دانم که چنین نمی کنی زیرا این کار قصابان است نه پیامبران. حضرت سلیمان گفت تو را با ناجنس در قفس کنم. هدهد گفت می دانم که این کار را هم نمی کنی، زیرا این کار ناجوانمردان است. حضرت سلیمان گفت اکنون تو بگو با تو چه کنم؟ هدهد گفت عفو کن و از من در گذر که عفو، کار پیامبران و کریمان است. منبع: داستان های کشف الاسرار، صفحه 410 @hamkalam
دیروز رفتم شلوار بخرم یکی برداشتم خیلی تنگ بود فروشنده گفت چند بار بپوشی جا باز میکنه، یکی دیگه برداشتم خیلی گشاد بود فروشنده گفت چند بار بشوریش آب میره جمع میشه'' خدا خیرشون بده شلوار هوشمند ساختن !! 😂😁 @hamkalam
بسم‌الله الرحمن الرحیم مَنْ اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حاجَةٍ فَاِنَّما هِىَ رَحْمَةٌ مِنَ اللّهِ ساقَهَا اللّهُ فَاِنْ فَعَلَ ذلِكَ فَقَدْ وَصَلَهُ بِوِلايَتِنا وَهِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلِّ. / امام کاظم (ع) 👈 وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند اين عرضه نعمتى است از خداوند كه بسوى او فرستاده شده است پس اگر مؤمن نياز او را بر طرف نمايد اين كار او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل است. 📚 بحارالأنوار ، جلد ۷۴ ، ص ۳۱۳ ------------------------- @hamkalam -------------------------
سالی كه نكوست از بهارش پیداست سال اگر «ترسال» بود و برف و باران به موقع می‌آمد، ‏نكویی آن هویدا بود و اگر سرمای بی‌موقع موجب از بین رفتن سردرختی‌ها می‌شد، مردم آن را به بدیمنی تعبیر می‌كردند. دنباله‌ی این ضرب‌المثل این است که: ماستی که ترش است از تغارش پیداست. ‏از آن جا كه ماست چرخ كرده «چربی گرفته تا انتها» فقط در تغار عرضه می‌شد و قیمت نازلی داشت و خریداران چندانی جز ‏افراد فقیر و تهیدست نداشت، تاغاری بودن ماست، دلیل بدی آن بود، از این رو این ضرب‌المثل در میان مردم رایج شد. سالی كه نكوست از بهارش پیداست ماستی كه ترشه از تاغارش پیداست @hamkalam
سربازان از پیروزی در جنگ ناامید بودند. فرمانده به آنها گفت: سکه را بالا می اندازم، اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد شکست می خوریم. سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست. آنها به جنگ رفتند و بر دشمن پیروز شدند. فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد، هر دو طرف سکه، شیر بود. نتیجه: «امید» در زندگی معجزه می کند. باور های مثبت ذهنی، باعث موفقیت های تاریخی می شود.... @hamkalam
بابابزرگ به نوه اش میگه سه روزه نرفتی مدرسه بیا برو قایم شو معلمت اومده دنبالت.... میگه تو برو قایم شو چون من بهش گفتم تو مردی😳😑