eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
904 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
سربازان از پیروزی در جنگ ناامید بودند. فرمانده به آنها گفت: سکه را بالا می اندازم، اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد شکست می خوریم. سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست. آنها به جنگ رفتند و بر دشمن پیروز شدند. فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد، هر دو طرف سکه، شیر بود. نتیجه: «امید» در زندگی معجزه می کند. باور های مثبت ذهنی، باعث موفقیت های تاریخی می شود.... @hamkalam
بابابزرگ به نوه اش میگه سه روزه نرفتی مدرسه بیا برو قایم شو معلمت اومده دنبالت.... میگه تو برو قایم شو چون من بهش گفتم تو مردی😳😑
خبر آمدنش را همه جا پخش کنید می رسد لحظه ی میعاد به امید خدا 🌹سلام بر یگانه حجت زمان 💐سلام بر منتظران مهدی فاطمه
🔹 عوامل محرومیت و ناکامی در نهج البلاغه شرح حکمت 21 💠 درود خدا بر امیرالمؤمنین فرمودند: ترس با نااميدی و شرم با محروميت همراه است و فرصتها چون ابرها می گذرند پس فرصتهای نيك را غنيمت شماريد. 🔻امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حکمت ۲۱ نهج البلاغه سه عامل از عوامل محرومیت و ناکامی را بر می شمارند که به ترتیب عبارتند از: 1⃣ ترس 2⃣ خجالت 3⃣ تنبلی کردن 🔻درباره ترس می فرمایند: کسی که در مقابل کاری یا کسی، گرفتار هیبت آن بشود، از رسیدن به هدفِ حق خودش مأیوس خواهد شد؛ «قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ». 🔻 درباره خجالت نابجا و ناروا می فرمایند: کسی که جایی که باید راحت حقش را بیان کند، حرفش را بیان کند، اما بیخود خجالت می کشد دچار محرومیت می شود؛ «وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ». 🔻 درباره تنبلی کردن هم می فرمایند: فرصتهای خیر همیشه در زندگی ما وجود دارند، اما گاهی وقتها انسانها از سر تنبلی و غفلت این فرصتها را از دست می دهند و این باعث می شود که نگران شوند و محروم بشوند؛ پس«الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ»، فرصتها مانند حرکت ابرها که سریع اما صدا هست، از دست می روند، «فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ»؛ فرصت های خیر و نیک را غنمت بشمارید. 🔻مهمترین مصداق ترسی که مایه حرمان و ناامیدی میشود: 1. اول ترس در مقابل دشمن است. کسی که حق با اوست اما از دشمن می ترسد، چه بخواهد چه نخواهد خودش با دست خودش حق خودش را به دشمن واگذار میکند و محروم میشود. 2. دوم حیاء نابجا و نادرست است. در نهج البلاغه شریف درباره حیاء نابجا و نادرست، یعنی خجالت بی بجا بیاناتی دارند. 🔻مثلا حضرت درباره سخاوت در حکمت ۵۳ می فرمایند:« سخاوت این است که قبل از اینکه نیازمند اظهار نیاز کند به او ببخشی وگرنه چیزی را که بعد از اظهار نیاز به او می بخشی یا از سر خجالت است یا از ترس مذمّت و حرف مردم است. یا در روایت دیگری داریم «لاَ تَفْعَل ِاَلْخَيْرَ رياءً» هیچ کار خوبی را سر ریا انجام نده و «لا تَتْرُكْه حياءً»؛ از آن طرف هم هیچ کار خوبی را از روی خجالت ترک نکن. 🔻مثلا ذکر صلوات روایت داریم که وقتی نام پیامبر عزیز می آید، صلوات را بلند بفرستید که نفاق را از دلها می برد. بعد می بینی خیلی از مردم خجالت میکشند صلوات را بلند بگویند و ذکر کنند. در حالی که حرفهای دیگری که گاهی بی ربط و لغو و معصیت است را بلند بلند در خانه یا در خیابان و مجامع می گویند. بنابراین حیا اگر بیجا باشد جزء عوامل محرومیّت است. 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع https://eitaa.com/joinchat/2483486973Cfd85ad48ee
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم‌الله الرحمن الرحیم اِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةَ، فـَلا تَبيعـُوها إِلاَّ بِهـَا. / امام علی (ع) 👈 به يقين، بهاى جان‏هاى شما چيزى جز «بهشت» نيست، پس خود را جز به بهشت نفروشيد. 📚 نهج البلاغه ، حكمت ۴۵۶ @hamkalam
*🌸 پادشاهی با یک چشم و یک پا* 🌱پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟ 🌱سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده. 🌱چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان. @hamkalam
بسم الله الرّحمن الرّحیم 💎 امیرالمومنین علیه‌السلام: 🔹 مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ اَلْقَصِيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ اَلطَّوِيلَةِ. 🔸 كسى كه با دست كوتاه ببخشد با دست بلند به او بخشيده مى شود.  📎 نهج البلاغة ،ج۱، ص۵۰۹ @hamkalam
آورده اند که شیری در ایام جوانی و قوت، به صفت غضب و ستم موصوف بود. در پایان کار، از ضعف پیری چندان ذلیل و مهان (خوار) شد که جانوران صحرا بعضی از راه بی ادبی و بعضی از بهر انتقام (عوض) اتفاق کرده، جمله بر وی حمله آوردند. شیر از حال تباه، مجال جدال (قوت جنگ) نداشت. در میان همه جانوران، چون خر را دید که بی باکانه به پای خود می زند، به اقصی (به نهایت) غایت، حزین (غمگین) شد. (خلاصه): پادشاهی که در ایام دولت و اقبال، دل های مردم را با احسان و مدارا رام (مطیع) خود نسازد، چون روزگار بر گردد و کسی با او آیین دوستی و مروت بجا نیاورد. 📚 منبع: حکایات دلپسند، محمدمهدی واصف @hamkalam
تعدادي موش رو دانشمندان داخل يك استخر آب انداختند. تمامي موشها فقط ١٧دقيقه توانستند زنده بمانند و در نهايت خفه شدند. دوباره دانشمندان با اينكه مي دانستند موش بيش از ١٧دقيقه زنده نمي مانند تعداد ديگري موش رو به داخل همان استخر انداختند و با علم ١٧دقيقه تا مرگ موشها تمامي موشها رو قبل از ١٧ دقيقه از آب بیرون کشیدند و تمامي آنها زنده ماندند. موشها پس از مدتي تنفس و استراحت دوباره به آب انداخته شدند. حدس ميزنيد اين بار چند دقيقه زنده ماندند؟ ٢٦ساعت طول كشيد تا آنها مردند . آنها به اين اميد كه دوباره دستي خواهد آمد و نجات پيدا مي كنند، ٢٦ ساعت تمام طاقت آوردند. اميد بهترين و بالاترين قوه محرك زندگي است. پائولو كوئيلو https://eitaa.com/hamkalam
نقل است که جبرئیل امین نزد یوسف پیامبر بود ، جوانی از آنجا می گذشت ... جبرئیل گفت این جوان را می شناسی؟ این همان کسی است که در نوزادی به پاکی تو شهادت داد و ماجرای زلیخا به نفع تو تمام شد ؛ یوسف دستور داد تا آن جوان را پیش او بیاورند و در حق او احسان فراوان کرد و به او هدایــای بی شماری داد و دستــور داد هر خواستــه ای دارد برآورده شــود ؛ در آن حال یوسف متوجه گریه جبرئیل شد و دلیل آن را پرسید ؛ جبرئیل گفت: ای یوسف ، تو عبد خدا هستی و در قبال کسی که در زمان نوزادی به پاکی تو شهادت داده چنین نیکی می کنی... حال به من بگو حال بنده ای که در شبانه روز ۵ باز نماز می خواند و در آن به پاکی خدا شهادت می دهد چگونه است و خدا با چنین بنده ای چگونه رفتار می کند...؟ https://eitaa.com/hamkalam
بسم‌الله الرحمن الرحیم لا يَستَحيِ أحَدُكُم إذا سُئِلَ عَمّا لا يَعلَمُ أن يَقولَ: «لا أعلَمُ». / امام علی (ع) هرگاه يكى از شما از چيزى كه نمى‌داند، پرسيده شود، از گفتن «نمى‌دانم» خجالت نكشد. 📚 نهج البلاغه ، حکمت ۸۲ -------------------------- @hamkalam --------------------------