eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
899 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
آورده‌اند که ماری پیر شد و توان شکار کردن را از دست داد. از سرنوشت خود اندوهگین شد، که بدون توان شکار کردن، چگونه‌می‌تواند زندگی کنم؟ با آن‌که می‌دید که جوانی را نمی‌توان به‌دست آورد، اما آرزو می‌کرد که‌ای‌کاش همین پیری نیز ماندنی ‌بود. پس به کنار چشمه‌‌ای که در آن قورباغه‌های بسیاری زندگی می‌کردند و یک سلطان کامکار داشتند، رفت و خود را مانند افسردگان و اندوه‌زدگان نشان داد. قورباغه‌ای از او دلیل اندوهش را پرسید! مار گفت: «چرا اندوهگین نباشم که زنده‌بودن من در شکار کردن قورباغه بود، اما امروز به یک بیماری دچار شده‌ام که اگرهم قورباغه‌ای شکار کنم، نمی‌توانم آن را نگه‌داشته و بخورم.»  قورباغه پس از شنیدن این سخن به نزد حاکم رفت و مژده‌ی این کار را به او داد. سلطان مار را به نزد خود خواند و از او پرسید که چرا دچار این بیماری شده‌ایی؟ مار گفت، روزی می‌خواستم که یک قورباغه را شکار کنم، قورباغه گریخت و خود را به خانه‌ی زاهدی انداخت. من او را تا خانه‌ی زاهد دنبال کردم، خانه تاریک بود و پس زاهد هم در خانه نشسته بود.من انگشت پسر را به گمان این که قورباغه است نیش زدم و او مرد. زاهد نیز، مرا نفرین کرد و از خدا خواست تا خوار و کوچک شوم، به گونه‌ای که سلطان قورباغه‌ها بر پشت من نشیند و من توان خوردن هیچ قورباغه‌ای را نداشته باشم. سلطان قورباغه‌ها با شنیدن این سخن خوشحال شد بر پشت مار نشست. سلطان با آن کار خود را بزرگ و نیرومند می‌پنداشت و بر دیگران فخر می‌فروخت.  پس از گذشت چند روز مار به سلطان گفت: «زندگانی سلطان دراز باد، مرا نیرویی نیاز است که با آن زنده بمانم و در خدمت به تو، روزگار را سپری کنم.» سلطان گفت: «درست می‌گویی، هر روز دو قورباغه برایت آماده می‌کنم که بخوری.» پس مار هر روز دو قورباغه می‌خورد و چون در این کاری که انجام می‌داد سودی می‌شناخت، آن را دلیل خواری خود نمی‌‌پنداشت. https://eitaa.com/hamkalam
علی علیه‌السلام فرمودند: تو مراقب آخرتت باش، دنیا ذلیلانه پیش تو می‌آید 📖 غررالحکم، ص۱۴۴
یحیی بن یعمن نقل می کند که نزد امام حسین (علیه السلام) بودم که عربی به شدت گندمگون و نقابدار بر او درآمد و سلام کرد. امام حسین (علیه السلام) پاسخ داد. مرد گفت ای فرزند پیامبر خدا، سؤالی دارم. امام فرمود بگو. مرد گفت زشت ترین چیز چیست؟ امام فرمود فسق و فجور در پیرمرد، خشم در سلطان، دروغ در انسان بزرگ، بخل در توانگر و حرص در دانشمند. منبع: کفایة الاثر، علی بن محمد بن علی خزاز
بهرام گور تیرانداز ماهری بود، در شهر ، مرو ،با دختری به نام خالدوش ازدواج کرد بود. بهرام ،خالدوش را گرفته بود او هرازچند گاهی بر او رفتار تلخی می کرد. علت این که ، سابقه نداشت معشوقه ای نزد بهرام بیش از دو ماه عزیز بماند. روزی بهرام با خالدوش به شکار رفت. تیری به دماغ آهویی زد ،آهو چون دست خود بلند کرد خون دماغ خود پاک کند، با تیری دیگر دستش را به گردنش دوخت. آهو به خاک افتاده و جان داد. بهرام گفت: ای عشق من، هنر شاه و همسر خود را دیدی؟ افتخار می کنی که با چه مردی همنشین شب و روز هستی؟ خالدوش اشکی از چشمش ریخت و سرش را به نشان تاسف و حماقت بهرام تکان داد. بهرام خیلی ناراحت شد . او را در بیابان رها کرد و برگشت. خالدوش در تاریکی شب به خانه ای پناه برد که پیرزنی و پیر مردی در آن زندگی می کردند. به عنوان دختر آنها وارد خانه شد و پیراهن زربافت شاهی را فروخت و برای آن پیرمرد و پیرزن اسب و شتر و داس و ... خرید و آنان را با کشاورزی و دامداری غنی کرد. خالدوش کمانچه ای هم سفارش داد برای او ساختند. سالها گذشت، کمانچه زن عجیب بود. در جنگل چنان کمانچه می زد و دستانش بر روی سیم می چرخید که کسی انگشتان او را نمی دید. خالدوش چنان مهارتی پیدا کرد که وقتی کمانچه می نواخت، تمام وحوش و طیور بر دور او حلقه می زدند و کنارش می نشستند. آوازه ساز و راز خالدوش به شهر رسید. طوری که بهرام برای دیدن او به جنگل آمد. وقتی او را دید ، شناخت. خالدوش گفت: هنر آن نبود که با خیانت و نیرنگ و درد، دست آهویی با تیری بر گردنش دوختی، هنر آن است که چنان مهربان باشی که آهوها با گرگ ها در کنار هم در کنار شمع وجود و ساز گرم عشق تو حلقه زنند. منبع: مرقات الایقان ص 139 کانال بچه های مدرسه در ایتا https://eitaa.com/hamkalam
♻️⌨ثروت کلان چین از فضولات الکترونیکی غرب از سال‌های دور فضولات الکترونیکی کشورهای صنعتی غرب به چین صادر می‌شود. کارشناسان می‌گویند که چین از این زباله‌های روزگار مدرن به ثروتی بادآورده رسیده، اما این تجارت "کثیف" ابدی نیست. از ده‌ها سال پیش هر روز در کشورهای غربی دستگاه‌های الکترونیکی بیشماری به همراه اجناس مربوطه مانند نوار و کاست و سی‌دی از دور خارج می‌شوند. اما این "آت و آشغال‌های تمدن مصرفی غرب" به کجا می‌روند؟ به چین! از اوایل دهه ۱۹۹۰ چین بزرگترین واردکننده‌ی فضولات صنعتی بوده است. چین برای این مواد آشغال پول کمی می‌پردازد و در عوض از آنها مواد خام گرانبهایی بیرون می‌آورد، مانند: مس، آهن، کاغذ و پلاستیک و... بیش از نیمی از زباله‌های صنعتی جهان به چین می‌رود تا در آنجا به محصول صنعتی تبدیل شود و به صورت کالاهای مصرفی یک بار دیگر به غرب بیاید و سود باز هم بیشتری به اقتصاد چین برساند. چین تنها در سال ۲۰۱۶ میلادی سه میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ضایعات پلاستیکی از غرب وارد کرده است. @hamkalam
شارژر به گوشیمه و گوشیم دستمه، مامانم میگه این سِرُمِتو یه لحظه قطع کن بيا شام تو بخور دوباره برگرد😂 واقعا تا حالا اينطوری به قضيه نگاه نکرده بودم هنوز حیرانم از این تشبيه 😄😂😂😂😂 @hamkalam ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
امام رضا علیه السلام فرمودند: اِعْلَمْ اَنَّهُ لا وَرَعَ اَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحارِمِ اللّه ِ وَالْكَـفِّ عَنْ اَذَى الْمُـؤمِنِ. بدان كه هيچ ورع و پرهيزگارى، سودمندتر از پرهيز از حرامهاى خدا و اجتناب از اذيّت مؤمن نيست. 📚فقه الرضا عليه السلام، ص 356
کرد،بهرام گور به چوپان که هنوز هم نمی دانست او پادشاه کشور است گفت من نان ونمک تو را خورده ام و از سختیها ورنجهای تو با خبرم من یکی از بزرگان دربار هستم و مرا در دربار همه می شناسند هر موقع خواستی به دربار بیا تا در آنجا زحمتهای تو را جبران کنم موقع آمدن این تیر را هم بیاور و بگو من با صاحب این تیر کار دارم آنها تو را نزد من خواهند آورد بهرام گور سپس خداحافظی کرد ورفت وبه نگهبانان سفارش کرد اگر کسی تیر مرا آورد اجازه ورود دهید. پس از مدتها زن چوپان به او گفت که به شهر برو این تیر را نشان بده تا شاید کمکی به ما کنند ، دهقان چنین کرد و به دربار شاه رفت و تیر را نشان داد ، ماموران تا تیر بهرام گور را دیدند چوپان را به نزد او بردند. چوپان با دیدن بهرام یکه خورد و به زمین افتاد وعذر خواست که من شما را نشناخته بودم و با تو مانند مردم عادی رفتار کردم ونتوانستم از شما پذیرایی خوبی کنم ، بهرام از او سپاسگزاری کرد و ماجرای عبرت گرفتن از داستان سگ گله او را برای درباریان تعریف کرد ، سپس بهرام گور برای دهقان خلعت هایی گران بها آورد و به او پوشاند و هفتصد گوسفند با میش به وی بخشید و دستور داد تا زمانی که بهرام گور زنده باشد از این مرد مالیات نگیرند. پس از این کار بهرام فساد و ظلم تا سالهای بسیار از کشور برچیده شد و اثری از نارضایتی و شکایت دیده نشد. سیاستنامه https://eitaa.com/hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا