469.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی میخوای صبح رو خیلی پر انرژی و قبراق و سرحال شروع کنی...😑
@hamkalam
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 هماکنون؛ #تیتر_یک KHAMENEI.IR
تأکید رهبر انقلاب بر ریشهکن شدن سرطان رژیم صهیونیستی به دست مقاومت و مردم فلسطین
👊🏻 رژیم غاصب، رفتنی است
✊🏻 امروز جوانان و نهضت فلسطینی از همیشه سرحالتر و آمادهتر هستند
💻 Farsi.Khamenei.ir
#کلام_نور
💎امیرالمومنین عليه السلام:
🔸عَوِّدْ اُذُنَكَ حُسنَ الاستِماعِ، و لا تُصغِ إلى ما لا يَزِيدُ في صَلاحِكَ استِماعُهُ.
🔹گوش خود را به خوب شنيدن عادت بده و به سخنانى كه شنيدنشان بر اصلاح و پاكى تو چيزى نمىافزايد گوش فرا مده.
📎 غررالحکم، ح۶۲۳۴
🔹پرفسورحسابی نقل کرده :ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﻣﺸﻐﻮل گذﺭﺍﻧﺪﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﺪﻣﺖ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺑﻮﺩﻡ.
🔸ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺑﻪﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩﺍﯼ میگذشتیم ﮐﻪ ﺩﯾﺪیم ﯾﮏ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﭼﻮبدستش ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ میدهد ﻭ ﺑﻪﺳﻤﺖ ﻣﺎ میدود!
🔹ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ. ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.
🔸ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻧﻔﺲﻧﻔﺲﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪﺍﯼ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ:
ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺳﻪﺭﻭﺯﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﻩ.
🔹ﺑﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﺎ ﺩﺭﺏ ﻋﻘﺐ ماشین ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ.
🔸ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﮔﻔﺖ:
ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﺸﻬﺪ ﺁﻣﺪم ﻭ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺭﺳﯿﺪم ﻭ ﺩﯾﺪم ﻣﺎﺩﺭم ﻣﺮﯾﺾ اﺳﺖ!
🔹ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﯾﺮﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺧﻨﺪﻩای ﻣﺮﻣﻮﺯﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻪﻫﻢ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﭼﻮﭘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﺮﺳﯿﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻼﺱ میذاره!
🔸ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻌﺎﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﺩﺍﺭد. ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺩﺍﺩﯾﻢ. یکدفعه ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺳﺮ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ.
🔹ﺩﻭﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ.
🔸ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺗﻘﺪﯾﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻬﺪﺍﺭﯼ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ نوشته:
ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﻠﯽﺗﮑﻨﯿﮏ ﺗﻬﺮﺍﻥ را ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﯾﺪ، ﺗﺸﮑﺮ میکنیم!
🔹ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ، ﻫﺎﺝوﻭﺍﺝ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺭﺍ ﻣﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ، ﺗﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪﻫﺎﯼ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎد.
🔸ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ:
ﻣﺎﺩﺭ، ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺴﺮﺕ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟
🔹ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﻔﺖ:
همان که ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩ. ﭘﺴﺮﻡ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ میآید، ﻟﺒﺎﺱ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ میپوشد ﻭ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺤﻠﯽ ﺻﺤﺒﺖ میکند.
💢ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﻬﺪ ﮐﺮﺩﻡ، هیچکس ﺭﺍ ﺩﺳﺖﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺻﻞ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﻢ.
@hamkalam
روزگاری مرد فرزانه ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب اقیانوس می رفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند…
یک روز که در ساحل راه می رفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه می کرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود.
او از اینکه فردی در آن موقع برقصد لبخندی زد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد.
وقتی نزدیکتر شد دید که او مرد جوانی است. آن جوان نمی رقصید ولی در عوض خم می شود و از روی ساحل چیزی بر می دارد و خیلی آرام آن را به اقیانوس پرتاب می کند.
هنگامی که مرد فرزانه به او نزدیک شد، صدایش کرد… صبح بخیر… چه کار می کنید؟
مرد جوان درنگ کرد، به بالا نگریست و جواب داد: ستاره دریایی به دریا می اندازم.
فکر کنم اجازه دارم که بپرسم چرا ستاره دریایی به دریا می اندازید؟
خورشید بالا آمده و مد فرو می رود و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد.
اما جوان مگر نمی دانی که ساحل کیلومترها امتداد یافته و در کنارش میلیونها ستاره دریایی هست؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری.
مرد جوان مودبانه گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج شکننده پرتاب کرد و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
پاسخش آن مرد را متعجب کرد، او آشفته شده بود و نمی دانست چطور جواب دهد. بنابراین به کلبه اش بازگشت تا نوشته هایش را از سر بگیرد.
در تمام طول روز، وقتی می نوشت تصویر آن مرد در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند… دست آخر متوجه شد که او به عنوان محقق و دانشمند به ماهیت اساسی عمل آن مرد جوان پی نبرده است.
او دریافت که مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و فاعل و منشا اثر باشد.
از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند… بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را یافت و همراه او تمام روز را به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
عمل آن مرد جوان نمایانگر چیزی با اهمیت برای تک تک ماست.
ما همگی توانایی اثرگذاری را داریم
و اگر بتوانیم مانند آن مرد جوان به آن موهبت واقف شویم، با قدرت بینشمان صاحب نیروی شکل بخشی به آینده مان می شویم و این چالشی است برای من و برای شما.
هرکدام از ما باید ستاره دریایی خودمان را بیابیم
و اگر ستاره هایمان را خوب و خردمندانه پرتاب کنیم، تردیدی نیست که قرن حاضر، جای بسیار مناسب تری برای زندگی خواهد بود.
به خاطر بسپارید:
بینش بی عمل، صرفا یک رویا است.
عمل بی بینش، صرفا وقت گذرانی است.
بینش به همراه عمل است که می تواند دنیا را دگرگون کند.
https://eitaa.com/hamkalam
#کلام_نور
💎 امام صادق علیهالسلام:
🔸 إنَّ خَيرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لِأَبنائِهِم الأَدَبُ لاَ المالُ فَإِنَّ المالَ يَذهبُ و الأَدَبَ يَبقى.
🔹 بهترين چيزى كه پدران براى پسرانشان به ارث مى گذارند، تربيت است، نه مال؛ چرا كه مال مى رود و تربيت مى ماند.
📎 كافي، ج۸، ص۱۵۰، ح۱۳
ـــــــــــــــــــــــــ
شخصی به پادشاه گفت مرا حاکم ری گردان.
گفت نمی خواهم حاکم آنجا را عوض کنم.
گفت غله (درآمد) بحرین را به من بده.
گفت این کار را نمی توانم انجام دهم.
گفت پس هزار دینار به من ببخش.
پادشاه دستور داد که این پول را به او دادند.
دوستانش گفتند در آغاز زیاده خواستی، ولی سرانجام پایین آمدی.
گفت اگر زیاد نمی خواستم، همین اندک را هم به من نمی داد.
📚 منبع: محاضرات الأدبا، حسین بن محمد راغب اصفهانی
اگر دو گرگ درنده به گله ای بی چوپان حمله كنند خسارتى كه مى زنند كمتر است از خسارتى كه جاه طلبى به دين مسلمان وارد مى كند.
#امام_رضا_علیه_السلام
کافری، غلامی مسلمان داشت.
غلام به دین و آیین خود سخت پایبند بود و کافر، او را منعی نمی کرد . روزی در راه به مسجدی رسیدند.
غلام گفت:ای خواجه!اجازت می فرمایی که به این مسجد داخل شوم و نماز بگزارم.
خواجه گفت: برو؛ ولی چون نمازت را خواندی، به سرعت باز گرد.
نماز در مسجد پایان یافت .
امام جماعت و همه نمازگزاران یک یک بیرون آمدند .
اما خواجه هر چه می گشت، غلام خود را در میان آن ها نمی یافت
پس بانگ زد که ای غلام بیرون آی. گفت: نمی گذارند که بیرون آیم. خواجه سر در مسجد کرد تا ببیند که کیست که غلامش را گرفته و نمی گذارد که بیرون آید .
در مسجد، جز کفشی و سایه یک کس، چیزی ندید .
از همان جا فریاد زد: آخر کیست که نمی گذارد تو بیرون آیی .
غلام گفت: "همان کس که تو را نمی گذارد که به داخل آیی"
#حکایت_پارسایان
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 رهبر انقلاب در دانشگاه افسری امام علی علیهالسلام: زلزله ویرانگر ۱۵ مهر یک شکست اطلاعاتی و نظامی #غیرقابل_ترمیم برای رژیم صهیونیستی است
🔹 حضرت آیتالله خامنهای: در این قضیه ۱۵ مهر به این طرف، رژیم غاصب صهیونیستی هم از لحاظ نظامی هم از لحاظ اطلاعاتی یک شکست غیر قابل ترمیم خورده. شکست را همه گفتند، من تأکیدم به غیرقابل ترمیم بودن است. من میگویم این زلزله ویرانگر توانسته است بعضی از سازههای اصلی حاکمیت رژیم غاصب را ویران کند که تجدید بنای آن سازهها به این آسانی امکانپذیر نیست. ۱۴۰۲/۷/۱۸
#طوفان_الاقصی
#فلسطین
پیامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:
اَلْجَليسُ الصّالِحُ خَيرٌ مِنَ الوَحْدَةِ وَ الْوَحْدَةُ خَيرٌ مِنْ جَليسِ السُّوءِ وَ اِمْلاءُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنَ السُّكُوتِ وَ السُّكُوتُ خيرٌ مِنْ اِمْلاءِ الشَّرِّ.
همنشين شايسته و خوب، بهتر از تنهايى است و تنـهايـى بهـتر از همنـشين بـد اسـت. يـاد دادن نيـكى بهـتر از سـكوت است و سكوت، بهتر از ياد دادن بدى است
📚بحارالانوار، ج 74 ص 84