🔸میگویند پسری در خانه خیلی شلوغکاری کرده بود.
همهی اوضاع را به هم ریخته بود.
🔹وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
🔸پسر دید امروز اوضاع خیلی بیریخت است، همهی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینهی پدر چسباند.
🔺شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
🔺شما هم هر وقت دیدید اوضاع بیریخت است به سوی خدا فرار کنید.
🔅«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»
🔺هر کجا وحشت کردید راه فرار به سوی خداست.
📖 پند گرفتن حتى از راهزن
فضیل بن عیاض، پیش از آن که با شنیدن آیه اى از آیات قرآن توبه کند راهزن بود.
وى در بیابان مرو خیمه زده بود و پلاسى پوشیده و کلاه پشمین بر سر و تسبیح در گردن افکنده و یاران بسیار داشت، همه دزد و راهزن.
هر مال و جنس دزدیده شده اى که نزد او مى بردند، میان دوستان راهزن تقسیم مى کرد و بخشى هم خود برمى داشت.
روزى کاروانى بزرگ مى آمد، در مسیر حرکتش آواز دزد شنید.
ثروتمندى در میان کاروان، پولى قابل توجه داشت.
برگرفت و گفت در جایى پنهان کنم تا اگر کاروان را بزنند، این پول برایم بماند.
به بیابان رفت، خیمه اى دید در آن پلاس پوشى نشسته، پول به او سپرد.
فضیل گفت در خیمه رو و در گوشه اى بگذار،
خواجه پول در آنجا نهاد و بازگشت.
چون به کاروان رسید، دزدان راه را بر کاروان بسته و همه اموال کاروان را به دزدى تصرف کرده بودند.
آن مرد قصد خیمه پلاس پوش کرد.
چون آنجا رسید، دزدان را دید که مال تقسیم مى کردند.
گفت آه، من مال خود را به دزدان سپرده بودم.
خواست باز گردد، فضیل او را بدید و آواز داد که بیا.
چون نزد فضیل آمد، فضیل گفت چه کار دارى؟
گفت جهت امانت آمده ام.
گفت همان جا که نهاده اى بردار.
برفت و برداشت.
یاران فضیل را گفتند ما در این کاروان هیچ زر نیافتیم و تو چندین زر باز مى دهى.
فضیل گفت او به من گمان نیکو برد و من نیز به خداى تعالى گمان نیکو مى برم.
من گمان او را به راستى تحقق دادم تا باشد که خداى تعالى گمان من نیز به راستى تحقق دهد.
منابع:
1. تذکرة الاولیا، فریدالدین عطار نیشابوری
2. زیبایی های اخلاق، حسین انصاریان، صفحه 266
https://eitaa.com/hamkalam
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 #مهدی_رسولی
🔸طوفاندی طوفان؛ طوفان_الاقصی
حماسی
(همراه با ترجمه فارسی)
🔸غزهدن قدسا ...
🔸طوفاندی طوفان #طوفان_الاقصی
#مرگ_بر_اسرائیل
@hamkalam
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩸دیروز مشغول بازی و امروز غرق خون!
داستان تلخ کودکان و نوزادان غزه
مردی سراسیمه صبح ، نزد قاضی شهر آمد و از همسایه خود شکایت کرد و گفت: دیروز در خانه نبودیم. دیشب خانه رسیدیم و دیدیم دزد هر چه داشتیم و نداشتیم با خود برده است.
و من می دانم کار همسایه من است که یک یهودی است. قاضی گفت: از کجا چنین مطمینی؟ گفت: چون به من سلام نمی دهد دوم این که، نیازمند است و شب ها دیده ام بسیار گرسنه خوابیده است .
مرد شاکی گفت: آقای قاضی برخیز و ماموری به من بده تا او را دست ببندد و نزد تو آورند. قاضی اهمیتی نداد. مرد شاکی در التماس خود شدت کرد و اشکی ریخت و گفت: به خدا قسم من مرد مسلمان مومنی هستم و همه در محل مرا به نیک نامی یاد می کنند. آیا تو هنوز در سخنان من شک داری؟؟!!!
قاضی گفت: در این که داشته هایت را آن یهودی ببرد شک دارم ولی در این که این چنین ندیده به او تهمت دزدی زدی، در بردن نداشته هایت ( ایمان، صداقت، خدا ترسی و....) هیچ شکی ندارم
@hamkalam
استادي در شروع کلاس درس ، ليواني پر از آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت که همه ببينند .
بعد از شاگردان پرسيد : به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم .
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدر است . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد .
استاد پرسيد : خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟
يکي از شاگردان گفت : دستتان کم کم درد ميگيرد .
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد ديگري گفت : جسارتا“ دست تان بي حس مي شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد .
وهمه شاگردان خنديدند .
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است ؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ و در عوض من چه بايد بکنم ؟
شاگردان گيج شدند . يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد .
استاد گفت : دقيقا“ . مشکلات زندگي هم مثل همين است .
اگر آنها را چند دقيقه در ذهنتان نگه داريد اشکالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد ، ذهنتان به درد خواهند آمد . اگر باز هم بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود .
فکر کردن به مشکلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد .
به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيريد ، هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد ، برآييد !
https://eitaa.com/hamkalam
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هم یک بازی پر چالش 😆😆😆😆
😂@hamkalam
مادامى که سيب با چوب باريکش به درخت متصل است
همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند..
🔸باد باعث طراوتش می شود
🔸آب باعث رشدش می شود
🔸و آفتاب پختگی و کمال مي بخشد
🔹اما ...
به محض منقطع شدن از درخت
و جدايى از "اصل",
🔹همان آب باعث گندیدگی
🔹همان باد باعث پلاسیدگی
🔹همان آفتاب باعث پوسیدگی
و ازبين رفتن طراوتش می شود
☘ قصه انسان و خدا قصه سیب و درخت است.
🔸آدمی تا با خداست همه چیز در خدمت اوست .
خواه قدرت ، خواه شهرت ، خواه ثروت
🔹و اگر از خدا برید همه به زیان اوست.
https://eitaa.com/hamkalam
624.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا خیالت راحت،تست کردم نمیشکنه😑😂
@hamkalam
صرفا جهت اطلاع
شرکت والتدیزنی «خالق شخصیت میکی موس» دو میلیون دلار به رژیم اسرائیل برای حمله به غزه کمک کرده!
طرح روی لباس این دختر بچه کوچولو👆😔
#تزویر