امام باقر عليه السلام:
إيّاكَ و الكَسَلَ و الضَّجَرَ؛ فإنّهُما مِفتاحُ كُلِّ شَرٍّ، مَن كَسِلَ لم يُؤَدِّ حَقّا، و مَن ضَجِرَ لم يَصبِرْ على حَقٍّ
از تنبلى و بى حوصلگى بپرهيز؛ زيرا اين دو، كليد هر بدى مى باشند و كسى كه تنبل باشد، حقّى را نگزارد و كسى كه بى حوصله باشد، بر حق شكيبايى نورزد
تحف العقول صفحه295
ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪﺍ...
ﺑﺎ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ...
ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ می گیرد...!
💛 ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ،
ﮔﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می کند...!
💚 ﺑﺎ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺗﻮ،
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ می پوشاند...!
💜 ﺑﺎ ﻗﺪﻡ ﺗﻮ،
ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺣﻞ می کند...!
❤️ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ می گیری
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ،
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ...
پس دستانت را ببوس
@hamkalam
در زمان جوانی، درویشی پیش من آمد و اثر گرسنگی در من دید.
مرا به خانه خود خواند و گوشتی پخته پیش من نهاد كه بو گرفته بود و مرا از خوردن آن، كراهت می آمد و رنج می رسید.
درویش كه آن حالت را در من دید، شرم زده شد و من نیز خجل گشتم....
برخاستم و همان روز، با جماعتی از یاران، قصد «قادسیه» كردیم.
چون به قادسیه رسیدیم راه گم كردیم و هیچ گوشه ای برای اقامت نیافتیم...
چند روز صبر كردیم تا به شرف هلاك رسیدیم. پس، حال چنان شد كه از فرط گرسنگی، سگی به قیمت گران خریدیم و بریان كردیم ...
و لقمه ای از آن، به من دادند. خواستم تا بخورم، حال آن درویش و طعام گندیده یادم آمد. با خود گفتم؛ این ، جزای آن است كه این درویش، آن روز از من خجل شد .
#حکیم_عطار_نیشابوری
@hamkalam
🍀واحدهای شمارش🍀
🌳باب : واحد شمارش خانه و مغازه
🌳بار : واحد شمارش کالای بسته بندی شده
🌳برگ : واحد شمارش کاغذ بدون جلد
🌳بند : واحد شمارش دسته ی کاغذ
🌳تخته: واحد شمارش قالی-پتو- فرش
🌳توپ : واحد شمارش پارچه
🌳جام : واحد شمارش شیشیه و آینه
🌳جفت: واحد شمارش کفش ،جوراب ،دستکش
🌳جلد : واحد شمارش کتاب،دفتر ،مجلّه
🌳حب : واحد شمارش قرص،قند،آب نبات
🌳حلقه : واحد شمارش فیلم ،لاستیک ،چاه
🌳دست : واحد شمارش مبل،ظروف
🌳دستگاه: واحد شمارش رادیو ،تلویزیون ،دوربین
🌳دسته : واحد شمارش گل و گیاه
🌳دو جین: واحد شمارش بسته های دوازده تایی
🌳دهنه : واحد شمارش مغازه
🌳رأس : واحد شمارش حیوانات اهلی
🌳 رشته: واحد شمارش قنات ،گردن بند
🌳سر : واحد شمارش گاو ،گوسفند ،گله
🌳سکه : واحد شمارش انواع پول فلزی
🌳شعله: واحد شمارش لامپ ، شمع
🌳طاقه : واحد شمارش پارچه
🌳عراّده: واحد شمارش توپ ،تانک
🌳 فروند: واحد شمارش وسیله ی نقلیه ی هوایی ،دریایی
🌳 فقره : واحد شمارش چک ،سفته ،اسناد
🌳 قبضه : واحد شمارش چاقو ،تفنگ ،مسلسل
🌳نفر : واحد شمارش انسان و شتر
🌳نخ : واحد شمارش سیگار
🌳قالب : واحد شمارش صابون
🌳دانه : واحد شمارش تخم مرغ
🌳 فقره : واحد شمارش گواهینامه
🌳 عدد : واحد شمارش درب و پنجره
🌳 اصله : واحد شمارش درخت
🌳 شاخه: واحد شمارش گل و آهن آلات
@hamkalam
🌳 قرص : واحد شمارش نان
زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند. شخصی که برایش شایعه ساخته بود به شدت از این کار صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت همسایه اش را دید از کار خود پشیمان شد و سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرد تا بتواند این کار خود را جبران کند...
حکیم به او گفت: «به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.» آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد.
🌸✨فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور آن زن رفت ولی چهار تا پر بیشتر پیدا نکرد. مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت انداختن آن پرها ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد ولی جبران کامل آن غیر ممکن است...
@hamkalam
#کلام_نور
🍀الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:
💢قالَ لقمانُ لابنِهِ للمُسرِفِ ثلاثُ علاماتٍ: يَشتَرِي ما لَيسَ لَهُ، و يَلبَسُ ما لَيسَ لَهُ، و يَأكُلُ ما لَيسَ لَهُ.
🔘لقمان به فرزندش گفت: اسرافكار سه نشانه دارد : آنچه در شأنِ او نيست مى خرد، و آنچه برازنده او نيست مى پوشد، و آنچه فراخور حالِ او نيست مى خورد.
🖇بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۰۶، ح۷
در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند!
●ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته میشود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهّم یکی از گستردهترین و رایجترین توهّمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
یحیی بن یعمن نقل می کند که نزد امام حسین (علیه السلام) بودم که عربی به شدت گندمگون و نقابدار بر او درآمد و سلام کرد.
امام حسین (علیه السلام) پاسخ داد.
مرد گفت ای فرزند پیامبر خدا، سؤالی دارم.
امام فرمود بگو.
مرد گفت زشت ترین چیز چیست؟
امام فرمود فسق و فجور در پیرمرد، خشم در سلطان، دروغ در انسان بزرگ، بخل در توانگر و حرص در دانشمند.
منبع: کفایة الاثر، علی بن محمد بن علی خزاز قمی
https://eitaa.com/hamkalam
320.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدشناسی یعنی این 🤣😂👆😂
@hamkalam
#کلام_نور
🍀امام باقر عليه السلام:
💢 خُذُوا الكَلِمَةَ الطَّيِّبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم يَعمَل بِها.
🔘سخن نيك را از گوينده آن برگيريد، اگر چه به آن عمل نكند.
🖇تحفالعقول، ص۲۹۱
مرحوم ملاّ احمد نراقی (متوفی ۱۲۴۴ ه.ق) که از بزرگان علمای اسلام است، دارای ثروت زیادی بود، در بیرون شهر، یک باغ میوه داشت و تشریفات زندگی او مجهز بود.
یک روز به حمام رفت. اتفاقا یک درویش هم به حمام آمده بود. وقتی که آمدند لباس بپوشند، آن درویش عرض کرد حضرت آیت اللّه! شما میگویید علاقه به دنیا بد است و حال آن که این همه مال داری. من تعجب میکنم با این همه مال و ثروت چطور میخواهی بمیری؟
آقا جوابی نداد تا هر دو لباس پوشیدند و آمدند از درِ حمام بروند، حاج ملا احمد نراقی فرمود: جناب مرشد: کربلا رفتهای؟ گفت: نه. فرمود: بیا همین طور دو نفری پیاده به کربلا برویم.
مرشد موافقت کرد. دو نفری حرکت کردند از نراق به طرف کربلا، مقداری راه رفتند. یک مرتبه درویش دستها را به هم زد و گفت: آخ، قدری صبر کن.
نراقی پرسید چی شد؟
درویش گفت: کشکول خودم را در حمام جا گذاشتم بروم و بیاورم.
نراقی فرمود: هان! مطلب همین جا است. جناب درویش به قول خودت من گاو دارم، گوسفند دارم، اسب دارم، قاطر و تشکیلات دارم، ولی در موقعی که میخواهم مسافرت بکنم، همه را سپردم به خدا و دل از آنها کندم، ولی شما یک کشکول داری نتوانستی دل بکنی، یعنی علاقه تو به این کشکول آن قدر زیاد است که دل کندن از او خیلی مشکل است، این فرق بین من و تو است من مال دارم، ولی مالی که دلبستگی ندارم و تو یک کشکول داری و دل به او بسته ای.
📚 مجله درسهایی از مکتب اسلام، فروردین ۱۳۹۹ - شماره ۷۰۷
--------------------------
@hamkalam
--------------------------
#حکایت