به داشتههایتان راضی باشید
آنها که موهای صاف دارند فر میزنند و آنها كه موی فر دارند مویشان را صاف میكنند.
عدهای آرزو دارند خارج بروند و آنها كه خارج هستند برای وطن دلشان لك زده و ترانهها میسُرايند.
مجردها میخواهند ازدواج کنند و متأهلها میخواهند مجرد باشند!
لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ چاق بشوند و چاقها همواره حسرت لاغری را میكشند.
شاغلان از شغلشان مینالند و بیکارها دنبال همان شغلند.
فقرا حسرت ثروتمندان را میخورند و ثروتمندان دغدغهی نداشتن صفا و خونگرمیِ فقرا را دارند.
افراد مشهور از چشم مردم قایم میشوند و مردم عادی میخواهند مشهور شده و دیده شوند!
سیاهپوستان دوست دارند سفیدپوست شوند و سفیدپوستان خود را برنزه میکنند.
و هیچکس نمیداند تنها فرمول خوشحالی این است: "قدر داشتههایت را بدانی و از آنها لذت ببری".
قانونهای ذهنی میگویند خوشبختی یعنی رضایت و شکرگزاری.
✅ مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر، مهم این است که از همانی که داری راضی و شکرگزار باشى، آنوقت خوشبختی.
@hamkalam
-------------------------
#قدری_تأمل
آرزوی یک روز سلطنت
شخصی همیشه به دوستان خود میگفت: کاش یک روز سلطان میشدم و از مزایا و لذتهای سلطنت در همان یک روز بهرهمند میشدم.
آنقدر این آرزو در دلش رسوخ کرده بود و در برخوردهای خود با دیگران بازگو میکرد بهطوری که خواستهی او زبان زد خاص و عام شد و مردم با تمسخر داستانش را برای یکدیگر تعریف میکردند.
حتی نزدیکان پادشاه نیز او را میشناختند و از آرزویش کم و بیش با خبر بودند تا بالاخره این جریان به گوش سلطان رسید.
سلطان روزی او را خواست و گفت: فردا صبح تا شب تو به جای من سلطنت کن و برای یک روز هر چه میخواهی از لذتهای آن بهره ببر؛ به شرط این که از تخت پایین نیایی، فقط در جایگاه من بنشینی.
آن مرد آن شب تا سحر از افکار سلطنت فردا و دورنماهای کیف و لذت گوناگون آن به خواب نرفت.
صبح شد خود را به بارگاه رسانید. سلطان قبلاً وسایل لازم را تهیه کرده بود. یک دست لباس سلطنتی بر او پوشاند و پرسید: سلطنت امروز را چگونه مایلی بگذرانی؟
گفت: دلم میخواهد همان طور که شما یک روز را به عشرت میگذرانید من هم از عیشهای سلطنت استفاده کنم.
سلطان دستور داد بهترین رامشگران با وسایل لازم حاضر شوند. مجلس آراسته شد و پادشاه یک روزه بر تخت نشست.
ولی وقتی بالای سرش را نگاه کرد، خنجری سنگین و زهرآلود دید که به فاصلهی یک متر از بالای سرش آویزان است. این خنجر به مویی بند بود و هر لحظه ممکن بود با کوچکترین نسیم یا ارتعاش صوت نوازندگان پاره شود و خنجر بر مغز او فرود آید.
آن مرد بسیار دقیق شد، دید موقعیت حساسی است اگر رشتهی نگه دارندهی خنجر پاره شود قطعاً رشتهی عمر او نیز پاره خواهد شد، خواست استعفا دهد؛ ولی ممکن نشد.
سلطان گفت: امروز را باید سلطنت کنی تا به آرزوی خود برسی. بر تخت نشست؛ ولی از همان ساعت تا شام اگر دری باز و بسته میشد یا کوچکترین ارتعاشی از صدای نوازندگان به گوش میرسید لرزه بر اندام سلطان موقتی میافتاد.
پیوسته ناراحت بود، میل داشت هر چه زودتر شب شود و روز سلطنت او پایان پذیرد تا شاید از این ساعت پرخطر نجات یابد.
همین که نوازندگان دمی او را سرگرم میکردند ناگاه هیولای وحشتانگیز مرگش در نظرش مجسم میشد. فرودآمدن خنجر و جان دادن در راه سلطنت یک روزه را به چشم میدید.
شب شد فوراً از تخت پایین آمد و از منطقهی خطر دور شد و با خاطری آسوده نفس راحتی کشید؛ ولی به سلطان اعتراض کرد که قرار نبود یک روز سلطنت من این قدر وحشتانگیز باشد.
سلطان در جوابش گفت: روزهای سلطنت من از امروز تو هولناکتر است. خواستم به این وسیله تو را آگاه سازم.
هر لحظه دشمنان خارجی و داخلی از نزدیکان یا کسانی که در خارج به فکر تسخیر این آب و خاک هستند مرا بیش از تو نگران و زندگیام را تهدید میکنند. این است که آرزوی سلطنت با چنین اضطرابی همراه است.
✅ این مقدار تشویش و نگرانی برای کسانی است که فقط زیان مادی و دنیوی را ملاحظه میکنند؛ اما کسانی که با فکر و اندیشه، حساب فردای قیامت را دارند هنگامی که رهبر گروهی شوند شب را نیز از ترس پایمال شدن حق یک مظلوم خواب ندارند.
📚 پند تاریخ
--------------------------
@hamkalam
--------------------------
#داستان
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودش رفت😂😂😁😂
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
تروریست حادثه کرمان را شناسایی کنید
🔹وزارت اطلاعات در اطلاعیه سوم خود پیرامون فاجعه تروریستی کرمان، ضمن اعلام اخباری درباره دستگیری تعدادی از سرکردگان داعشی و انتقال آنها به بازداشتگاههای کشور، هویت یک تروریست را برای شناسایی منتشر کرد.
🔹در بخشی از اطلاعیه وزارت اطلاعات از شناسایی و رهگیری یکی از سرکردگان گروهک صهیونیستی داعش، به نام «محمد عادل عارف» معروف به «عادل پنجشیری» خبر داد.
🔹طبق آخرین ردهای بهدست آمده، وارد منطقهای در غرب تهران شده است.
🔹وزارت اطلاعات ضمن انتشار تصویر این تروریست سابقهدار، از شهروندان گرامی تقاضا دارد هر گونه اطلاعاتی از نامبرده را به ستاد خبری وزارت اطلاعات به شماره ۱۱۳ گزارش دهند.
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
#طنز_جبهه
بعد از عملیات خیبر، 6 – 7 نفر از دوستان آماده شدیم، بریم مشهد مقدس زیارت،
ما رسیدیم به مشهد مقدس، غسل زیارت کردیم و وارد صحن امام رضا علیه السلام شدیم، 😇😇😇
یه جنازه مرده، آوردند نماز میت بهش بخونند، منم اون دوران حدود۱۸ سال داشتم، بار اوّل بود میخواستم نماز ميت بخونم و نمی دونستم نماز ميت چه جوری هست، به دوستان گفتم بریم پشت سر این مرده نماز بخونیم، حدود۳۰ نفر ایستاده بودند ما هم ۶ نفر بودیم به جمع اون بندگان خدا اضافه شدیم، حاجآقا جلو ایستاد، مثل نماز مغرب و عشاء و صبح گفت: اللهاکبر، ما هم گفتیم اللهاکبر و ایستادیم به نماز شروع کرد به نماز میت خوندن و رفت تو تکبیر دومش، گفت: اللهاکبر، من رفتم رکوع، مرتب میگفتم سبحانالله! سبحانالله! سبحانالله! 😐😐
دیدم همه دارند می خندند و رفقاي ما پشتسرمون قاه قاه ميخندند، 😂😂ما پاگذاشتیم به فرار تو حرم امام رضا علیه السلام، صاحبمرده اومد دنبال ما، گفت تو مرده مارو از بین بردی!😬😬😬
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
626.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین شوت😂😂😂😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
روزی مردی زیر سایهی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در این موقع چشمش به کدو تنبلهایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت:
خدایا! همهی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوتهای به این کوچکی میرویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!
همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد.
مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت: خدایا! خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمیکنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود !!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
برای اینکه بچه ها رابطه بین پول و کارکردن را دریابند باید به آنها فرصت داد تاخریدهای خود را با برنامه ریزی برای پولهایی که به دست می آورند انجام دهند.
بسیاری از اوقات بچه هایی را می بینم که هرچه می خواهند پدرومادر برایشان فراهم می کنند و به بچه اجازه نمی دهند برای آنچه می خواهد تلاش و برنامه ریزی کند.این بچه ها فکر می کنند پول یک منبعی است که همیشه وجود دارد و دلیلی برای برنامه ریزی وجود ندارد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بد شانس😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
😂@hamkalam
❇️ وقتی جوادالائمه علیه السّلام متولّد شدند، پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السّلام فرمودند:
{ هذا المُولودُ المُباركٌ لَم يُولد في الإِسلامِ، مَولُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً مِنهُ عَلي شيعَتِنا }
❤️ این نوزاد مبارکی است که در اسلام مولودی با برکتتر از او برای شیعهی ما متولّد نیافته است.
📚 اصول کافی، ج1، ص321؛
📚 الارشاد، شیخ مفید، ص319؛
#میلاد_امام_جواد