401.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روش صحیح رد شدن از رودخانه. 😃
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#کلام_نور
💎 امیرالمومنین عليه السلام:
◾️ من ساءَ خُلقُهُ مَلَّهُ أهلُهُ
◾️ آن كه بد اخلاق باشد خانواده اش از او دلتنگ و بيزار شوند
📎 غررالحکم، ج۱ ص۶۲۵
#بد_اخلاقی
یک نکته بهداشتی
در برخی از مکانهای عمومی در قسمت سرویس های بهداشتی با گذاشتن دمپایی سعی می کنند بهداشت را رعایت کنند این کار باعث انتقال بیماری واگیر دار زگیل می شود
مدیران مدارس کم جمعیت و مساجد، دانشگاه ها و خوابگاهها مراقب سلامتی مردم باشید
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
530.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فلفل نبین چه ریزه😂😂😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد ، روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید
از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند ...
شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند!
روستایی آن سخن را نشنیده گرفت ، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت . ناگاه اسب لگدی زد . روستایی گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد!
شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود! روستایی او را کشان کشان نزد قاضی برد . قاضی از حال سوال کرد ، شیخ هم چنان خاموش بود . قاضی به روستایی گفت : این مرد لال است؟
روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد . پیش از این با من سخن گفته ،
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟
او جواب داد که : گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند . قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت ...
شیخ پاسخی گفت که زان پس در زبان پارسی مثل گشت :
"جواب ابلهان خاموشی است"
📚امثال و حکم
✍«علی اکبر دهخدا
#ضرب المثل
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود: "دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت".
شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ صبح در سالن اجتماعات برگزار میشود دعوت میکنیم!
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت میشدند، اما پس از مدتی کنجکاو شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آنها در اداره میشده که بوده است.
این کنجکاوی تقریباً تمام کارمندان را ساعت ۱۰ به سالن اجتماعات کشاند.
رفته رفته که جمعیت زیاد میشد، هیجان هم بالا رفت. همه پیش خود فکر میکردند این فرد چه کسی بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هرحال خوب شد که مرد!
کارمندان در صفی قرار گرفتند و یکی یکی از نزدیک تابوت میگذشتند. وقتی به درون تابوت نگاه میکردند؛ ناگهان خشکشان میزد و زبانشان بند میآمد.
آینهای درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه میکرد، تصویر خود را میدید.
نوشتهای نیز بدین مضمون در کنار آینه قرار داشت: «تنها یک نفر وجود دارد که میتواند مانع رشد شما شود و او هم کسی نیست جز خود شما!»
🔸 ما تنها کسی هستیم که میتوانیم زندگیمان را متحول کنیم.
🔸 ما تنها کسی هستیم که میتوانیم بر روی شادیها، تصورات و موفقیتهایمان اثر گذار باشیم.
🔸 ما تنها کسی هستیم که میتوانیم به خودمان کمک کنیم.
🔸 زندگی ما وقتی که رئیسمان، دوستانمان، والدینمان، شریک زندگیمان یا محل کارمان تغییر میکند، دستخوش تغییر نمیشود. زندگی ما تنها فقط وقتی تغییر میکند که تغییر کنیم.
🔸 باورهای محدودکننده خودمان را کنار بگذاریم و باور کنیم که ما تنها کسی هستیم که مسئول زندگی خودمان هستیم.
🔸 مهمترین رابطهای که در زندگی میتوانیم داشته باشیم، رابطه با خودمان است.
🔸 از مشکلات، غیرممکنها و چیزهایی که از دست داده ایم، نهراسیم. خودمان واقعیتهای زندگی خودمان را بسازیم.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#داستان
428.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه برگردون زیبایی🤣
😂@hamkalam