شبی ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ (ﺭﻫﺒﺮ ﺷﻮﺭﻭی ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﻟﯿﻦ) ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ نشه، ﮔﺮﻳﻢ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ فیلمی ﺩﺭ یک ﺳﻴﻨﻤﺎ ﺭﻓﺖ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻓﻴﻠﻢ اصلی، ﻳﻚ ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺒﺮی ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺑﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎی ﺧﻮﺩ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪن ﻭ ﺑﻪ اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﺪ!
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍشک ﺩﺭ ﭼﺸﻢ و ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮدی ﺷﺎﻧﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﻜان ﺩﺍﺩ ﻭ ﺯﻳﺮ لبی ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﻣﺮدک ﺍﺣﻤﻖ! ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ! ﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ ﻣﻲﺧﻮﺍهی ﺳﺮﺗﻮ ﺑﻪ باد بدهی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
شاگردی از عابدی پرسید::
تقوا را برایم توصیف کن؟
عابد گفت:
:اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به گذر شدی چه می کنی؟
شاگرد گفت:
پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود را حفظ کنم.
عابد گفت:
در دنیا نیز چنین کن تقوا همین است
از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار
زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شده اند.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴دولتمند خالف، خواننده تاجیکستانی آهنگ معروفِ «شاه پناهم بده» در ۷۴ سالگی، بعد از مدتها مبارزه با سرطان درگذشت
🌷بسم الله 🌷
ما ۱۶سالهِ هر روز⏰
صبح ها در بینُ الطلوعین
محفل تدبر قرآنی برگزار کردیم
🌹🌹🌹
دراین کانال شما ....
با قرآن .........ختم قرآن سحرگاهی هر روزه دارید
با قرآن .........در پخش زنده تدبر در قرآن هرروزه شرکت می کنید
با قرآن ........تغییراتی سریع در خود احساس میکنید
با قرآن........صوتهای کوتاه شاد هر روزه دارید
با قرآن ........مسابقات شرکت میکنید
با قرآن .........مشاوره رایگان میگیرید
با قرآن ........سیاست می آموزید
مناجات سحرگاهی، تقویم نجومی ،کانال شاد و متفاوت و معنوی
https://eitaa.com/joinchat/1686110466C88d8b794d3
بزنید اینجا و فقط یک هفته مهمان ماشوید
احساس غریبی مکن اینجا که رسیدی
این کلبه ناچیز تعلق به تو دارد
👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1686110466C88d8b794d3
مردی که از زندان آشويتس در لهستان(قتلگاه آدم سوزي )توانست فرارکند، دكتر ويكتور فرانكل اتريشي بود و با توجه به خودكشيهاي و فجايع زيادي كه با چشم خودش ديده بود روانشناسي بسيار متبحر شده بود مدير مدرسه اي فعال بود. او در آغاز هر سال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را می فرستاد:
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. چشمانم چیز هایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید می دیده، اتاق های گازی را ديدم كه توسط بهترين و ماهرترين مهندسين ساختمان ساخته شده بودند. بهـترين و متخصصترين پزشكاني را ديدم كه كودكان را به شكل ماهرانه اي مسموم ميكردند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستار هایی مـُردند که بهـترين پرستاران بودند، انسان هایی که توسط فارغ التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما می خواهم این است که:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن اين كودكان در آينده مي باشد.
پزشك شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن ،كار سختي نيست و مي شود با چند سال درس خوندن به آن رسيد اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما هست كه با هـيچ مدركي قابل مقايسه نيست.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#انسانیت
همسایه سردار در مزار شهدای کرمان
كتاب >نخل سوخته< زندگينامه >شهيد يوسفاللهي< را شرح ميدهد. >محمدحسين يوسفاللهي< در سال 1340 در شهر كرمان متولد شد. پدر او فرهنگي بود و در آموزش و پرورش خدمت ميكرد و همه فرزندان او از همان اوان كودكي با حضور در مساجد و جلسات مذهبي با اسلام و قرآن آشنا ميشدند. ارتباط و علاقه محمدحسين به نهجالبلاغه از اين دوران سرچشمه گرفت. روزهاي نوجواني او مصادف با روزهاي انقلاب بود و او يكي از عاملان حركت دانشآموزان در شهر كرمان بود. با آغاز جنگ عراق عليه ايران به جبهههاي نبرد شتافت و در لشكر 41 ثارا ، واحد اطلاعات و عمليات به فعاليت خود ادامه داد و بعدها به عنوان جانشين فرمانده اين واحد انتخاب شد. در طول جنگ پنج مرتبه به سختي مجروح شد و بالاخره آخرين بار بعد از عمليات والفجر هشت به دليل مسموميت حاصل از بمبهاي شيميايي در تاريخ 64/11/27 در بيمارستان لبافي نژاد تهران به شهادت رسيد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#یوسف-اللهی
***اوركت را انداخته بودم روي شانه ام. مي خواستم به ملاقات يكي از روحانيون بروم كه دست هايم را دراز كردم توي آستين هاي اوركت و آن را منظم كردم. محمد حسين كه داشت كنارم راه مي رفت و حركات من را مي ديد، گفت: برگرديم. اين كارت خالصانه نيست»
«وقتي نماز مي خواندي اوركت روي شانه ات بود اما حالا كه مي خواهي بروي ملاقات، آن را درست مي پوشي و مرتب مي كني.».
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#یوسف اللهی
روزی عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند چرچیل به ناچار دایره ای کشید و خروسی در آن انداخت.
گفت خروس را بدون آنکه از دایره خارج شود بگیرید.
این عده هر چه تلاش کردند نتوانستند و خروس از دایره بیرون می رفت.
آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد.
چرچیل خروسی دیگر کنار خروس اول گذاشت و این دو شروع به جنگیدن کردند!
آنگاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد ، و در پاسخ گفت این سیاست است.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید
سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید،هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود،وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان،او را شگفت زده کرد.
مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.
سقراط از او پرسید،" در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟"
پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت: این راز موفقیت است.
اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد رمز دیگری وجود ندارد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hAmkalam
28.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😎🎥دوربین مخفی😎🎥
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam