eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
✍خاطره در اردیبهشت سال 1389 بچه‌های مدرسه را به اردوی تفریحی همدان برده بودم. یکی از مکان‌های دیدنی این شهر آبشار زيبای گنجنامه است. بچه ها تا به این مجموعه رسیدند فارغ از زیبایی ها و هوای دل انگیز آن سرگرم خرید اسباب بازی ها شدند. بالاخره بازدید به سر آمد. و برای صرف ناهار راهی تالار شدیم. بچه ها از پله‌ها بالا می رفتند و یکی از کارکنان با انبوهی از کارتن های خالی پایین، در همین حین دیدم کارتن ها ریخت و کارگر تالار یقه یکی از دانش آموز را گرفت اجازه برخورد ندادم. علت را جویا شدم دانش آموز یک چاقوی اسباب بازی گرفته بود که نوک آن در برخورد با هر جسمی فورا داخل دسته می رفت دانش آموز با یک شوخی نابجا آن را به سمت کارگر نشانه رفته بود و ایشان هم فکر کرده بودکه آن چاقوی واقعی است. و تمام کارتن ها را رها کرده بود. البته در آن‌جا برای این شیطنت بچگانه چاره‌ای جز معذرت‌خواهی نداشتم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوش به حال کسی که اینطوری حامی دارد . @dohhol
🔖 امام علی علیه السلام: از غیبت بپرهیز، زیرا آن تو را با خدا و مردم دشمن میکند و اجر کارهای تو را از بین می‌برد. 📙 غررالحكم 2: 287 ح 2632
حديث روز امام صادق علیه السلام : «خيرى نيست در آن كس كه گردآوردنِ مال از راه حلال را دوست نمى‌دارد؛ تا با آن آبروى خويش را حفظ كند، دِينش را ادا نمايد، و با خويشانش پيوند داشته باشد». «لا خَيرَ في مَن لا يُحِبُّ جَمعَ المالِ مِن حَلالٍ؛ يَكُفُّ بِهِ وَجهَهُ، ويَقضي بِهِ دَينَهُ، ويَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ». الكافی : ج٥ ص٧٢ ح۵
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود. شیاد به معلم گفت: بنویس «مار» معلم نوشت: مار نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید. و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟ مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند. شرح حکایت اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار کنیم. همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
بسم الله الرحمن الرحیم وَ إنـّی لَأمـانٌ لِأهـْلِ الْأرْضِ کَما أنَّ النُّجُومَ أمانُ لِأهْلِ السَّماءِ؛ ‏/ امام مهدی (عج) 👈 من مایه امنیت زمینیان هستم، همانطور که ستارگان موجب امنیت آسمانیانند. 📚 بحارالانوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۸۱ ------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam -------------------------
مرد بیسوادی قرآن میخواند ولی معنی قرآن را نمیفهمید. روزی پسرش از او پرسید: چه فایده ای دارد قرآن میخوانی، بدون اینکه معنی آن را بفهمی؟ پدر گفت: پسرم! سبدی بگیر و از آب دریا پرکن و برایم بیاور. پسر گفت: غیر ممکن است که آب در سبد باقی بماند پدر گفت: امتحان کن پسرم پسر سبدی که در آن زغال میگذاشتند گرفت و به طرف دریا رفت سبد را زیر آب زد و به سرعت به طرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت و هیچ آبی در سبد باقی نماند پسر به پدرش گفت؛ که هیچ فایده ای ندارد. پدرش گفت: دوباره امتحان کن پسرم. پسر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب را برای پدر بیاورد. برای بار سوم و چهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد و به پدرش گفت؛ که غیر ممکن است پدر با لبخند به پسرش گفت: سبد قبلا چطور بود؟ پسرک متوجه شد سبد که از باقیمانده های زغال، کثیف و سیاه بود الان کاملاً پاک و تمیز شده است پدر گفت: این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد دنیا و کارهای آن قلبت را از سیاهی ها و نا پاکیها پرمیکند خواندن قرآن همچون دریا سینه ات را پاک میکند، حتی اگر معنی آنرا ندانی. ‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌ارسالی از مخاطبین کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوخی های ناجور... 😐😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
✅ﺍﻫﺎﻟﯽ يک ﺭﻭﺳﺘﺎ از بهلول براي سخنراني ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. بهلول قبول مي کند اما در ازاي آن صد سکه از آنها طلب مي کند. مردم کنجکاو سکه ها را تهيه کرده و در ميدان جمع مي شوند تا ببينند بهلول چه مطلب باارزشي دارد؟! در رﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ بهلول ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣردم مي ﮔﻮﯾﺪ: ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ و ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮔﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺞ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ 👈بهلول ﻟﺒﺨﻨﺪي ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺩﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ، ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻮﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ. ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﻬﺎﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸امام صادق علیه السلام: إذا قامَ القائِمُ عليه السلام حَكَمَ بِالعَدلِ وَ ارتَفَعَ في أيّامِهِ الجَورُ، و أمِنَت بِهِ السُّبُلُ، و أخرَجَتِ الأَرضُ بَرَكاتِها ورَدَّ كُلَّ حَقٍّ إلى أهلِهِ . 🔹هرگاه قائم برخيزد، به دادگرى حكم راند و ستم در روزگار او به سر آيد و راه ها امن شود و زمين بركت‌هاى خود را بيرون ريزد و هر حقى به صاحبش داده شود . 📚كشف الغمة : ج ٣ ص ٢٥٥ . کانال داستان بچه‌های مدرسه @hamkalam