eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
مرد بیسوادی قرآن میخواند ولی معنی قرآن را نمیفهمید. روزی پسرش از او پرسید: چه فایده ای دارد قرآن میخوانی، بدون اینکه معنی آن را بفهمی؟ پدر گفت: پسرم! سبدی بگیر و از آب دریا پرکن و برایم بیاور. پسر گفت: غیر ممکن است که آب در سبد باقی بماند پدر گفت: امتحان کن پسرم پسر سبدی که در آن زغال میگذاشتند گرفت و به طرف دریا رفت سبد را زیر آب زد و به سرعت به طرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت و هیچ آبی در سبد باقی نماند پسر به پدرش گفت؛ که هیچ فایده ای ندارد. پدرش گفت: دوباره امتحان کن پسرم. پسر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب را برای پدر بیاورد. برای بار سوم و چهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد و به پدرش گفت؛ که غیر ممکن است پدر با لبخند به پسرش گفت: سبد قبلا چطور بود؟ پسرک متوجه شد سبد که از باقیمانده های زغال، کثیف و سیاه بود الان کاملاً پاک و تمیز شده است پدر گفت: این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد دنیا و کارهای آن قلبت را از سیاهی ها و نا پاکیها پرمیکند خواندن قرآن همچون دریا سینه ات را پاک میکند، حتی اگر معنی آنرا ندانی. ‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌ارسالی از مخاطبین کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوخی های ناجور... 😐😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
✅ﺍﻫﺎﻟﯽ يک ﺭﻭﺳﺘﺎ از بهلول براي سخنراني ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. بهلول قبول مي کند اما در ازاي آن صد سکه از آنها طلب مي کند. مردم کنجکاو سکه ها را تهيه کرده و در ميدان جمع مي شوند تا ببينند بهلول چه مطلب باارزشي دارد؟! در رﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ بهلول ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣردم مي ﮔﻮﯾﺪ: ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ و ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮔﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺞ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ 👈بهلول ﻟﺒﺨﻨﺪي ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺩﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ، ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻮﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ. ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﻬﺎﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸امام صادق علیه السلام: إذا قامَ القائِمُ عليه السلام حَكَمَ بِالعَدلِ وَ ارتَفَعَ في أيّامِهِ الجَورُ، و أمِنَت بِهِ السُّبُلُ، و أخرَجَتِ الأَرضُ بَرَكاتِها ورَدَّ كُلَّ حَقٍّ إلى أهلِهِ . 🔹هرگاه قائم برخيزد، به دادگرى حكم راند و ستم در روزگار او به سر آيد و راه ها امن شود و زمين بركت‌هاى خود را بيرون ريزد و هر حقى به صاحبش داده شود . 📚كشف الغمة : ج ٣ ص ٢٥٥ . کانال داستان بچه‌های مدرسه @hamkalam
✍هر سال تعداد کثیری از دانش آموزان را به اردو می بریم امسال هم اردوی همدان و غار چال نخجیر دلیجان نیز در برنامه ی مدرسه وجود داشت که به لطف خدا انجام شد. قیل و قال، جنب و جوش و بازیگوشی دانش آموزان در اردو دیدنی است. بیشتر فکر بازی و سرگرمی هستند تا درس و مشق وخانواده و در این میان,، سر و صدای بچه ها هر رهگذری را به خود جلب، و او را یاد دوران دانش آموزی می اندازد. گاهی می پرسند چطور این شلوغی ها را تحمل می کنید. ما هم مثال می زنیم! مثل کسی که خانه اش در کنار اتوبان، خط راه آهن یا فرودگاه، به مرور زمان عادت می شود. دیگر صدای ماشین، هواپیما، قطار آزاردهنده نیست بلکه جزئی از زندگی می شود. ما هم عادت کرده‌ایم به شلوغی ها و شیطنت ها، اغلب مواقع صداها را نمی شنویم چون عادت کرده ایم. اما آیا می شود تصور کرد نمایندگان، مدیران و مسئولان هم به درخواست ها و مطالبه ها عادت کنند.!! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
مرحوم میرزا محمد تنکابنی در کتاب «قصص العلماء» می نویسد: «شاه عباس روزی به دیدن ملا عبدالله تونی آمد و آخوند مدرسه ‌ای ساخته بود ولی خالی از طلاب بود. سلطان در بازدید مدرسه از ملا عبدالله سؤال کرد: چرا مدرسه شما از طلاب خالی است؟. ملا عبدالله در جواب گفت: پاسخ این سؤال را بعداً به شما خواهم گفت. پس روزی آخوند ملا عبدالله به بازدید شاه عباس رفت، پس از طی تعارفات و گفتگوها پادشاه به ملا عبدالله گفت: چیزی از من خواهش کن! آخوند گفت: من مطلبی ندارم. سلطان اصرار کرد!. آخوند گفت: اکنون که شما اصرار دارید، یک حاجت دارم و آن این که من سواراسب شوم و شما در پیش روی من پیاده در میدان شاه حرکت کنید!. سلطان گفت: حکمت این کار چیست؟. آخوند گفت: جوابش را بعداً می گویم. آخوند ملا عبدالله سواراسب شد و شاه عباس در پیش روی او پیاده حرکت کرد و قدری راه رفته و همه اهل شهر این منظره را دیدند. سپس آخوند از سلطان خداحافظی کرد و به منزل آمد. بعد از مدتی سلطان بار دیگر به دیدن آخوند ملا عبدالله آمد و دید که مدرسه آخوند پُر از جمعیت طلاب است. وی از آخوند سؤال کرد: مدتی قبل مدرسه شما از طلاب خالی بود، اکنون مدرسه مملو از طلبه گردیده، دلیلش چیست؟ آخوند گفت: دلیلش به آن روز که از شما خواهش کردم شما پیاده و من سواره بین مردم برویم، مرتبط است. دلیلش آن است که مردم در ابتدای امر، فضیلت علم و عالم را نمی دانستند و ظاهربین بودند لذا ابتدا در مدرسه من کسی جمع نشد و در آن زمان که من سواراسب شدم و شما پیاده در جلو راه رفتید، مردم ارزش علم را فهمیدند که ارزش علم آن قدر زیاد است که پادشاه پیاده و در پیش رویِ عالم راه می ‌‌رود؛ لذا به جهت عزت دنیا و طلب جاه و جلال مال دنیا در مدرسه جمع شده و مشغول تحصیل می ‌‌باشند و چون بعضی از مراتب علم را طی کنند، نیت آن ها خالص خواهد شد و قصد قربتی که مقصود اصلی در علم و جمیع عبادات است، حاصل خواهد شد. داستان بچه های مدرسه 👇 @hamkalam
جمعه احوال عجيبی دارد هر كس از عشق نصيبی دارد در دلم حس غريبی جاری است و جهان منتظر بيداری است جمعه ، با نام تو آغاز شود يابن ياسين همه جا ساز شود جمعه يعنی غزل ناب حضور جمعه ميعاد گه سبز حضور جمعه هر ثانيه‌اش يكسال است جمعه از دلهره مالامال است ابر چشمان همه بارانی است عشق در مرحله پايانی است كاش اين مرحله هم سر می‌شد چشم ناقابل ما تر می‌شد -------------------------- کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam --------------------------
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام صادق عليه السلام: اَلبِّرُ وَحُسنُ الخُلقِ يَعمُرانِ الدِّيارَ وَيَزيدانِ فِى العمارِ؛ نيكى و خوش اخلاقى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند. (التوحيد، ص 63) کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
(ع) مےفرمايند: يك مؤمن چهارچيز بايد داشته باشد : 1⃣خانه وسيع 2⃣سواري خوب 3⃣لباس زيبا 4⃣چراغ پر نور شخصي پرسيد ما كه نداريم چه كنيم؟ حضرت فرمودند: اين حديث باطن هم دارد : 1⃣منظور از خانه وسيع، است كه بيان گر روح بزرگ است. 2⃣مركب خوب، است. 3⃣لباس زيبا، است. 4⃣چراغ پر نور، است كه ثمره آن بندگي است. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam