#کلام_نور
💎 امام علي علیه السلام:
بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ
ميان شما و پندپذيرى، پرده اى از غرور و خودخواهى وجود دارد
📙 حکمت 282 نهج البلاغه
#مرده_شور_ترکیبش_را_ببرد
حاج محمد ابراهیم کرباسی که برخی از نویسندگان حرف" ر "را به "لام "تبدیل کرده اند و ایشان را کلباسی نامیده اند، یکی از بزرگترین علماء و روحانیون قرن دوازدهم هجری بودهاند که در مورد زهد و کرامات ایشان حکایت ها نقل شده است.
حاجی کلباسی علاوه بر اینکه در اجرای احکام اسلامی بسیار دقیق بودند، بسیار شوخ طبع و بذله گو نیز بودند.
آورده اند که ؛روزی مطربی برای پرسیدن حکم شرعی به نزد ایشان آمد و از حاجی سوال کرد :از نظر شما حکم شرعی برای حرکات موزون بدن که عامه آنرا رقص می نامند چیست؟
حاجی کلباسی با ناراحتی گفتند :عملی است مذموم و حرام.
مطرب اندکی صبر کرد تا ناراحتی حاجی فروکش کرد سپس گفت :آقا، اگر دست راستم را بالا ببرم حرام است؟! حاجی گفتند :خیر به هیچ وجه!مطرب دوباره پرسید :اگر دست چپم را بالا ببرم چطور؟! حاجی با تعجب گفت :خیر به هیچ وجه! مجددا مطرب حکم شرعی حاجی را در مورد حرکات پای راست و چپ پرسید و هر بار حاجی جوابش این بود که، خیر حرام نیست!
حاجی که از سوالات پی درپی و عجیب مطرب خسته شده بود با تعجب گفت :برادر، نمی فهمم منظور شما از این سوالات عجیب چیست؟!
مطرب کهنه کار که، منتظر شنیدن همین سوال بود از جای خود بر می خیزد و جلوی حاجی شروع به رقص می کند و در همان حال میپرسد :حضرت آقا حالا چطور؟ این هم تنها حرکات دست ها و پاها است که شما گفتید، حرام نیستند !
حاجی کلباسی که تازه متوجه هدف مطرب شده بود با لبخند می گوید :"مفرداتش خوب است، ولی مرده شور ترکیبش را ببرد.! "
این اصطلاح به این معنی است که چند چیز به تنهایی خوب و مفید هستند، اما همزمان و با هم نتیجه مطلوب و مفید ندارد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
330.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقلید صدای حیوانات 😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
♥️ #امام_صادق_عليهالسلام :
جلوی چشم مردم، صدقه نده تا تو را ستایش کنند. زیرا اگر چنین کنی، پاداش خود را فقط در دنیا گرفته ای نه در آخرت. بلکه طوری پنهانی، با دست راستت صدقه بده، که حتی دست چپت هم خبردار نشود.
زیرا آن کسی که به خاطر او پنهانی صدقه میدهی، پاداش تو را آشکارا خواهد داد.
📗بحارالانوار جلد ۷۸ صفحه ۲۸۴
💎می گویند در روزگار قدیم مرد فقیری در دهی زندگی میکرد. یک روز مرد فقیر به همسرش گفت:((می خواهم هدیه ای برای پادشاه ببرم.شاید شاه در عوض چیزی شایسته شان ومقام خودش به من ببخشد و من آن را بفروشم و با پول آن زندگیمان عوض شود))
همسرش که چغندر دوست داشت،گفت:((برای پادشاه چغندر ببر!))اما مرد که پیاز دوست داشت،مخالفت کرد وگفت:((نه!پیاز بهتر است خاصیتش هم بیشتر است.))بااین انگیزه کیسه ای پیاز دستچین کرد و برای پادشاه برد.
از بد حادثه،آن روز از روز های بد اخلاقی پادشاه بود و اصلا حوصله چیزی رانداشت. وقتی به او گفتند که مرد فقیری برایش یک کیسه پیاز هدیه آورده، عصبانی شد ودستور داد پیاز ها را یکی یکی بر سر مرد بیچاره بکوبند. مرد فقیر در زیر ضربات پی در پی پیازهایی که بر سرش می خورد، با صدای بلند میگفت:((چغندر تا پیاز، الحمدلله!!))
پادشاه که صدای مرد فقیر را می شنید ، تعجب کرد و جلو آمد و پرسید: این حرف چیست که مرتب فریاد می کنی؟ مرد فقیر با ناله گفت:شکر می کنم که به حرف همسرم اعتنا نکردم وچغندر با خود نیاوردم وگرنه الان دیگر زنده نبودم!
شاه از این حرف مرد خندید وکیسه ای زر به او بخشید تا زندگیش را سرو سامان دهد! واز آن پس عبارت پیاز تا چغندر شکر خدا در هنگامی که فردی به گرفتاری دچار شود که ممکن بود بدتر از آن هم باشد به کار می رود.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
✅پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهیام را به کسی میدهم که بتواند مرا معالجه کند".
تمام آدمهای دانا دور هم جمع ر تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم میتوانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".
شاه پیکهایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....
آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.
آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبهای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی میگوید. "شکر خدا که کارم را تمام کردهام. سیر و پر غذا خوردهام و میتوانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری میتوانم بخواهم؟"
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پیکها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!
👈خوشبختی یک احساس است و لزوما با ثروت و جمال و ... رابطه مستقیم ندارد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
729.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول ایمنی بعد حرکت 😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
اللهمَّ صلِّ علی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ وَ أدْفَعْ عَنَّا البَلاءَ المُبْرَمَ مِن السَّماءِ إنَّكَ عَلى کُلِّ شَئٍ قَدِیرٌ
آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش💔
࿐჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ࿐
#رئیسی
هدایت شده از KHAMENEI.IR
25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب در دیدار جمعی از خانوادههای سپاهیان پاسدار که به مناسبت شب میلاد امام رضا(ع) برگزار شد، با ابراز تاثر از حادثه نگران کننده عصر امروز برای رئیس جمهور محترم و همراهان ایشان گفتند: امیدواریم خداوند متعال رئیس جمهور محترم و مغتنم و همراهان ایشان را به آغوش ملت برگرداند. همه برای سلامت این جمع خدمتگزار دعا کنند. ملت ایران نگران و دلواپس نباشند، هیچ اختلالی در کار کشور به وجود نمیآید.
💻 Farsi.Khamenei.ir