#کلام_نور
🌟امام على عليه السلام:
⚜أجمِلُوا في الخِطابِ تَسمَعُوا جَميلَ الجَوابِ
⚜زيبا سخن بگوييد تا پاسخ زيبا بشنويد
📘غررالحكم حدیث 2568
گویند کافری از حضرت ابراهیم (علیه السلام) طعام خواست.
حضرت ابراهیم (علیه السلام) گفت اگر مسلمان شوی، تو را مهمان کنم و طعام دهم.
کافر رفت.
خدای عزوجل وحی فرستاد که ای ابراهیم، ما هفتاد سال است که این کافر را روزی می دهیم و اگر تو یک شب، او را غذا می دادی و از دین او نمی پرسیدی چه می شد؟
حضرت ابراهیم (علیه السلام) در پی آن کافر رفت و او را باز آورد و طعام داد.
کافر گفت چه شد که از حرف خود برگشتی و پی من آمدی و برایم سفره گستردی؟
حضرت ابراهیم (علیه السلام) ماجرا را بازگفت.
کافر گفت اگر خدای تو چنین کریم و مهربان است، پس دین خود را بر من عرضه کن تا ایمان بیاورم و مسلمان شوم.
گفتنی است که در روایات نیز وارد شده است که مهمان را اکرام کنید، هر چند کافر باشد.
منابع:
1. بوستان سعدی، صفحه 59
2. ترجمه رساله قشیریه، صفحه 201
3. کشف المحجوب، صفحه 409
4. مصیبت نامه، صفحه 307
5. جامع الاخبار، صفحه 84
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
حضرت ابراهیم علیه السلام بسیار میهماندوست بود و تا میهمان به خانه او نمى آمد، غذا نمى خورد.
زمانی فرا رسيد كه يک شبانه روز، هیچ میهمانی بر او وارد نشد؛ پس از خانه بيرون آمد و به جستجوى میهمان پرداخت.
پيرمردى را ديد، جوياى حال او شد، ولی فهميد آن پيرمرد، بت پرست است. حضرت ابراهيم گفت: «افسوس! اگر بت پرست نبودی، میهمان من می شدى و از غذاى من مى خوردى»
پيرمرد از كنار ابراهيم گذشت.
در اين هنگام جبرئيل بر ابراهيم نازل شد و گفت: «خداوند مى فرمايد اين پيرمرد، هفتاد سال مشرک و بت پرست بود، ولی ما رزق او را كم نكرديم. اينک که غذای يک روز او را به تو حواله نموديم، تو به خاطر بت پرستى، به او غذا ندادى!»
حضرت ابراهيم عليه السلام پشيمان شد و به جستجوى آن پيرمرد رفت. او را پيدا كرد و با اصرار به خانه خود دعوت نمود. پيرمرد بت پرست گفت: «چرا بار اول مرا رد كردى، ولی حالا دعوت می کنی؟»
حضرت ابراهيم ، پيام و هشدار خداوند را به او خبر داد.
پيرمرد به فكر فرو رفت و گفت: «نافرمانى از چنين خداوند بزرگوارى، دور از مروت و جوانمردى است.»
آن گاه به یگانگی خداوند اقرار نمود و آيين ابراهيم عليه السلام را پذیرفت
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از بچه های مشهد در حضور رهبر انقلاب ( مدظله ) خاطره خندهدار تعریف میکنه😁
اونم به لهجه مشهدی 😀
چقدم باحال تعریف میکنه😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥رهبر معظم انقلاب: رای ندادن هیچ دستاورد و فایدهای ندارد
🔹امام خامنهای: کسانی ممکن است به هر دلیلی نتوانند در انتخابات شرکت کنند. با آنها حرفی نداریم.
🔹اما کسانی که اظهار بیمیلی به انتخابات میکنند و دیگران را به عدم حضور تشویق میکنند. اینها قدری بیشتر فکر کنند. رای ندادن هیچ دستاورد و فایدهای ندارد و مشکلی از کشور را حل نمیکند.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 اطلاعیه دفتر مقام معظم رهبری درباره برخی نقل قولهای غیر مستند از رهبر انقلاب و مسئولان دفتر ایشان
نقل قولهای غیر مستند و یا برداشتهای شخصی فاقد اعتبار است
✏️ متن اطلاعیه دفتر مقام معظم رهبری به این شرح است:
🔹️در روزهای اخیر مشاهده شده است که برخی از نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری و یا اعضای ستاد و افراد منتسب به آنها در اظهارنظرها و موضع گیریها، نقل قول هایی ناقص و یا نادرست از رهبر انقلاب اسلامی و یا مسئولان دفتر معظم له بیان کرده اند.اعلام میدارد هرگونه نقل قولِ غیرمستند به اسناد موجود و مکتوب از بیانات و اظهار نظرهای رهبر معظم انقلاب اسلامی و اکتفا به برداشت های شخصی و دریافتهای شفاهی از بیانات ایشان و یا مسئولان دفتر معظم له فاقد اعتبار و استناد است. انتظار میرود همگان نسبت به این موضوع توجه لازم را داشته باشند و از تکرار آن پرهیز شود.
دفتر مقام معظم رهبری
💻 Farsi.Khamenei.ir
#کلام_نور
💎 امام صادق عليه السلام:
كَم مِن صَبرِ ساعَةٍ قد أورَثَ فَرَحا طَويلاً، و كَم مِن لَذَّةِ ساعَةٍ قد أورَثَت حُزنا طَويلاً!
بسا لحظه اى شكيبايى كه شادى درازى را در پى آورَد و بسا لذّتى آنى كه اندوهى طولانى برجاى گذارَد
📖 ميزان الحكمه جلد6 صفحه156
از آقای نظام التولیه سرکشیک آستان قدس رضوی نقل است:
شبی از شبهای زمستان که هوا خیلی سرد بود و برف می بارید، آخرهای شب دستور دادم که تمام درهای حرم را ببندد. خادمی خبر داد که حاج شیخ حسنعلی در بالای بام در کنار گنبد مشغول نماز است و مدتی است که در حال رکوع می باشد و هر چند بار که مراجعه کردم، در همان حال رکوع بود.
گفتم با حاج شیخ کاری نداشته باش، فقط کمی آتش هیزم در اتاق پشت بام بگذار که وقتی نمازش تمام شد، گرم شود.
آن شب برف سنگینی در مشهد بارید. هنگام سحر که برای بازکردن درهای حرم آمدیم، به آن خادم گفتم برو ببین حاج شیخ در چه حال است.
خادم رفت و پس از چند لحظه برگشت و گفت: حاج شیخ هنوز در حال رکوع است و پشتش از برف پوشیده شده.
معلوم شد که ایشان از اول شب تا سحر در حال رکوع بوده است و سرمای شدید را اصلا احساس نکرده بود.
📚 نشان از بی نشانها / ص 33
#خواندنی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
226.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا تو باشی با عابر بانک شوخی نکنی😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam