eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
900 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
شخصی تعریف می کرد روزی در صف نانوایی ایستاده بودم که ناگهان پیرمردی فریادش بلند شد. معلوم شد پسر بچه ای شیطانی کرده و ریگ داغی را به پشت دست آن پیرمرد چسبانده است. پیرمرد همراه با جیغ و داد می خندید. گفتند: چرا می خندی؟! گفت: یادم آمد که من پنجاه سال پیش که بچه بودم در همین جا همین کار را درباره پیرمردی کردم. ریگ داغی از سنگک گرفتم و پشت دست آن پیرمرد چسباندم و امروز به مکافات عمل پنجاه سال پیش رسیدم!! فریادم برای سوختن دستم بود و خنده ام برای مکافات عمل. به نقل از: نشریه صفیر هدایت، شماره 30 هر کس به وزن یک ذره، عمل خیری انجام دهد آن را می بیند و هر کس به وزن یک ذره عمل بد کند همان را خواهد دید.سوره زلزال، آیه 8 اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇
🍀امیرالمومنین عليه السلام: 💢 الرّاضي بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فيهِ مَعَهُم، و عَلى كُلِّ داخِلٍ في باطِلٍ إثمانِ: إثمُ العَمَلِ بِهِ، و إثمُ الرِّضا بِهِ. 🔘هر كه به كردار عده اى راضى باشد، مانند كسى است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلى دست زند او را دو گناه باشد: گناه به جا آوردن آن و گناه راضى بودن به آن. 🖇 نهج البلاغه، حکمت۱۴۵
🌸🌿 🔸علامه امینی(ره): هر کس بعد از صلوات بگوید: " و عجل فرجهم " من او را در ثواب نوشتن کتاب الغدیر شریک می کنم! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
هنگامی که از درون زلال باشی ، خداوند به تو نوری می بخشد، آنچنان که ندانی و مردم تو را دوست مي دارند از جایی که ندانی و نیازهایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد! این یعنی پاک نیتی و پاک نیت کسی است که برای همه، بدون استثناء ، خیر بخواهد. چون می داند سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد. و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند. و سلامت آنها عافیت و آرامش او را سلب نخواهد کرد. پس چه زیباست که همیشه نیک اندیش وخیر خواه باشیم. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا میـگذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیززندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟ " استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود. سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. استاد گفت: “این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را؟!” مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: “اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست! لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!” استاد لبخندی زد و گفت: “پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.” استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟ استاد لبخندی زد و گفت: "من تمام زندگی خودم را با اطمینان به خالق رودخانه  هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم …" خود را به خدا بسپار و از طوفانهای زندگی هراسی نداشته باش چون خدا کنار تو و مواظب توست. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🍀امیرالمومنین عليه السلام: 💢 الرّاضي بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فيهِ مَعَهُم، و عَلى كُلِّ داخِلٍ في باطِلٍ إثمانِ: إثمُ العَمَلِ بِهِ، و إثمُ الرِّضا بِهِ. 🔘هر كه به كردار عده اى راضى باشد، مانند كسى است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلى دست زند او را دو گناه باشد: گناه به جا آوردن آن و گناه راضى بودن به آن. 🖇 نهج البلاغه، حکمت۱۴۵
وقتی از «مایکل شوماخر»قهرمان هفت دوره از مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک جهان رمز موفقیتش را پرسیدند او در جواب فقط یک جمله گفت: «تنها رمز موفقیت من این است زمانی که دیگران ترمز می گیرند من گاز می دهم! مطالعه کن وقتی که دیگران خوابند . تصمیم بگیر وقتی که دیگران در تردیداند. خود را اماده کن وقتی که دیگران در خیال پردازیند. شروع کن وقتی که دیگران در حال تعلل اند. کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند. صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند. گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند. لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگین اند . پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند. و به خاطر داشته باش که موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن !! رمز موفقیت گاز دادن است!! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
هارون‌الرشيد مردي بود ظالم و اذيت و آزارش به مردم زياد. به همين جهت بهلول از كارهاي او خيلي ناراحت بود و گاهي نمي‌شد كه كسي خنده او را ببيند. يك روز هارون علت ناراحتي او را پرسيد ولي بهلول جواب نداد تا اينكه هارون شخصي را انتخاب كرد و به او گفت: «پشت سر بهلول بدون اينكه متوجه شود راه برو و اگر خنده او را ديدي بيا به من بگو و صد درهم از من جايزه بگير». آن شخص تا چند روز همه جا ناظر كارهاي بهلول بود ولي نتوانست خنده او را ببيند تا اينكه يك روز بهلول دم دكان قصابي ايستاد و خيره‌خيره داخل دكان را تماشا كرد. درضمن نگاه كردن لبخندي بر روي لبش نشست. مرد فوري به حضور هارون رفت و هرچه ديده بود بيان كرد. هارون بهلول را خواست و گفت: «علت خنده تو در دكان قصابي چه بود؟» بهلول جواب داد: «من خيلي نگران بودم كه روزي با اين كارهايي كه تو مي‌كني مرا هم به آتش خودت بسوزاني ولي حالا فهميدم كه ـ بز را به پاي خودش مي‌آويزند، ميش را از پای خودش کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
مردی ریا کاری، به خانه‌ای برای مهمانی دعوت شد. دید صاحب‌خانه سفره را گسترده و وقت نماز است. ناراحت شد و گفت: چرا نماز نخوانده غذا می‌خورید؟ صاحب‌خانه گفت: تو برو نمازت را بخوان٬ ما کاری به کار تو نداریم. مهمان رفت و وضو گرفت و در اتاقی شروع به نماز خواندن کرد. صاحب‌خانه چون به اتاق آمد، دید مهمان قبله را برعکس ایستاده است. آرام رو به پسرش کرد و گفت: پسرم چرا به این مرد نگفتی قبله درست نیست؟ پسرش گفت: صدا نکن پدرم، بگذار بخواند. من وقتی آمدم دیدم قبله را درست نایستاده است. خواستم بگویم، نزدیک رفتم دیدم حمد و سوره را کلا غلط می‌خواند. با خود گفتم، حال که حمد و سوره را غلط می‌خواند و مشخص است نمازخوان نیست و برای ریا می‌خواند، چه فرقی برای خدا دارد هر طرف می‌خواند بخواند، چه رو به قبله چه پشت به قبله، قبول نیست. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
امام موسی کاظم (علیه السلام) : ✍ مَن أرادَ أن یکنَ أقوَی النّاسِ فَلیتَوکل عَلی الله 🖌 هر که می‌خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید. 📚 بحار الانوار ، ج۷ ، ص۱۴۳