eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
900 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
شتری از صاحب خود به شتری دیگر شکایت کرد که همواره بارهای گران(سنگین) بر پشت من می‌گذارد و مرا طاقت تحمل آن نیست. شتر پرسید: بار او چه چیز است که از حمل آن عاجزی؟ گفت: اغلب اوقات نمک است. گفت: اگر در راه جوی آبی باشد، یکی دو مرتبه در آن جوی آب بخواب تا نمک‌ها آب شود و بار تو سبک گردد و نقصان به صاحب تو رسد تا بعد از این تو را رنجه ندارد. شتر به سخن ناصح عمل کرد. صاحب شتر دریافت که خوابیدن شتر در میان آب، به سبب ضعف و بی‌قوتی نیست، بلکه از روی حیله است. پس این بار نمد بارش کرد. شتر ساده‌لوح به طریق معهود، در میان آب خوابید، ولی بارش دو چندان شد. صاحب شتر به زجر و شلاق، تمامش برخیزانید و شتر از بیم چوب، دیگر هرگز در میان آب نخوابید و این مثل شد که شتر را به نمد داغ می‌کنند. پیامها نیرنگ و فریب، سرانجامی جز شکست ندارد. کاربرد: این مثل در بیان سرانجام انسان مکار و فریب‌کار به کار می‌رود. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
نقل است که فردی پیش بهلول آمد و گفت: راهی بگو ڪه گناه ڪمتر کنم. بهلول گفت: بدان وقتی گناه می‌ڪنی، یا میدانی ڪه خدا تو را می‌بیند، پس ڪافری. 🔸 یا میدانی ڪه تو را می‌بیند و گناه می‌ڪنی، پس او را نشناخته‌ای و او را نزد خود حقیر و ڪوچڪ می‌شماری. 🌸 پس بدان شهادت به الله‌اڪبر، زمانی واقعی است ڪه گناه نمی‌ڪنی. چون ڪسی ڪه خدا را بزرگ ببیند نزد بزرگ مؤدب می‌نشیند و دست از پا خطا نمی کند کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
پادشاهی صبح زود برای شکار بیرون رفت. مردی زشت برابر او ظاهر شد، آن را به فال بد گرفت و دستور داد تا او را حسابی بزنند. اتفاقاً شکار خوبی داشت و حیوانات زیادی شکار کرد و خوشحال بازگشت. یادش آمد که آن مرد فقیر را بدون دلیل اذیت کرده است به همین خاطر تصمیم گرفت او را صدا کند و از او عذرخواهی کند. دستور داد او را حاضر کنند، وقتی آمد، پادشاه از او عذر خواست و خلعتی همراه با هزار درهم به او داد. مرد گفت: ای پادشاه من خلعت و انعام نمیخواهم اما اجازه بده یک سخن بگویم، گفت: بگو. گفت صبح اولین کسی را که تو دیدی من بودم و اولین کسی را که من دیدم تو بودی، امروز تو، همه به شادی و طرب گذشت و روز من به رنج و سختی، خودت انصاف بده، بین ما دو تا کدام شوم تر هستیم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🌷 امام حسین علیه السلام : ☘ قائم علیه السلام غیبتی دارد که برخی از او روی گردان شده و جمعی دیگر بر دین خود ثابت قدم می‌مانند . ایشان مورد اذیت قرار می گیرند و به آنان گفته می شود : اگر راست می گویید این وعده چه زمانی تحقق می یابد ؟ آگاه باشید صبر کننده بر اذیت و تکذیب در غیبت او همانند کسی است که با شمشیر در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جهاد کرده باشد . 📚 کمال الدین/ ج1/ ص 31 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
⭕️آغاز عمليات غرورآفرين "مرصاد" (۱۳۶۷ ش) ♦️پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، گروهک منافقین در پی عقب نشینی های موقت رزمندگان اسلام، فرصت را غنیمت شمرده و سعی در رسیدن به اهداف پلید خود نمود. منافقین با جمع آوری دیگر ضد انقلابیون سرخورده، نیرویی حدود ۱۵۰۰۰ نفر فراهم کرده و با بهره‌گیری از جنگ‌افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود، از غرب کشور به خاک جمهوری اسلامی ایران حمله کردند. 🔹نیروی هوایی عراق نیز با حمایت مقدماتی، آنها را برای فتح تهران، ترغیب کردند. با این اتحاد شوم، قسمت هایی از خاک میهن اسلامی مورد تجاوز قرار گرفت. ملت سلحشور و مسلمان ایران، پس از اطلاع از تجاوز منافقین به میهن اسلامی، به خروش آمده و به جبهه های جنگ اعزام شدند. سرانجام عملیات «مرصاد» به فرماندهی شهید صیاد شیرازی در پنجم مرداد ماه۱۳۶۷، با رمز مبارک یا علی(علیه السلام) در منطقه اسلام آباد و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز گردید. 🔸رزمندگان اسلام در ۳۴ کیلومتری باختران، راه را بر ستون‌های منافقین بستند و واحدهای زرهی رزمندگان، تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده و به آتش کشیدند. جاده باختران - اسلام آباد در همان لحظات اولیه، انباشته از ادوات سوخته شد و عکس العمل سریع رزمندگان، منافقین را به فراری مفتضحانه وادار کرد. در این تجاوز نابخردانه، صدها دستگاه تانک، نفربر، توپ و... منهدم یا به غنیمت نیروهای اسلام درآمد و بیش از ۳۰۰۰ نفر از منافقان نیز کشته و زخمی شدند. ✅بصیرت_افزایی |روشنگری دینی-سیاسی| ✔️ @basiratafzayi
💎 امیرالمومنین علیه‌السلام: 🔹 أعقَلُ النّاسِ مَن كانَ بِعَيبِهِ بَصيرا، و عَن عَيبِ غَيرِهِ ضَريرا. 🔸 خردمندترين مردم كسى است كه بيناى عيب خود باشد و كور عيب ديگران. 📎 غررالحکم، ۳۲۳۳
🔺جسد کربلایی حسین! ▫️حجت الاسلام عبدالله موسیانی به نقل از آیت الله نجفی(ره): 🔹 در یک ماه محرم در ایام ممنوعیت روضه خوانی در زمان رضاشاه، من و و بعضی از رفقا دور هم جمع بودیم و در این فکر بودیم که چه کنیم و به کجا برویم که یک مجلس روضه و عزاداری پیدا کنیم و در آن شرکت کنیم و برای سید مظلومان گریه کنیم. 🔸بلند شدیم و از در مدرسه فیضیه بیرون آمدیم، مقداری قدم زدیم تا رسیدیم به در مسافرخانه ای، شنیدیم از آنجا صدای گریه می آید، ما هم وارد شدیم، سوال کردیم چرا گریه می کنید؟ ⚡️گفتند: ما یک عده مسافریم از اهل اصفهان، آمدیم اینجا برای زیارت و یکی از رفقای ما بنام کربلائی حسین فوت کرده، شما هم بفرمائید در این سوگواری با ما شرکت کنید. 🍁دیدیم یک جنازه در وسط اطاق است ولی به ما اشاره کردند که صحنه ساختگی است، ما هم نشستیم مشغول گریه و عزاداری شدیم. 💢ماموری خبردار شد و آمد که مانع شود. پولی به او دادم و گفتم این بیچاره غریب است در اینجا مرده است مانعشان نباش. او هم رفت. ما تا آخر شب به بهانه کربلائی حسین مرحوم ساختگی، برای (ع) گریه زیادی کردیم. 📚کتاب اوج ارادت، صفحه ۵۰ و ۵۱. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
جیکاک جاسوس انگلیسی مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلیل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد، تخریب می کرد.! بعدها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار میداده . جیکاک برای اثبات حقانیت خود نیز از این عصا استفاده بسیار برد و به مردم می گفت که چون صاحب کرامت است شبها به اذن خدا نوری در پیش پایش روشن می شود تا بتواند راه را از بیراه تشخیص دهد. مردم شگفت زده بارها شب به دنبال وی راه می افتادند تا شاهد درخشش نور در پیش قدمهای وی باشند. وی با این کار نه تنها اعتماد و اعتقاد مردم را به خود جلب می کرد بلکه جایگاه و موقعیت سادات و برخی روحانیون را بسیار تضعیف می ساخت. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
خانواده ای چادر نشین در بیابان زندگی میکردند. روزی روباهی، خروسشان را خورد و آنها محزون شدند. پس از چند روز، سگ آنها مُرد، باز آنها ناراحت شدند. طولی نکشید که گرگی الاغ آنها را هم درید. روزی صبح از خواب بیدار شدند، دیدند همه چادر نشین های اطراف، اموالشان به غارت رفته و خودشان اسیر شده اند و در آن بیابان، تنها آنها سالم مانده اند. مرد دنیا دیده ای گفت: راز این اتفاق، این است که چادرنشینانِ دیگر، بخاطر سر و صدای سگ و خروس و الاغهایشان در سیاهیِ شب شناخته شده اند و به اسارت در آمده اند. پس خیر ما در هلاک شدن سگ و خروس و الاغ بود. در تمام رویدادها و حوادث زندگی صبر پيشه كن و به خدا اعتماد کن کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
ﭼﺮﭼﻴﻞ ‏می گوید: ﺭﻭﺯی ﺳﻮﺍﺭ تاکسی ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ BBC ﺑﺮﺍی ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ میﺭﻓﺘﻢ. ﻫﻨﮕﺎمی ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺟﺎ ﺭﺳﻴﺪﻡ، ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ﻟﻄﻔﺎً ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ. ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺁﻗﺎ! ﻣﻦ میﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺮﻳﻌﺎً ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻭﻡ ﺗﺎ ﺳﺨﻨﺮﺍنی ﭼﺮﭼﻴﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﮔﻮﺵ ﺩﻫﻢ. ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪی ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺩﻩ ﭘﻮﻧﺪی ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ. ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﮔﻔﺖ: ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎی ﭼﺮﭼﻴﻞ ! ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ، ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﺍﻳﻦﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮ میﻣﺎﻧﻢ! پول حتی علايق و احساسات انسان ها را عوض می كند! کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) : ✍ واللّه ما أرى عَبدا يَتَّقي تَقوىً تَنفَعُهُ حتّى يَخزِنَ لِسانَهُ. 🖌 به خدا قسم هيچ بنده اى را نديده ام كه تقوايش سودمند باشد ، مگر اينكه زبانش را نگه دارد. 📘 نهج البلاغة ، الخطبة۱۷۶
بزرگی می گفت: یک وقت جلوی شما یک سبد سیب می آورند، شما اول برای کناریتان بر می دارید، دوباره سیب بعدی را به نفر بعدی می دهید... دقت کنید، تا زمانی که برای دیگران برمی دارید سبد مقابل شما می ماند... ولی حالا تصور کنید همان اول برای خود بردارید، میزبان سبد را به طرف نفر بعد می برد... نعمتهای خدا نیز این طور است، با بخشش، سبد را مقابل خود نگه دارید. زندگی کردن با استانداردهای خدا بسیار زیبا خواهد بود🌸 ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 •✾📚 @hamkalam