eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
900 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 امیرالمومنین علیه السلام: 💢 الرَّاضِى بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ. 🔘 آن كس كه از كار مردمى خشنود باشد، مانند آن است كه در آن كار با آنها همراهى كرده است. 🖇 نهج البلاغه، ح۱۵۴
ایاز، غلام شاه محمود غزنوی (پادشاه ایران) در آغاز چوپان بود. وقتی در دربار سلطان محمود به مقام و منصب دولتی رسید، چارق و پوستین دوران فقر و غلامی خود را به دیوار اتاقش آویزان کرده بود و هر روز صبح اول به آن اتاق می‌رفت و به آنها نگاه می‌کرد و از بدبختی و فقر خود یاد می‌‌آورد و سپس به دربار می‌رفت. او قفل سنگینی بر در اتاق می‌بست. درباریان حسود که به او بدبین بودند خیال کردند که ایاز در این اتاق گنج و پول پنهان کرده و به هیچ کس نشان نمی‌دهد. به شاه خبر دادند که ایاز طلاهای دربار را در اتاقی برای خودش جمع و پنهان می‌کند. سلطان می‌دانست که ایاز مرد وفادار و درستکاری است. اما گفت: وقتی ایاز در اتاقش نباشد بروید و همه طلاها و پولها را برای خود بردارید. نیمه شب، سی نفر با مشعل‌های روشن در دست به اتاق ایاز رفتند. با شتاب و حرص قفل را شکستند و وارد اتاق شدند. اما هرچه گشتند چیزی نیافتند. فقط یک جفت چارق کهنه و یک دست لباس پاره آنجا از دیوار آویزان بود! وقتی پیش شاه آمدند شاه گفت: چرا دست خالی آمدید؟ گنج ها کجاست؟ آنها سرهای خود را پایین انداختند و معذرت خواهی کردند. سلطان گفت: من ایاز را خوب می‌شناسم او مرد راست و درستی است. آن چارق و پوستین کهنه را هر روز نگاه می‌کند تا به مقام خود مغرور نشود و گذشته اش را همیشه به یاد بیاورد. گر به دولت برسی، مست نگردی مردی گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی اهل عالم همه بازیچه دست هوسند گر تو بازیچه این دست نگردی مردی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
‎فردی تعریف می کرد که در وضو خانه مسجد شاهد بودم امام جماعت از دستشویی بیرون آمد و یکراست به محراب مسجد رفت و بدون وضو نماز خواند!! از آن مسجد بیرون رفتم و جای دیگری نماز خواندم! ‎از آن به بعد به همه دوستان و آشنایان گفتم که در فلان مسجد نماز نخوانید چون امام جماعت آن آلزایمر گرفته!! و نماز بی وضو می خواند!! ‎این رویداد گذشت تا یک زمان به علت بیماری؛ آمپولی تزریق کردم و هنگام نماز با خود گفتم یکبار دیگر محل تزریق را در دستشویی ببینم تا از طهارت لباس و بدن اطمینان داشته باشم. وقتی از دستشویی بیرون آمدم و آماده نماز شدم؛ گویی به من الهام شد: شاید آن روز هم امام جماعت مسجد؛ مشابه من به قصد دیگری وارد دستشویی شده است. از خودش این را پرسیدم. حرفم را تایید کرد. اما چه فایده من آبروی او را پیش افراد زیادی برده بودم! زود قضاوت نکنیم @hamkalam
روزی خلیفه بهلول را احضار کرد که :خوابی دیده ام و میخواهم تعبیرش کنی بهلول گفت :چیست؟ خلیفه گفت: خواب دیدم به جانور وحشتناکی تبدیل شده ام و نعره زنان به اطراف خود هجوم میبرم و آنچه از خرد و کلان در سر راه خود میبینم درهم شکسته و می بلعم. حالا بگو تعبیرش چیست؟ بهلول گفت: من تعبیر واقعیت ندانم فقط خواب تعبیر میکنم ... @hamkalam
333.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاقبت اعتماد به نارفیق😐😂😂 ‌ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🍇حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام 🍇  امام علي عليه السلام :اِذا رَاءَيْتَ اللّهَ سُبْحانَهُ يُتابِعُ عَلَيْكَ النِّعَمَ مَعَ الْمَعاصى فَهُوَ اسْتِدْراجٌ لَكَ.[شرح غررالحكم ، ج 3، ص 132.] هـر گـاه ديـدى خـداوند با وجود گناهان ، پيوسته به تو نعمت مى دهد، به هوش باش كه آنها براى تو نوعى غافلگيرى و مرگ ناگهانى است .
سگی نزد شیر آمد و گفت با من کشتی بگیر شیر سر باز زد . سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت، شیر از مقابله با من می هراسد شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام
گویند در بنی اسرائیل، مردی بود که می گفت من در همه عمر خدا را نافرمانی کرده ام و بس گناه و معصیت که از من سر زده است، اما تاکنون زیانی و کیفری ندیده ام. اگر گناه جزا دارد و گناهکار باید کیفر بیند، پس چرا ما را کیفری و عذابی نمی رسد!؟ در همان روزها، پیامبر قوم بنی اسرائیل نزد آن مرد آمد و گفت خداوند می فرماید که ما تو را عذاب های بسیار کرده ایم و تو خود نمی دانی! آیا تو را از شیرینی عبادت خود محروم نکرده ایم؟ آیا درِ مناجات را بر روی تو نبسته ایم؟ آیا امید به زندگی خوش در آخرت را از تو نگرفته ایم؟ عذابی بزرگ تر و سهمگین تر از این می خواهی؟ منبع: برگرفته از جامی، نفحات الانس، در ذکر حال عبدالله بن خبیق کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔹روباهی با شتری رفاقت ڪرد. هر دو دو بچه داشتند. شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچه‌ها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچه‌ها بماند و روباه به شڪار برای بچه‌هایش رود. 🔹شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچه‌هایش خوردند. شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچه‌ها راخورد.» 🔹 شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟روباه گفت: «ای برادر! اول صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!؟ نتیجه اخلاقی به هرکسی نمی شود اعتماد کرد علی الخصوص آن کس بیگانه باشد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
حضرت امام حسن عسکری عليه‌السلام فرمودند: هيچ گرفتارى و بلايى نيست مگر آن كه نعمتى از خداوند آن را در ميان گرفته است. 📚 بحارالأنوار، جلد ۷۸، صفحه‌ی ۳۷۴
هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است ... ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را! 👤جلال آل احمد کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔵 به ارزش‌هایمان احترام بگذاریم چینی‌های قدیم برای اینکه از شر حمله‌ی دشمنان در امان باشند دیوار بزرگ چین را ساختند؛ اما در صد سال اول ساخت دیوار، سه بار دشمنانشان بدان نفوذ کرده و با چینی‌ها جنگیدند. دشمنان از دیوار بالا نرفتند بلکه به دربان‌ها رشوه داده و از آن‌ها گذشتند. چینی‌ها به ساخت بنای استوار پرداختند اما برای تربیت نگهبان‌ها کاری نکردند. غافل از اینکه نیروی انسانی مهمترین مسئله است. یکی از شرق‌شناسان می‌گوید: برای انهدام یک تمدن، سه چیز را باید منهدم کرد: اول) خانواده دوم) نظام آموزشی سوم) الگوها و اسوه‌ها 👈 برای اولی، منزلت مادر به عنوان مربی کودکان را متزلزل کن. 👈 برای دومی، از منزلت معلم بکاه و در جامعه او را بی‌ارزش کن. 👈 برای سومی، منزلت نخبگان و دانشمندان را هدف قرار بده تا کسی آنها را الگوی خویش قرار ندهد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 ------------------------- @hamkalam -------------------------